مقالات > فتنه تكفير

فتنه تكفير

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۱ تعداد بازدید: 215

فتنه تكفير يكى از دردناك‏ترين مصائب جهان اسلام است.

سال‏هاست كه عده‏اى به نام اسلام، خون مسلمانان زيادى را مى‏ريزند و موجى از هراس و وحشت از اسلام را در دل‏هاى غير مسلمان به وجود آورده‏اند.



نویسنده:

مولا بخش مباركى‏[1]



[1] *. مدير مدرسه دارالعلوم چاتف.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چكيده:

فتنه تكفير يكى از دردناك‏ترين مصائب جهان اسلام است.

سال‏هاست كه عده‏اى به نام اسلام، خون مسلمانان زيادى را مى‏ريزند و موجى از هراس و وحشت از اسلام را در دل‏هاى غير مسلمان به وجود آورده‏اند. پديده تكفير بايد در چند مرحله مورد بررسى قرار بگيرد:

1- تكفير از تأسيس تثبيت‏

2- جريان‏هاى تكفيرى در دوره معاصر

3- معيار اسلام و كفر در قرآن‏

4- موجبات كفر در قرآن‏

5- حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام‏

در پايان مقاله نيز به بررسى سماع موتى خواهيم پرداخت.

كليدواژگان: فتنه تكفير، اسلام و كفر، علماى اسلام، سماع موتى.

دين مبين اسلام بدين منظور ظهور كرد تا مردم را ازتاريكى‏هاى جهالت و نادانى به نور پروردگار جهانيان رهنمون سازد و شارع، تحقق اين منظور را در ايمان آوردن به خداوند، فرشتگان، كتاب‏هاى آسمانى، پيامبران، روز رستاخيز و ايمان به قدر خير و شر آن قرار داده است. هم‏چنين خداوند متعال براى متمايز ساختن كافر از مسلمان، نشانه‏اى ظاهرى كه همان گواهى دادن به اين‏كه معبود به‏حقى جز خداوند نيست و محمد فرستاده اوست در نظر گرفته است، بر همين اساس، معيار صريح جدا كننده اسلام از كفر همين دو شهادت است. پس هر كس به اين عقايد كه درحقيقت اصول و مبانى اسلام مى‏باشند و به احكام حلال و حرام مبتنى بر آن‏ها ايمان نداشته باشد يا اين‏كه با تكيه بر عقل خود چيزى را كه خداوند حرام دانسته واجب بداند يا چيزى كه خداوند آن را حرام دانسته حلال نمايد كافر مى‏گردد و در دنيا، احكام مسلمانان بر او صادق و جارى نمى‏شود، امّا تعيين سرنوشت نهايى او در عالم آخرت- يعنى جاودانگى در آتش جهنم- مى‏بايست كه عدم ايمان وى ناشى از خودخواهى و عناد و انكار اين عقايد پس از اطلاع و تبليغ آن‏ها به او باشد. خداوند متعال‏مى‏فرمايد: «ستمگرانه و مستكبرانه معجزات را انكار كردند هرچند كه در دل بدان‏ها يقين و اطمينان داشتند».[1] و نيز مى‏فرمايد: «اين قرآن بر من نازل شده تا شما را و تمام كسانى را كه اين قرآن بدان‏ها مى‏رسد بيم دهم».

جهان اسلام و فتنه تكفير

يكى از دردناك‏ترين مسائلى كه امروز جهان اسلام با آن روبه‏روست فتنه تكفير است. اين غده بدخيم كه به تصوير منفى از اسلام دامن‏زده وجنايت‏هاى بى‏شمارى را در سوريه، عراق، پاكستان و كشورهاى ديگر مرتكب شده است؛ اقداماتى كه برخى از آن‏ها در قياس با فجايع بودائيان در قبال مسلمانان ميانمار به مراتب شرم‏آورتر است. در اين جنايت‏ها، مردم بى‏دفاع در كوچه و بازار و محل كار به‏خاك و خون كشيده شده و يا به طرز وحشيانه‏اى سر بريده مى‏شوند. جنايت‏هاى گسترده اين فرقه تكفيرى در حق مسلمانان بى دفاع، اعم از شيعه و سنّى ضرورت توجه ويژه به گسترش روزافزون اين پديده تلخ درجوامع اسلامى را دو چندان مى‏سازد. شايد در ابتدا آشنائى با سير تطور و شكل گيرى اين جريان انحرافى و آشنايى با مبانى آن ضرورى به نظر برسد اگرچه براى پرداختن به اين موضوع، مجالى بس وسيع نياز است با اين حال در اين مقاله، سعى خواهيم كرد تا به خاستگاه و جريان شناسى پديده تكفير بپردازيم.

پيشينه تكفير در جهان اسلام به صدر اسلام باز مى‏گردد؛ به اين معنا كه در برهه‏هايى از تاريخ، گروه‏هايى از مسلمانان مخالفان خود را كافر ناميده‏اند. واقعه مهم تاريخى درباره تكفير، غائله خوارج است، بسيارى از فرقه‏هاى خوارج، كسى را كه مرتكب يكى از گناهان كبيره مى‏شد كافر مى‏دانستند.

دو نكته اساسى در اين‏باره وجود دارد كه توجه به آن ضرورى است: اول اين‏كه فتواى به تكفير ديگران در تاريخ اسلام امر قابل قبولى ميان انديشمندان بزرگ نبوده است. دوم اين كه هر چند چنين نظرياتى در ميان بعضى از افراد در بعضى از مذاهب مذاهب ديده مى‏شود، اما هيچ يك از مذاهب رايج اسلامى حكم به اباحه خون و مال مخالفان خود نداده‏اند.

همان‏طور كه ذكر شد در تاريخ اسلام فتنه تكفير به همراه اباحه خون، مال، ناموس، با خوارج آغاز مى‏شود. در حوزه نظرى، انديشه تكفيرى در چند قرن گذشته ريشه در ديدگاه‏هاى ابن‏تيميه دارد و گروه‏هاى تكفيرى، ديدگاه تكفيرى خود را از ابن‏تيميه وام گرفته‏اند، از اين رو، براى فهم ديدگاه تكفيريون بايد ابن تيميه را نقطه عزيمت قرار داد. هر چند ابن‏تيميه نظريه پرداز پروژه تكفير در جهان اسلام است، اما در روزگار وى، ديدگاه تكفيرى از مرز نظريه پيش‏تر نرفت و در حوزه عمل به اباحه خون و مال مسلمانان نينجاميد. ابن‏تيميه به‏رغم تعريفى كه از كفر ارائه مى‏دهد و حصول كفر را با انكار ضرورى دين و يا احكام متواتر، و مورد اجماع گره مى‏زند، اما در عمل گروه‏هاى‏ فراوانى از مسلمانان را تحت عناوين گوناگون تكفير كرده و از دايره اسلام خارج نموده است و با اين نگرش، دايره مفهوم ايمان را بسيار تنگ و ضيق در نظر گرفته است.

