مقالات > آسيب‏ شناسى جريان‏هاى تكفيرى و ...، از منظر مقام معظم رهبرى

آسيب‏ شناسى جريان‏هاى تكفيرى و ...، از منظر مقام معظم رهبرى

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۱ تعداد بازدید: 79

آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى و راهكارهاى مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبرى

پژوهش حاضر، به آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى از منظر مقام معظم رهبرى در سه عرصه: باورها، حوزه اخلاق و رفتار، پرداخته است و به تناسب، راه‏كارهاى برون‏رفت از آسيب‏هاى جريان‏هاى تكفيرى از منظر رهبرى مورد بررسى قرار گرفته است.



عليرضا دانشيار*[1]



[1] * دانشجوى دكترى مطالعات انقلاب اسلامى از دانشگاه معارف اسلامى قم و پژوهشگر پژوهشگاه بين‏المللى المصطفى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چكيده:

پژوهش حاضر، به آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى از منظر مقام معظم رهبرى در سه عرصه: باورها، حوزه اخلاق و رفتار، پرداخته است و به تناسب، راه‏كارهاى برون‏رفت از آسيب‏هاى جريان‏هاى تكفيرى از منظر رهبرى مورد بررسى قرار گرفته است. در سطح باورها و اعتقادات، جريان‏هاى تكفيرى، از توحيد و شرك و ساير مفاهيم دينى، درك ناقص و بدعت‏آميز و غيرعقلانى دارند. در حوزه آسيب اخلاقى، مهم‏ترين خصوصيت آن‏ها، «جهالت» و بى‏خبرى و نوعى خباثت درونى است كه منجر به دورى از حقيقت و بى‏تقوايى و سقوط در ورطه رذيلت و تباهى شده است. در سطح رفتارى، در جنبه فردى مهم‏ترين ويژگى جريان‏هاى تكفيرى را مى‏توان ستيزه‏جويى، خشونت، فسادانگيزى، ترور و در نهايت جنايت و خونريزى را نام برد و در جنبه رفتار اجتماعى، مهم‏ترين ويژگى آنان را مى‏توان ايجادكننده تفرقه ميان مسلمانان، نابود كننده تمدن و فرهنگ، تقويت‏كننده دشمنان اسلام را نام برد.

به تناسب، راه‏كارهاى برون‏رفت از مشكلات و آسيب‏هاى جريان‏هاى تكفيرى، در دو عرصه فكرى- فرهنگى و سياسى ارائه شده است. در عرصه راهكارهاى فكرى- فرهنگى براى مقابله با جريان‏هاى تكفيرى، امت اسلامى بايد به تقويت گفت‏وگو و تقريب مذاهب اسلامى، تفاهم بر سر مشتركات ميان شيعه و اهل سنت، پرهيز از اختلاف‏افكنى و نمودهاى تشديد آن و بازگشت به قرآن و فهم دقيق رويكردهاى قرآنى در جلوگيرى از تفرقه و اتحاد دنياى اسلام را اشاره نمود. از جمله راهكارهاى سياسى مى‏توان به تقويت همگرايى و وحدت ميان مسلمين و لزوم شناخت و طرد دشمن را اشاره نمود. كه با شناخت نقاط آسيب‏ها و با به‏كار بستن راه‏كارهاى همسازگرايانه و همگرايانه در دو زمينه فرهنگى و سياسى مى‏توان ريشه جريان‏هاى تكفيرى را در جهان اسلام خشكاند.

كليدواژگان: آسيب‏شناسى، جريان‏هاى تكفيرى، باورها، اخلاق، رفتار، راهكارها.

مقدمه:

مسئله تكفير به يكى از موضوعات بغرنج و غده چركين در پيكره جهان اسلام بدل شده است. در مورد چرايى و پيدايى پديده تكفير، عوامل مختلفى عنوان شده است كه شايد بتوان در كنار عوامل سياسى- اجتماعى عامل عقيدتى- فرهنگى تأثيرگذار بر اين گروه‏ها را بيشتر از ساير عوامل برجسته نمود. البته سير اقدامات و جنايت‏هاى اين گروه‏ها با ادعاى دينى، چنان انزجارى در بين مسلمين از سنى و شيعه پديد آورده كه در باور هيچ‏كس نمى‏گنجد كه اين گروه‏ها تحت‏تأثير جريان‏هاى عقيدتى باشند. با اين وجود، بايد يادآور شد كه اين گروه‏ها به شدت از نوعى عقايد پالايش نشده و انحرافى تأثير پذيرفته و اين تأثيرپذيرى در مرحله عملكرد و رفتار خشونت‏آميز و جنايت‏كارانه و متأسفانه در برخى موارد در قالب‏هاى دينى نمود يافته است. در مورد جريان‏هاى تكفيرى بايد يادآور شد كه اين جريان‏ها يك سير تاريخى را پشت‏سر گذاشته و مرحله كنونى بازتابى از مراحل تاريخى است. مراحل و سير تاريخى كه به نظر مى‏رسد اين‏ گروه‏ها متأثر از آن‏ها هستند عبارتند از: الف. عقايد ابن‏تيميه و محمدبن عبدالوهاب و تا حدودى خصلت انقلابى اين گروه‏ها، تحت‏تأثير برخى از جريان‏هاى و افكار مصرى نيز مى‏باشد. البته بايد يادآور شد كه افكار و عقايد نادر گروه‏هاى تكفيرى، مطابق با هيچ يك از مذاهب اصيل اسلامى اعم از سنى و شيعه نيست بلكه رگه‏هاى عقايد اين گروه‏ها را مى‏توان در تاريخ نيز مشاهده كرد از آن جمله مى‏توان خوارج را نام برد كه با جريان‏هاى تكفيرى تشابهاتى دارند. پس از فتنه خوارج، تاريخ اسلامى مسلمين، در دوران‏ها و مراحل گوناگون شاهد مذاهب و جنبش‏هاى عديده‏اى شد. در رأس اين جنبش‏ها، فرقه‏اى است كه از تكفير عموم مسلمانان و نسبت دادن آنان به شرك پروايى ندارد. در عرصه جهان امروز نيز موج تكفير به پديده همگانى و شمشير چيره‏اى بدل شده است كه برخى آن را به روى مخالفان عقيدتى و مذهبى خويش بيرون مى‏كشند و در اين زمينه به افراط گراى، خشونت و جنايت و تباهى و فساد انگيزى در جهان اسلام كشانده شده‏اند. اين انديشه تكفير است كه چهره اسلام را در جهان كنونى زشت جلوه داده و مسلمانان را تضعيف و آنان را به ملت‏هايى ناسازگار و گروه‏هايى پراكنده بدل كرده است.[1]

ويژگى‏هاى مهم جريان‏هاى تكفيرى، گناه قلمداد كردن اعمال حسنه مسلمانان، تكفير مسلمانان به خاطر ارتكاب گناه و مباح دانستن خون و اموال آن‏ها به همين علت، تعصب شديد، دشمنى سخت با على (ع) و خاندانش، اخذ به ظاهر الفاظ قرآن و سنت بدون رعايت تفسير و بدون لحاظ مبانى عقلى و اصولى، بدعت دانستن هر چيزى كه در قرآن و سنت نيامده است، تقدس ظاهرى و كوشا بودن در عبادات، كافر پنداشتن بقيه مسلمانان به جز خودشان و تطبيق آياتى از قرآن كه در شأن كفار و مشركان نازل شده بود به مسلمانان، سر جنگ داشتن با بقيه مسلمانان در حالى كه با كفار و مشركان كارى ندارند. در نهايت همه چيز را مستقيماً با خدا مرتبط دانستن و نيز عواملى نظير دعا، شفاعت، توسل، ترس و ... را مختص خدا دانسته و واسطه قرار دادن يكى از مخلوقات صالح خداوند را شرك و كفر مى‏دانند.[2]

بنابر مطالب پيش‏گفته، اين تحقيق تلاش دارد به ارزيابى و آسيب شناسى گروه‏هاى تكفيرى از ديدگاه مقام معظم رهبرى بپردازد. و از سوى ديگر، به راه‏كارهاى برون‏رفت از مشكلات و آسيب‏هاى جريان تكفيرى نيز خواهد پرداخت. چارچوب نظرى بحث، با استفاد از روش «تحليل متنى» محتواى بيانات مقام معظم رهبرى، به آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در سه بعد عقيدتى، اخلاقى و رفتارى و در نهايت، راه‏كارهاى پيشنهادى از سوى رهبر انقلاب، خواهد پرداخت. در اين سال‏ها و حتى پيش از آغاز مسائل و مشكلات منطقه‏اى نظير قضاياى سوريه، رهبرى همواره خطر جريان‏ها و عوامل ايجادكننده «تكفير ساير مسلمانان» را گوشزد كرده و از خطرات ناشى از تفرقه و جدايى بين مسلمين هشدار داده‏اند. از اين‏رو، سؤال اصلى پژوهش حاضر عبارت است از: مهم‏ترين آسيب‏ها و موانع جريان‏هاى تكفيرى و راه‏كارهاى مقابله با پديده تكفير از منظر رهبرى، چيست؟ كه بعد از تببين مفاهيم در دو قسمت: يك. آسيب شناسى جريان‏هاى تكفيرى (آسيب‏هاى عقيدتى، اخلاقى و رفتارى) دو. راه‏كارهاى برون‏رفت از مشكلات و آسيب‏هاى جريان‏هاى تكفيرى، مورد بررسى قرار خواهد گرفت.