تكفير در دوره محمد بن عبدالوهاب‏

در قرن دوازدهم با ظهور محمد بن عبدالوهاب در منطقه نجد انديشه تكفير از حوزه نظر وارد مرحله عملى شد، در اين مرحله، محمد بن عبدالوهاب واژه‏هايى مانند شرك و كفر را به‏سادگى درباره مسلمانان به كاربرد و خون مال و ناموس آنان را مباح شمرد. رساله‏هاى اعتقادى وى لبريز از تكفير نه تنها عوام مسلمانان بلكه علماى اسلامى است. محمد بن عبدالوهاب در تكفير حتى به مبانى ابن‏تيميه نيز وفادار نماند و خون، مال وناموس مسلمانان را مباح شمرد. وى در كشف الشبهات رسماً علماى اسلام را مشركان زمان ناميده و حكم تكفير آنان را صادر كرده است. محمد بن عبدالوهاب صريحاً اعلام مى‏كند كه بسيارى از اهل اين دوران و نيز زمانه گذشته، خود را فريب مى‏دهند و مى‏پندارند كه انتسابشان به اسلام و گفتن شهادتين، خون و مال آنان را محترم مى‏كند.

از همان وقت كه محمد بن عبدالوهاب عقايد خود را ابراز و مردم را به پذيرش آن‏ها دعوت كرد گروه زيادى از علماى بزرگ به مخالفت با عقايد او پرداختند. نخستين كسى كه به شدت با او مخالفت برخاست برادرش «شيخ سليمان بن عبدالوهاب» بودند كه از علماى حنبلى محسوب مى‏شود. شيخ سليمان، كتابى تحت عنوان الصواعق الالهيه فى الرد على الوهابيه تأليف كرد و در آن عقايد برادرش را رد كرد. زينى دحلان مى‏گويد: پدر محمد بن عبدالوهاب مردى صالح از اهل علم بود، برادرش شيخ سليمان نيز از اهل علم محسوب مى‏شد و چون شيخ عبدالوهاب و شيخ سليمان در ابتداى امر يعنى از زمانى كه محمد بن عبدالوهاب در مدنيه منوره به تحصيل اشتغال داشت از سخنان و كارهاى او دريافتند كه چنان داعيه‏اى دارد او را سرزنش مى‏كردند و مردم را از وى برحذر مى‏داشتند. محمود عقاد مى‏گويد: بزرگ‏ترين مخالف محمد بن عبدالوهاب برادرش شيخ سلميان صاحب كتاب الصواعق الالهيه است. عقاد همچنين‏ گفته است كه شيخ سليمان برادر شيخ محمد كه از بزرگ‏ترين مخالفان او بود در ضمن اين‏كه سخنان برادرش را به شدت رد مى‏كند مى‏گويد: امورى كه وهابيان آن را موجب كفر و شرك مى‏دانند و بهانه مباح شدن مال و جان مسلمانان مى‏پندارند در زمان ائمه اسلام به‏وجود آمده بود، ولى از هيچ يك از ائمه شنيده و روايت نشده كه مرتكبين اين اعمال راكافر يا مرتد دانسته و دستور جهاد با آنان را داده باشند و يا اينكه بلاد مسلمانان را به همان گونه كه شما مى‏گوييد بلاد شرك و دارالكفر ناميده باشند. در حالى كه وهابيان خود را پيرو احمد بن حنبل مى‏دانند محمد بن عبدالوهاب، علماى حنبلى را گرفتار شرك اكبر و ارتداد مى‏خواند. ابن فيروز كه خود عالمى حنبلى و مقلد ابن تيميه و ابن قيم است به سبب نپذيرفتن وهابيت در نگاه محمد بن عبدالوهاب، كافر و مرتد است.

سنت تكفير در نسل محمد بن عبدالوهاب (آل شيخ) هم‏چنان باقيمانده است. نوه‏ى او همانند پدربزرگ خود مسلمانان عصر خود را به شرك و كفر متهم كرد و آنان را بدتر از مشركان پيش از اسلام معناى لا اله الا اللّه را بهتر از مسلمانان مى‏فهميد.

جريان‏هاى تكفيرى در دوره معاصر

هر چند بيش از سه قرن از آغاز فتنه تكفيرى‏ها مى‏گذرد و در طول اين مدت اين جريان با افت و خيزهاى فراوانى روبه‏رو بوده است، اما هرگز گذر زمان و تحولات داخلى و خارجى از رويكرد افراطى اين انديشه نكاسته است. هم‏چنين گفتنى است كه مى‏بايست ميان وهابيت و تكفير تمايزاتى قائل شد و هر گروه وهابى را نمى‏توان جريانى تكفيرى قلمداد كرد. امروزه شاهد آن هستيم كه برخى از جريان‏هاى داخلى وهابيت، در واكنش به واقعيت‏هاى جهان اسلام وجامعه خود به اعتدال روى آورده‏اند. البته اين گروه‏ها نتوانسته‏اند بر فضاى غالب وهابيت تأثير به‏سزايى داشته باشند، از سوى ديگر در ارزيابى وضعيت تكفير در دوران معاصر بايد توجه داشت كه در قرن اخير، جهان اسلام شرايط جديدى را تجربه مى‏كند؛ وجود دشمنان مشترك بزرگى همانند آمريكا و اسرائيل و گسترش موج اسلام ستيزى و اسلام هراسى در غرب، و در مقابل رشد بيدارى اسلامى، زمينه‏هاى هم‏گرايى و تقريب را ميان ملل مسلمان فراهم كرده است، هم‏چنين عملكرد بد گروه‏هاى تكفيرى همانند القاعده، سپاه صحابه، لشكرجنگهوى و حزب التحرير موجب گسترش انديشه‏هاى تكفيرى در جهان اسلام شده است.

در اين ميان، عموم مسلمانان كه از گرايش‏هاى تند تكفيرى و ارهابى خسته هستند امروزه به دنبال يافتن مسيرى براى وحدت و همدلى مى‏باشند تا بتوانند در برابر دشمنان قدرتمند و متحد خود پيروز شوند، اما درحالى‏كه امروز جهان اسلام بيش از هر زمان ديگرى به وحدت و يكپارچگى نياز دارد وهابيت تكفيرى هم‏چنان بر طبل تكفير مى‏كوبد و همچون اسلاف خود به‏جاى مبارزه با دشمنان قسم خورده‏ى اسلام بذر تكفير را در جهان اسلام مى‏پراكند و قواى مسملين را تحليل مى‏برد.[2]

معيار اسلام و كفر در قرآن كريم‏

خداوند متعال، معيار اسلام و كفر را در قرآن به صورت شفاف بيان كرده است. از ديدگاه قرآن، كسى كه شعائر اسلام را اظهار نمايد و بگويد من مسلمانم، او مسلمان است و كسى اجازه تعرض به او را ندارد. قرآن مجيد، اظهار اسلام را نشانه مسلمان بودن مى‏داند و مى‏فرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً؛[3] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هنگامى كه در راه خدا گام مى‏زنيد و براى جهاد مى‏رويد تحقيق كنيد و به‏خاطر اين‏كه سرمايه ناپايدارى و غنايمى به‏دست آوريد به كسى كه اظهار اسلام مى‏كند نگوييد كه مسلمان نيستى.

در شأن نزول اين آيه آمده است: پس از بازگشت رسول خدا از غزوه خيبر «اسامة بن زيد» (رضى الله عنه) را به همراه جمعى به سوى تعدادى از روستاهاى يهودى‏نشين اطراف فدك‏ فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كند مردى يهودى به‏نام «مرداس بن نهيك» كه از حضور اسامه آگاهى يافت نزديكان و اموال خود را در كنار كوه جمع نمود و نزد اسامه (رضى الله عنه) آمد در حالى كه مى‏گفت: «اشهد ان لا اله الا اللّه و ان محمداً رسول اللّه» اما اسامه او را كشت. وى پس از بازگشت، نزد رسول خدا رفت و جريان را براى حضرت بازگو كرد رسول خدا به او گفت: مردى را كشتى كه به لا اله الا الله و انّ رسول الله شهادت داد. اسامه (رضى الله عنه) گفت اى رسول خدا او براى نجات از كشتن شهادت داد رسول خدا فرمود: آيا دل او را شكافتى تا آگاهى يابى.

هم‏چنين به نقل از ابن عباس (رضى الله عنه) شأن نزول اين آيه اين‏گونه است: گروهى از صحابه پيامبر از راهى مى‏گذشتند كه مردى يهودى از بنى سليم به صحابه- رضوان الله اجمعين- سلام كرد، آنان با خود گفتند سلام او براى نجات و پناه بردن بوده است از اين رو وى را به قتل رساندند و غنائمش را گرفتند. پس از آن‏كه نزد پيامبر آمدند اين آيه نازل شد.

خداوند متعال پيش از اين آيه درباره حفظ جان افراد مؤمن مى‏فرمايد: وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً.[4] از اين آيات، محفوظ و مصون بودن خون انسان مؤمن و مسلمان استفاده مى‏شود.

موجبات كفر در قرآن مجيد

كسى كه به‏جاى خدا غير او را برگزيند و براى او شريك قرار دهد، براى نمونه، دو آيه زير را شاهد مى‏آوريم:

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ‏؛[5] لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ[6] انكار قرآن مجيد است.

يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ‏[7] لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ‏.[8]

انكار خدا و رسول يكى ديگر از موجبات كفر است.

ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ‏ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ ...[9]

و كسانى‏كه چيزهايى كه خداوند تبارك و تعالى آن‏ها را حلال دانسته حرام بدانند. و چيزهاى حرام را حلال بدانند.

موجبات كفر در احاديث نبوى‏

احاديث فراوانى از پيامبر اسلام وجود دارد كه از تكفير كسى كه شهادتين گفته است نهى فرموده‏اند چه رسد به كسى كه به انجام دستورهاى دينى متعهد است نمونه‏هايى از اين احاديث را نقل مى‏كنيم:

«بنى الاسلام على خمس شهادة ان لا اله الا اللّه و ان محمد رسول الله والإقرار بماجاء به من عند الله و الجهاد ماض منذ بعث رسله الى آخر عصابة تكون من المسلمين فلا تكفروهم بذنب و لاتشهدوا عليهم بشرك».[10]

2. ابوداود از نافع و او از ابن عمر (رضى الله عنه) نقل مى‏كند كه پيامبر فرمودند:

ايّها الرجل مسلم كفَّر رجلا مسلماً فان كان كافرا و الّا كان هو الكافر.[11]

مسلم به نقل از نافع و اواز ابن عمر (رضى الله عنه) روايت كرده است:

«اذا كفّر الرجل اخاه فقد باءبها احدهم‏؛[12] هرگاه مسلمانى برادر دينى‏اش را تكفير كند گناه‏اى نسبت را يكى از آن دو به‏دوش كشيده است.

4. مسلم از عبدالله بن دنيار و او از ابن‏عمر (رضى الله عنه) روايت كرده است كه پيامبر فرمود: «أيّما امرء قال لاخيه يا كافر فقد باء بها احدهما ان كانت كما قال و الا رجعت عليه‏».[13]

5. بخارى در كتاب خود مى‏گويد: برخى از گناهان باز مانده دوران جاهليت هستند و هيچ كسى با انجام آن‏ها كافر نمى‏شود مگر با شرك ورزيدن. از پيامبر روايت مى‏كند كه خطاب به فردى فرمود: در تو آثار جاهليت هست و خداوند تبارك و تعالى مى‏فرمايد: إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ.

6. ترمذى در كتاب سنن خود به نقل از ابن ضحاك روايت مى‏كند كه پيامبر فرمود: «ليس على العبد نذر فيما لايملك و لاعن المومن كفاتله و من قذف مؤمناً».

7. ابوداود از اسامة بن زيدنقل مى‏كند: پيامبر ما را به جنگى در منطقه حرقات فرستاد ما در پيشاپيش لشكر بوديم وقتى دشمن شكست خورد و در حال فرار بود يك نفر از آن‏ها را دستگير كرديم او در اين موقعيت لا اله الّا اللّه گفت او را آن‏قدر زديم تا جان سپرد، وقتى ماجرا را براى رسول خدا گفتيم حضرت فرمود شما در روز قيامت با لااله‏الااللّه چه خواهيد كرد، گفتيم يا رسول اللّه او از ترس شمشير و كشته شدن لااله‏الّااللّه گفت، حضرت فرمود: آيا تو از ذهن او با خبرى و فهميدى كه او از ترس، كلمه توحيد بر زبان آورد، در روز قيامت در مقابل لااله‏الّااللّه چه خواهى گفت اسامه (رضى الله عنه) گفت رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم هميشه اين جمله را تكرار مى‏كرد تا آن جا كه من آرزو مى‏كردم اى كاش من مسلمان نشده بودم مگر همان روز.

8. هنگامى كه ذوالخويصرة به رسول خدا اهانت نمود و گفت به‏عدالت رفتار كن در بين كسانى‏كه در جلسه حاضر بودند ولوله‏اى بر پا شد، از آن جلمه خالد بن وليد- رضى الله- بود كه به پيامبر گفت: يا رسول الله اجازه دهيد گردنش را بزنم، حضرت فرمودند: «لافلعله يكون يصلى فقال: إنه رب مُصل يقول بلسانه ما ليس بقلبه انى لم اؤمران انقب قلوب الناس و لا اشق بطونهم‏».

در پرتو اين احاديث فراوان و روشنگر از رسول گرامى اسلام و سخنان انديشمندان اسلامى درمى‏يابيم كه تكفير مسلمان، كارى سهل و ساده نيست بلكه بسيار دشوار و خطير است. خداوند تبارك و تعاى مى‏فرمايند: وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ‏؛[14] و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند آن هم پس از آن‏كه نشانه‏هاى روشن پروردگار به آن‏ها رسيد و آن‏ها عذاب عظيمى دارند.