تبيين مفاهيم:

يك. تكفير:

واژه تكفير در دو معناى لغوى و اصطلاحى به كار رفته است: در معناى لغوى، به معناى «حكم به بى‏دينى كسى دادن» و معناى عرفى آن طرد كردن است و در مباحث اسلامى يكى از مفاهيم بسيار بحث برانگيز است. در معناى اصطلاحى مى‏توان دو برداشت ويژه و مهم را در نظر گروه‏ها و جريان‏هايى كه به نوعى مسئله تكفير را مطرح مى‏كنند، متصور شد:

الف. اولين معناى تكفير، بيشتر معنايى سياسى پيدا كرده است كه از آراء و نظريات سيد قطب قابل استنتاج است. در اين معنا، رهبران كنونى جهان اسلام مرتدند، چرا كه آنان در معرض عقايد صليبيان، كمونيست‏ها يا صهونيست‏ها قرار گرفته و به ابراز فساد فرهنگى مبدل شده‏اند. آنان با دور شدن از اسلام، تشكيلات دولتى را براى غيراسلامى كردن جامعه به كار مى‏گيرند و مسلمانان واقعى را به اقليتى كوچك تبديل كرده‏اند.

آنان با نفى حاكميت خداوند به گناه رِدَّه (ارتداد) آلوده گشته‏اند. جاهليت دنيوى و نوين آنان كارآمدتر و بنابراين از جاهليت قبل از اسلام كه ابتداى‏تر بود، خطرناك‏تر است. اين حاكمان از افراد بى‏ايمان بدترند، زيرا براى وفادار ماندن به اصول اسلام فرصت داشته‏اند، ولى به آن پشت كرده‏اند. آنان بافت اخلاقى جامعه را فاسد، و نهادهاى دينى را غير دينى كرده‏اند، مردم را با استفاده از الگوهاى ملى گرايانه استثمار نموده‏اند. تكفير آنان براى غير مشروع كردن تبعيت از آنان و تعيين «كافران داخلى» به عنوان اولين هدف جهادى كه طاغوت را از ميان بر مى‏دارد، ضرورى و لازم است. به همين دليل، اولويت‏هاى جنبش‏هاى اسلام‏گرا بايد دوباره تعيين شود. مبارزه با دشمن خانگى براى در دست گرفتن حاكميت، بايد بر جنگ با دشمنان دورتر ارجحيت داشته باشد. اين مفهوم تكفير براى مجاز شمردن خشونت بر ضد رهبران دولتى به كار مى‏رود.

سيد قطب (1285- 1345 ش/ 1906- 1966) كه احتمالًا قدرتمندترين حامى تكفير است، به‏ويژه از تدوين اين موضع حمايت كرد؛ براى مثال گروه جهاد، «تكفير» را فقط درباره «حاكمان كافر» به كار مى‏برد؛ همان‏گونه كه در تك‏نگارى محمد عبدالسلام فرج با عنوان جهاد الفريضة الغائبة از آن جانب‏دارى شده است. گروه جهاد، ترور اين حاكمان و گرفتن قدرت از آنان را يك فريضه مهم دينى مى‏داند. دسته ديگر از اين گروه‏ها چون الجماعة الاسلامية، تكفير را درباره دولت و نظام‏هاى اجتماعى به كار مى‏برند و به افراد مسلمان اطلاق نمى‏كنند. بعضى از گروه‏هاى اسلامى مانند اخوان‏ المسلمين با مفهوم تكفير مخالف‏اند. در نزد آنان تكفير يك «انحراف نظرى» است كه به «انحراف عملى» منجر مى‏شود.[3]

ب. معناى ديگر «تكفير» را مى‏توان در عقايد گروه‏هاى تندرو از قبيل، التكفير و الهجره، جند الله، كه به نظر مى‏رسد اين‏ها هم از عقايد قطب، مودودى، ابن‏تيميه، ابن‏كثير و محمد بن عبدالوهاب متأثرند، اين گروه‏ها، مثل التكفير و الهجره، تكفير را در كل جامعه به‏كار مى‏برند و