مسلمانان همواره در طول قرن‏هاى متمادى، هدف نقشه‏هاى شوم و تفرقه افكنانه استعمارگران بوده‏اند، آنان سعى كرده‏اند از طريق درگير كردن مسلمانان و ايجاد تفرقه در بين صفوف مسلمين، طُعمه لذيذى براى خود فراهم آورند تا بتوانند با وسايل گوناگون به غارت ثروت‏هاى مادى و از بيرن بين فرهنگ و تمدن اسلامى بپردازند. در همين راستا شاهديم كه گاه و بى‏گاه آتش فتنه‏اى را در مورد مسائل جزئى فقهى كه هيچ ارتباطى با مسائل اعتقادى ندارند روشن مى‏كنند تا مسلمانان به تكفير يكديگر بپردازند درحالى‏كه هميشه در بين فقها، مسائل فقهى مورد اختلاف بوده و هست؛ به عنوان مثال در مسئله روى هم گذاشتن دست‏ها هنگام نماز نظريات متفاوتى وجود دارد: برخى از فقها معتقد به‏استحباب، بعضى معتقد به كراهت وگروهى ديگر قائل به حرمت آن شده‏اند. در اين مسئله هر مجتهدى نظر خاصى دارد و هيچ مجتهد يا فقيهى نمى‏تواند فقيه ديگر را و مقلدان او را تكفير كند. در ساير مسائل فقهى نيز داستان از همين قرار است و اجتهاد درمورد آن‏ها جايگاه خاص را داراست. برخى از مسائل اعتقادى نيز كه از ضروريات اسلام به شمار نمى‏رود همانند مسائل فقهى محل بحث، بررسى، استدلال و اجتهاد هستند از قبيل عصمت انبياء پيش و پس از بعثت، حدوث و قدم قرآن، عينيت صفات خداوند با ذات يا زيادت آن بر ذات او. اين‏گونه مسائل، مرز توحيد و شرك يا ايمان و كفر نيست تا هر انديشمندى بتواند ديگرى را تكفير كند. هر محققى حق دارد با توجه به دلايل خودعقيده‏اى خاص برگزيند و اگر كسى خود، اهل تحقيق نبود اعتقاد اجمالى او به محتواى رسالت رسول اسلام كافى است.

با توجه به مطالب مذكور به اين نتيجه مى‏رسيم كه تكفير مسلمانان نسبت به يكديگر در زمينه مسائل فقهى و يا اعتقادى كه از ضروريات دين نيست امرى ناپسند و گناهى نابخشودنى است و حاصلى جز خدمت به استعمار ندارد. در اين باره نيازى به اطاله كلام و ذكر مثال‏هاى متعدد نيست كافى است با نگاهى به وضعيت كنونى مسلمانان و پراكندگى صفوف آنان اين نكته را دريابيم؛ حال آن‏كه اختلافات آنان در برخى مسائل فرعى فقهى و عقيدتى غيرضرورى خلاصه مى‏شود.

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماء اسلام‏

چنانچه حضرت علامّه قارى در شرح شفا مى‏فرمايند: «ادخال كافر فى الملة الاسلامية او اخراج مسلم عنها عظيم فى الدين‏»[15] قال الله تبارك و تعالى فى القرآن المجيد فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ‏ در روح المعانى تفسير اين آيت را از سلف اين‏گونه نقل فرموده است: فقد روى عن الجعفر الصادق (رضى الله عنه) انّه قال لو ان قوماً عبدواللّه تعالى و اقاموا الصلوة و اتوالزكاة و صاموا رمضان و حج البيت ...»؛ هر شخصى كه نماز و روزه بگيرد تكفير او از نظر حديث نبوى و كتب فقه و عقايد درست نيست كما رواه ابوداود فى الجهاد عن انس (رضى الله عنه) قال قال رسول اللّه: «ثلث من اصل الايمان: الكف عمن قال لا اله الّا الله و لا تكفره بذنب و لاتخرجه من الاسلام بعمل الحديث».

در شرح فقه اكبر عقايد، امام اعظم و در شرح عقايد از قول شيخ ابوالحسن اشعرى مسلك اهل سنت و جماعت اين‏طور نقل شده است: «ومن قواعداهل السنة و الجماعة ان لايكفرو احد من اهل القبله‏»[16] عن ابى حنيفة (رضى الله عنه) لانكفر اهل القبله بذنب انتهى عقيده بالذنب فى عبارة الامام و اصله فى حديث ابى داود كما ثّر انفاً».

حضرت ملا على قارى در شرح فقه اكبر اين‏طور مى‏فرمايند: «اعلم ان المراد باهل القبله الذين تفوق على ماهو من ضروريات الدين كحدوث العالم وحشرالاجساد و علم الله تعالى بالكليات و الجزئيات و ما اشقبه ذالك من المسائل المهمات فمن واجب طول عمره على الطاعات و العبادات مع اعتقاد قدم العالم و نفى الحشر او نفى علمه سبحانه و تعالى بالجزئيات لايكون من اهل القبله و ان المراد بعدم تكفير احد من اهل القبله السنة انه لايكفر احد مالم يوجد شئ من امارات الكفر و علاماته و لم يصدر عنه شئ من موجباته و فى شرح مقاصد فلا نزاع فى كفر اهل القبلة المواطب طول عمره على الطاعات باعتقاد قدم العالم و نفى الحشر و نفى العلم بالجزئيات و نحوذالك من موجبات الكفر»[17]

در شرح عقايد نفى نبراس چنين مى‏فرمايد: اهل القبله فى اصطلاح المتكلمين مصدق بضروريات الدين الى قوله فمن انكر شيئاً من الضروريات الى قوله لم يكن من اهل القبله و لو كان مجاهداً بالطاعات و كذالك من باشر شيئا من امارات التكذيب كسجود الصنم و الاهانة بامر شرعى و الاستهزاء عليه فليس من اهل القبله و معنى عدم تكفير القبله ان لايكفر بارتكاب المعاصى ولا بانكار الامور الخفيفة غير المشهورة هذا ما حققه المحققون ولاشك فى تكفير من انكر ان القرآن كلام الله بل قال انّه كلام محمد او غيره من الخلق ملكان بشراً و لانكفرا حداً من اهل القبلة بذنب مالم يستحله ان شاءالله‏».[18]

عن النبى: «انّه قال لايحل دم امرء مسلم يشهد ان لا اله الا اللّه و انّى رسول الله الّا باحدى ثلاث‏».

ديدگاه علماى ديوبنديه برائت علماى ديوبند در عقايد وهابيت سوال مى‏شود از فخر المحدثين حضرت مولانا خليل احمد سهارنپورى سوال دوازدهم:

محمد بن عبدالوهاب خون و مال و آبروى مسلمين را حلال مى‏پنداشت و همه را به شرك نسبت مى‏داد و درشأن سلف، گستاخى مى‏كرد، در اين مورد نظر شما چيست؟ آيا شما تكفير سلف و مسلمين و اهل قبله را جايز مى‏دانيد و در اين باره مشرب شما چگونه است؟

جواب از مولانا خليل احمد: به‏نظر ما حكم شان همان است كه صاحب كتاب در مختار فرموده است: خوارج گروهى است داراى شوكت و قوت كه بر امام وقت [امام على (رضى الله عنه)] با تاويل خروج نموده‏اند و عقيده دارند كه امام، مرتكب باطنى كفر ويا معصيت است كه قتال با او را واجب مى‏سازد. با همين گونه تأويل آن‏ها تعرض به جان و مال ما را براى خود حلال تصوّر مى‏كنند و زنان ما را به اسارت و بردگى مى‏گيرند.

(سپس مى‏فرمايد) حكم آن‏ها همانند حكم باغيان است. باز مى‏فرمايد: كافر قرار ندادن ما آن‏ها را صرفاً به اين خاطر است كه اين كارشان از راه تأويل است؛ هر چند كه تأويلشان باطل است.

علامه شامى (سيد محمد امين بن عابدين در شرحش رد المختار فرموده است:

«چنان‏كه در زمان ما از پيروان محمد بن عبدالوهاب چنين عملى سر زد كه آن‏ها از نجد بيرون آمده بر حرمين شرفين غالب شدند و خود را داراى مذهب حنبلى قلمداد مى‏كردند. اما عقيده آن‏ها بر اين بود كه فقط آن‏ها مسلمان هستند و كسانى‏كه مخالف عقايدشان باشند مشرك هستند و با همين تصور، كشتن اهل سنت و قتل علماى آنان را مباح دانستند تا اين‏كه خداوند متعال شوكت و قدرت آن‏ها را شكست. مى‏گويم محمد بن عبدالوهاب و هيچ يك از پيروان و هوادارانش در هيچ يك از سلسله‏هاى علمى يا فقهى و حديث تفسر و تصوف جز مشايخ ما نيستند.

اما حلال شمردن خون‏ها و آبرو و اموال مسلمين يا به‏ناحق مى‏شود و يا به‏حق، پس اگر به‏ناحق باشد بدون تأويل است كه در اين صورت، كفر و خروج از اسلام است يا تأويلى است كه در شرع جواز ندارد كه در اين صورت فسق است و اگر به حق باشد آن گاه امرى جايز و حتى واجب است. امّا تكفير مسلمين سلف پس حاشا كه ما آن‏ها را تكفير كنيم بلكه چنين حركتى به‏نظر ما برابر با رفض و ايجاد بدعت در دين و مبتدعانى كه اهل قبله هستند هم تا زمانى‏كه يك حكم ضرورى بديهى از ضروريات دين را منكر نشده باشند كافر قرار نمى‏دهيم و هرگاه انكار امرى از ضروريات دين از آن‏ها ثابت شد آن‏ها را تكفير مى‏كنيم. و در اين امر هم محتاطانه عمل مى‏كنيم. اين نظر ما و روش مشايخ‏مان مى‏باشد».[19] در فتاوى محموديه چنين مى‏فرمايد: «اى الفاظ المشتمله على الكفر يلزم منه الكفر قطعاً انكاراً لنصوص القطعيته من الكتاب و السنة انكار معراج رسول اللّه‏ يا اينكه بگونه قصه‏هاى بيان شده در قرآن بى‏بنياد هستند «فهذا كذب صريح على الله تعالى لقوله تعالى نحن نقص عليكم احسن القصص يا اينكه بگويد ان الوحى‏ كان مخترعاً من جهة النبى و ان لم يكن منزلا من الله تعالى على زعم هذا القائل و هو كذب و اختراع و افتراء كما افترت اليهود و النصارى على الله تعالى و رسله فصاروا مردودين من جناب الحق تعالى محذلين بكيد الشيطان و سماهم الله الكافرين الملحدين‏ با اينكه كسى بگويد اسلام دين كاملى نيست در مقابل خداوند مى‏فرمايد: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً لمّا ثبت ان هذه النكاة المذكورة معارضة لنص الكتاب و السنة و انكار و تمسخربها فنقول ان الفقهاء قطعوا حكم الكفر على هذا مثل الزعيم فقال فى التاتارخانية اذا انكرايةً من القرآن او سخر بآية من القرآن و فى الخزانه او عاب فقد كفر.[20]

كسى‏كه ديگر مسلمانى را كافر بگويد خودش كافر مى‏شود باب ما يتعلق بتكفير المسلم عن ابى ذر (رضى الله عنه) انه سمع النبى يقول لايرمى رجل رجلًا بالفسوق، و لايرميه بالكفر الّا ارتدت عليه ان لم يكن صاحبه.

كذالك صحيح بخارى‏[21] و كذا فى صحيح المسلم.[22]

قال الامام النووى فى تأويل الحديث أوجه أحدها انّه محمول على المستحل كذالك وهذا يكفر كذا فى المرقاة[23] عن ابن عمر (رضى الله عنهما) قال قال رسول الله «ايما امرى قال لاخيه كافر فقد باءبها احدهما ان كان كما قال و الّا رجعت معنا ان ذالك يؤل به الى الكفر و ذالك ان المعاصى كماقالوا يريد الكفر و يخاف على المكثر منها ان يكون عاقبة شومها المصير الى الكفر و يؤيد هذا الوجه ماجاء فى روايه فان كان كما قال و الّا فقد باء بالكفر[24] و فى الخلاصة: «من ابغض عالماً من غير مسبب ظاهر خيف عليه الكفر»[25]

وعن ابى ذر (رضى الله عنه) قال قال رسول الله: من دعا رجلًا بالكفر او قال عدو الله و ليس كذلك الاحار عليه».

« [متفق عليه‏]» و المختار للفتوى فى جنس هذه المسائل ان القائل بمثل هذه المقالات (اى قوله ياكافر) و يا يهودى و غيرها ان كان اراد الشتم ولايعتقده كافراً لايكف و ان كان يعتقده كافراً مخاطبه بهذا بناًء و على اعتقاد انه كافر يكفر.[26]

فتاوى رشيديه‏

و قال شمس‏الائمة السرخسى- رحمه الله تعالى: «السجود لغير الله تعالى على وجه التعظيم كفر» و قال العلامة الآلوسى- رحمة الله عليه تعالى- تحت قوله تعالى: وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ‏، و كونه- صلى الله تعالى عليه و سلم- خاتم النبيين مما نطق به الكتاب و صدعت به السنة و اجمعت عليه الامة فيكفر مدعى خلافه و يقتل ان اصّر»[27]

«و دعوى النبوة بعد نبينا كفربالاجماع و كذا فى شرح العقيده الطحاويه مطلب فى كل من «اعى النبوة بعد كاذب و من جحد القرآن اى كلّه او سورة منه اواية قلت و كذا كلمة او قراءة متواترة كفر»[28]

وبالجملة فالعلم بالغيب أمر تفرد به سبحانه تعالى ولاسبيل للعباد اليه الا باعلام منه و الهام بطريق المعجزة او الكرامة اوالارشاد الى الاستدلال بالامارات فيما يمكن فيه ذالك ثم اعلم ان الانبياء لم يعلموا المغيبات من الاشياء الّا ما علّمهم اللّه تعالى احيانا و ذكر الحنفية تصريحاً بالتكفير باعتقاده ان النبى يعلم الغيب لمعاوضة قولى تعالى قل لايعلم الغيب الا الله ياقل لايعلم الغيب من فى السموّات و الارض الغيب الا الله.

نظريه دكتر يوسف قرضاوى درباره تكفير و تكفيرى‏ها

نخستين مطلبى كه لازم است در مورد پديده افراط در تكفير بيان كنم اين‏است كه اين پديده، نياز به تحقيق و بررسى و ريشه‏يابى تمام جوانب آن‏را دارد تا با اين شيوه در جهت رفع مشكلاتى كه در اين زمينه ايجاد شده گامى سنجيده‏تر برداشته باشيم. اگر قدرتمندان در اين فكرند كه مى‏توان با قلع و قمع يا اعمال زور و زندان و ساير موارد تهديد به مبارزه با اين پديده پرداخت سخت در اشتباهند. زيرا انديشه را تنها با انديشه مى‏توان رد كرد و فكر را بايد با فكر پاسخ داد در برابر مبارزه با چنين پديده‏هايى از به‏كارگيرى تهديد به تنهايى جز اين‏كه آن‏را توسعه بيشترى بخشد و پيروانش را به اصرار و پافشارى وادارد نتيجه ديگرى حاصل نخواهد شد. بنابراين لازم است كه با اقامه دليل و برهان و رفع تشويش افكار و با دلايل منطقى و قانع كننده به توجيه چنين افراد پرداخته شود.

محقق و پژوهشگر با ريشه يابى اين قضيه در مى‏يابد كه پديده افراط در تكفير داراى علل و اسبابى به‏شرح زير است:

1. شيوع كفر و ارتداد علنى و آشكار در جوامع اسلامى؛ برخوردارى كافران و مرتدّان از مقام و منصب اجتماعى و افتخار آنان به كفرياتشان. از طرف ديگر، رسانه‏هاى گروهى به‏طور آشكار و پنهان براى ترويج كفر و ارتداد در ميان همه مسلمانان مى‏كوشند؛ بدون اين‏كه مورد تعرّض كسى قرار بگيرند. يا كسانى باشند كه آنان را از اين ضلالت و گمراهى باز دارند.

2. تساهل و كم كارى بسيارى از علماى دين در خصوص اين گونه افراد؛ درحالى‏كه اسلام، كاملًا از آنان بيزار مى‏باشد.

3. تجاوز و حمله به افكار و انديشه‏هاى اصيل اسلامى و دعوتگران دينى كه ملتزم به قرآن و سنت هستند و در فشار قراردادن آنان و دعوتشان و ظلم و سخت‏گيرى در حق آزاد انديشان. طبيعى است كه چنين گرايش‏هاى انحرافى به‏صورت زيرزمينى و در فضايى به‏دور از نور و روشنايى عمل كنند. اين جوانان با توشه اندكى از فقه و اصول اسلامى دارند و بدون تعمق و همه جانبه‏نگرى، بعضى نصوص را بدون توجه به ساير نصوص به عنوان دليل مى‏گيرند و يا غافل از محكمات به متشابهات مى‏پردازند.

يا بر اثر توجه به جزئيات از قواعد كلّى شريعت غافل مى‏مانند و يا از بعضى نصوص به‏طور سطحى و به سرعت نتيجه‏گيرى‏مى‏كنند؛ بدون اين‏كه به شرايط لازم براى فتوا دادن توجه كنند و بدون اهليت كافى فتوا مى‏دهند. بايد دانست، اخلاص به تنهايى وقتى كه قرين فهم عميق از شريعت خداوند متعال و احكام او نگردد هرگز كفايت نمى‏كند در غير اين‏صورت، پيروان اين انديشه‏ها به چاهى كه قبل از آنان‏ خوارج در آن افتاده بودند خواهند افتاد. به‏گفته امام احمد بن حنبل- رحمة الله عليه- خوارج هم اگرچه حرص و ولع شديدى به عبادت و مجادلات اعتقادى داشتند، اما از جهات بسيارى، مورد مذمّت ده‏ها حديث نبوى قرار گرفته‏اند. در همين راستا پيشوايان گذشته، همواره امّت اسلامى را به فراگيرى علم قبل از تعبّد و اجتهاد قبل از جهاد سفارش نموده‏اند تا مبادا ندانسته از برنامه‏هاى الهى منحرف گردند.

حسن بصرى- رحمة الله عليه- مى‏فرمايد: عالمان بدون علم، همچون رهروان بدون راهند كه فساد چنين كسانى بيش از اصلاح آنان است در طلب و جوياى چنان علمى باشيد كه به عبادت زيان نرساند و چنان در طلب و جويايى عبادت باشيد كه زيانى به علم نرساند، زيرا گروهى بدون برخوردارى از علم و دانش به عبادت پرداختند و در اثر نداشتن علم و آگاهى عليه امّت محمد شمشير كشيدند. اگر آنان علم كافى مى‏داشتند هرگز مرتكب چنان اعمالى نمى‏شدند.

مستحقان تكفير

بسى شايسته است كسانى را كافر بشمارى كه بدون شرم و رو در بايستى كفر خود را آشكار مى‏سازند و از تكفير كسانى‏كه ظاهراً اسلام را پذيرفته‏اند خوددارى كنيم، اگرچه باطن آنان خالى از ايمان و اعتقاد باشد. اين‏گونه اشخاص در عرف اسلام، «منافق» ناميده مى‏شوند؛ آنان‏كه با زبان خويش مى‏گويند ايمان داريم در حالى‏كه قلب‏هايشان خالى از نور ايمان است يا رفتارشان گفتارشان را تصديق نمى‏كند. در دنيا به مقتضاى ظاهر، احكام اسلام را برآنان جارى مى‏كنيم و در آخرت، به‏واسطه كفرى كه مرتكب شده‏اند و بر آن سرپوش گذاشته‏اند به برترين جايگاه فرستاده مى‏شوند.

كافرانى كه بدون هيچ شك و ترديدى به‏خاطر تكفيرشان واجب است از جامعه اسلامى طرد شوند عبارتند از: كمونيست‏هايى كه بر عقايد خود اصرار مى‏ورزند و على‏رغم مخالفت‏هايى كه مكتب كمونيستى با عقايد شريعت و ارزش‏هاى اسلامى دارند آن‏را به عنوان يك فلسفه و نظام زندگى مى‏پذيرند و معتقدند كه دين، افيون‏ جامعه است و به‏طور كلّى با دين اسلام دشمنى مى‏ورزند و از ميان اديان، بيشتر اسلام را نشانه گرفته‏اند، چرا كه اسلام داراى برنامه‏اى فراگير و همه جانبه است.

2. سياستمداران لائيك و رجال سياسى وابسته به احزاب سكولار كه آشكارا اسلام را رد مى‏كنند و نگرش آنان اين است كه دين بايد از سياست جدا گردد.

مسئله سماع اموات‏

اين مسئله كه آيا مردگان اموات مى‏توانند كلام كسى را بشنوند يا خير از مسائلى است كه خود صحابه (عليهم السلام) درباره آن با هم اختلاف نظر داشته‏اند: حضرت عبدالله بن عمر (رضى الله عنها) سماع مرده را به اثبات مى‏رساند و حضرت ام‏المؤمنين عايشه صديقه (رضى الله عنها) آنرا نفى مى‏نمايد، لذا اصحاب ديگر و تابعين هم به دو گروه تقسيم شده‏اند: بعضى قائل به اثبات وبعضى معتقد به نفى آن مى‏باشند و اين مضمون در قرآن يكى در سوره نمل و دوّم در سوره رم آيه 52 و 53 تقريباً با همين الفاظ آمده است: إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ‏[29] به اين الفاظ آمده است: وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ؛[30] «شما نمى‏توانيد كسانى را بشنوانيد كه در قبرها هستند.»

در اين هر سه آيه اين امر قابل توجه است كه در هيچ يك از آن‏ها نفرمود كه مردگان نمى‏توانند بشنوند بلكه در هر سه آيه اين نكته را نفى نمود كه شما نمى‏توانيد آن‏ها را بشنوانيد. از اختيار كردن اين تعبير و عنوان در هر سه آيه اشاره واضح به اين است كه امكان دارد مردگان استعداد و صلاحيت شنيدن را داشته باشند ولى ما نمى‏توانيم با اختيار خود آن‏ها را بشنوانيم.

در مقابل اين سه آيه، آيه ديگرى در قرآن كريم در حق شهدا آمده كه اين را اثبات مى‏كند كه: «به شهدا در قبرهايشان زندگى خاصى عنايت شده است و طبق آن زندگى به آن‏ها رزق هم مى‏رسد و نسبت به بستگان و پس ماندگان‏شان از جانب خدا به آن‏ها بشارت داده مى‏شود: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏.[31] اين آيه دليلى است بر اين‏كه پس از مرگ هم مى‏تواند در روح انسانى، شعور و ادراك باقى بماند بلكه در حق شهدا اين آيه بر وقوع آن شهادت مى‏دهد. شايد سؤال كنند: اين امر مختص به شهداست نه اموات ديگر؟ جواب اين است كه: از اين آيه حداقل اين ثابت مى‏شود كه پس از مرگ هم در روح انسانى مى‏تواند شعور و ادراك و ارتباطى به اين دنيا باقى بماند چنان‏كه به شهدا اين اعزاز داده شده است كه ارتباط ارواح شان با قبور و اجسادشان برقرار مى‏ماند.

هم‏چنين هر وقت خدا بخواهد مى‏تواند به اموات ديگر هم اين فرصت را بدهد. حضرت عبدالله بن عمر (رضى الله عنه) كه قائل به سماع موتى است قول او نيز مستند به حديث صحيحى است كه از خود او با اسناد صحيح منقول است؛ به اين عبارت: «مامن أحد يمرّ بقبر اخيه المسلم كان يعرفه فى الدنيا فيسلم عليه الّا رد الله عليه روحه حتى يرد عليه السلام‏»؛ كسى نيست كه به كنار قبر برادر مسلمان خود كه در دنيا او را مى‏شناخت گذر نكند و درود به آن نفرستد مگر اينكه خداوند روح آن شخص را برمى‏گرداند (قبر) و جواب سلام دهنده را مى‏دهد.

فاعلم ان مسئله سماع الموتى و عدمه من المسايل التى وقع الخلاف فيه بين الصحابه رضوان الله تعالى عليهم اجمعين فهذا عبدالله بن عمر (رضى الله عنه) يثبت السماع للموتى و هذه ام المؤمنين عايشه‏ (رضى الله عنها) تنفيه و الى كل مالت طائفة من علماء و الصحابه و التابعين.[32]

وفى كفايت المفتى للحضرت مولانا مفتى كفايت الله دهلوى‏: سوال سماع موتى نزد علماى محققين ثابت است يا نه؟

جواب: مسئله سماع موتى از قرون اولى مختلف فيه بوده و هست: اكثر صوفيه به سماع موتى قائل هستند لكن علماى حنفيه قائل به سماع موتى نيستند. بله وقتى‏كه مرده‏ در قبر گذاشته مى‏شود اين قدر حيات به او داده مى‏شود كه عذاب يا آرامش را حس كند.»[33] ولايرد تعذيب الميت فى قبره لانه توضع فيه الحياة عندالعامة بقدر ما يحس بالالم و ابنية ليست بشرط عند اهل السنة بل تجعل الحياة فى تلك الاجزاء المتفرقة التى لايدركه البصر و قال بعد اربعه اسطر و لايرد ما فى الصحيح من قوله لاهل قليب بدر هل وجدتم و ماوعدكم ربكم حقا فقال عمر اتعلم الميت يا رسول الله فقال عليه السلام و الذين نفسى بيده ما انتم باسمع من هولاء او منهم فقد اجاب عند المشائيخ بأنه غير ثابت يعنى من جهة المعنى و ذالك لان عايشة (رضى الله عنها) ردته بقوله تعالى: وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ انك لا تسمع الموتى وان انّها قال على وجه الموعظة للاحياء و بأنّه مخصوص بأولئك تضعيفا للحرمت عليهم و بانه خصوصية له عليه السلام معجزة لكن يشكل عليهم ما فى مسلم ان الميت ليسمع قرع نعالهم اذا انصرفوا الا ان يخصوا ذالك باول الوضع فى القبر مقدمة للسوال جمعاً بينه و بينه الآتين فانه شبه فيهما الكفار بالموتى لافادة بعد سماعهم و هوفرع عدم سماع الموتى‏ خلاصه الكلام اين كه: اين مسئله، فروعى است كه در بين بزرگان صحابه مثل حضرت عمر (رضى الله عنه) ابن عمر (رضى الله عنه) حضرت عبدالله بن عباس (رضى الله عنهما) و حضرت عايشه (رضى الله عنهما) مورد اختلاف رأى قرار گرفته و از سلف تا خلف هيچ يك از آن‏ها هم ديگر را به گمراهى و وهابى‏گرى متهم نكرده‏اند، زيرا اين مسئله فقهى است و در مسائل فقهى حتى در زمان خود رسول الله نيز تفاوت نظر وجود داشته برادر مسلمانش مى‏گذرد كه او را در دنيا مى‏شناخت به او سلام مى‏كند مگر اللّه تبارك و تعالى روح آن مرده را باز به او بر مى‏گرداند تا به سلام جواب بدهد از اين هم ثابت مى‏شود كه وقتى كسى سر قبر برادر مسلمانش رفته سلام گويد آن مرده سلام او را مى‏شنود و به او جواب مى‏دهد، بدين صورت كه اللّه تعالى در آن زمان روح او را به‏دنيا بر مى‏گرداند. از اين حديث دو امر ثابت مى‏گردد: يكى از اين‏كه مردگان مى‏توانند بشنوند، دوم اين‏كه شنيدن آن‏ها و ما با اختيار خود ما نيست بلكه هرگاه خدا بخواهد مى‏شنوند. و اگر نخواهد نمى‏شنوند. اين حديث نشان مى‏دهد كه هنگام سلام گفتن مسلمانى حق تعالى روح مرده را بر مى‏گرداند و سلام را به او مى‏شنواند و به او توانايى مى‏دهد تا جواب سلام را بدهد نسبت به بقيه‏ى احوال و كلمات نمى‏توان به طور قطعى فيصله داد كه مرده آن‏ها را مى‏شنود يا خير.

امام غزالى، علامه سبكى و غيره چنين تحقيق كرده‏اند كه اين امر از احاديث صحيح و آيه مذكور قرآن ثابت است كه بعضى از اوقات، مردگان كلام زندگان را مى‏شوند ولى اين ثابت نيست كه هر مرده‏اى در هر زمانى كلام هر كس راحتماً مى‏شنود پس بدين طريق بين روايات و آيات هم توافق ايجاد مى‏گردد امكان دارد كه مرده در بعضى اوقات كلام زندگان را بشنود و در بعضى اوقات ديگر نشنود، زيرا از آيات سوره نحل و سوره روم و سوره فاطر هم اين ثابت گرديد كه شنوانيدن مردگان در اختيار ما نيست بلكه كسى كه خدا بخواهد به او مى‏شنواند لذا در مواردى كه از احاديث صحيح شنيدن ثابت گردد در آن‏جا بر شنيدن بايد عقيده داشت و جايى كه ثابت نيست در آن‏جا هر دو احتمال وجود دارد بنابراين نه مجالى براى اثبات قطعى است و نه براى نفى قطعى و الله اعلم بالصواب»[34]

و نيز از احاديث ذيل، سماع موتى ثابت مى‏شود كه حضرت ابن عمر، و پدرش عمر سماع موتى را ثابت مى‏كنند:

عن انس (رضى الله عنه): ان النبى قال العبد اذا وضع فى قبره و تولى و ذهب اصحابه حتى انّه يسمع قرع تعالهم‏[35] عن صالح قال حدثنى نافع عن ابن عمر (رضى الله عنها) تعالى اخبره قال اطلع النبى على اهل قليب فقال وجدتم ماوعدكم ربّكم حقا فقيل له تدعوا فقيل له تدعوا امواتا قال ما انتم بأسمع منهم ولكن لايجيبون‏ حضرت بى‏بى عايشه (رضى الله عنها) و ابن عباس از آيات قرآنى نفى سماع را ثابت مى‏كنيد قال اللّه تبارك و تعالى: إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ و قال تعالى‏ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ.[36]

درباره سماع موتى‏

سوال: انسان را بعد موت ادراك و شعور باقيمانده و زائران خود را مى‏شناسند و سلام و كلام‏شان را مى‏شنود يا نه؟

جواب: انسان را بعد ادراك باقى مى‏ماند بر اين معنى شرع شريف و قواعد فلسفى اجماع دارند امّا در شرع شريف پس عذاب قبر و تنعيم القبر به‏تواتر ثابت است و تفصيل آن دفتر طويل مى‏خواهد در كتاب شرح الصدور فى احوال الموتى و القبور كه تصنيف شيخ جلال الدين سيوطى است و ديگر كتب حديث بايد ديد و در كتب كلاميه اثبات عذاب القبر مى‏نمايند، حتى كه بعض اهل كلام منكر آن‏را كافر مى‏دانند عذاب و تنعيم به‏غير ادراك و شعور نمى‏تواند شد و نيز در احاديث صحيحه مشهور در باب زيارت قبور و سلام برموتى و همكلامى با آن‏ها كه: «انتم سلفنا و نحن بالاثر و انا ان شاءالله بكم لاحقون‏» ثابت است.

درصحيح بخارى وصحيح مسلم موجود است كه آن حضرت به شهداى بدر خطاب فرمودند: «هل وجدتم ماوعدربكم حقا»، مردم عرض كردند: يا رسول الله اتكلم من اجساد و ليس فيها روح‏ فرمودند ما انتم باسمع منهم ولكن لايجيبون‏ و در قرآن مجيد هم ثابت است‏ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏[37] بلكه احوال پس ماندگان هم خوشى و بشادت ثابت است‏ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏[38]

بالجمله، افكار شعور و ادراك اموات اگر كفر نباشد در الحاد بودن او شبيه نيست فتاوى عزيزى ج اول ص 91- 92

نظريه حضرت مولانا شاه عبدالعزيز محدث دهلوى درباره عدم تكفير اهل قبله‏

وقال المدقق شمس الدين الحيالى فى حاشية قوله و من الواعد اهل السنة ان لايكفر معنى هذا القاعده ان لايكفر فى المسائل الجتهاديه اذا لانزاع فى تكفير من انكر ضروريات الذين هل التحقق ان‏ المراد باهل القبله فى هذا القاعده هم الذين لاشكرون ضروريات الدين لامن يوجه، وجهه الى القلبه فى الصلوة قال الله تعالى: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ[39] فى الصلوة قال الله تعالى: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ[40] فمن انكر ضرويات الدين لم يبق من اهل القبله لان ضروريات الدين منحصرة عندهم فى ثلاثة مدلول الكتاب بشرط ان يكون نصاً صريحاً لايمكن تأويله كتحريم الاصحاب و الثبات و تحريم الخمر و الميسر.

پس شايسته نيست كه هيچ يك كلمه گوى لاالّا اللّه محمد رسول اللّه را كافر بخوانيم. اسلام دين عطوفت و رأفت است: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ‏[41]

دين محبت بين برادر مسلمان. تعرض به عزت و آبرو و ناموس هيچ يك از برادران مسلمان جايز نيست؛ خصوصاً در دوره حاضر كه دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن از هر طرف به مسلمانان حمله‏ور هستند بايد از فتنه آن‏ها آگاه باشيم و وحدت وانسجام خود را حفظ كنيم. اللّهم وفقنا لما تحبّ و ترضا و اجعل آخرتنا خير من الدنيا.[42]



[1] . نمل، آيه 14.

[2] . مكر تكفير، ص 19- 2- 21.

[3] . سوره نساء، آيه 94.

[4] . نساء، آيه 93.

[5] . مائده، آيه 72.

[6] . همان.

[7] . انعام، آيه 25.

[8] . همان، آيه 7.

[9] . كهف، آيه 105.

[10] . سنن ابى داود، 4672.

[11] . همان.

[12] . صحيح مسلم، 2714.

[13] . همان.

[14] . آل عمران: 105.

[15] . شرح شفا، ص 500.

[16] . شرح التحرير، ج 3، ص 318.

[17] . جواهر الفقه، ج 1، ص 1314.

[18] . شرح عقايد، ص 572.

[19] . عقايد اهل سنت، ص 99.

[20] . كتاب احكام المرتدين، فصل فيما يتعلق بالقرآن ج 5، ص 390.

[21] . كتاب الادب با ما ينهى عن المساجد و اللعن 2/ 893.

[22] . كتاب الايمان باب بيان حال ايمان من قال لاخيه المسلم يا كافر 1/ 57 قديمى.

[23] . شرح المشكوه كتاب الآداب باب حفظ اللسان 8/ 596 مكتبه حقانيه پشاور.

[24] . الصحيح لمسلم مع شرحه النووى كتاب الايمان باب ماجاء فى بيان حال ايمان من قال لافيه المسلم يا كافر»- 571- قديمى.

[25] . شرح الفقه الاكبر فصل فى العلم و العلماء.

[26] . الفتاوى العالمگيريه كتاب السر موجبات الكفر انواع و منها ما يتعلق تبليقين الكفر و الامر بالارتداد.

[27] . آلوسى، روح المعانى، ج 2، ص 41.

[28] . شرح الفقه الاكبر، ص 167.

[29] . نمل: 80.

[30] . فاطر: 22.

[31] . آل عمران: 169.

[32] . محمد شفيع: احكام القرآن.

[33] . الشامى: ج 2، ص 134.

[34] . تفسير معارف القرآن، ج 10، ص 237 به بعد.

[35] . بخارى، صحيح بخارى، كتاب الجنائز، باب الميت يسمع خفق النعال ص 48.

[36] . فاطر: 22.

[37] . بقره: 154.

[38] . آل عمران: 17.

[39] . فتاوى عزيرى، ج اول، ص 92- 91.

[40] . بقره: 177.

[41] . فتح: 29.

[42] كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام _نخستين: 1393: قم)، مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، 10جلد، دار الإعلام لمدرسة اهل البيت (عليهم السلام) - قم - ايران، چاپ: 1، 1393 ه.ش.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش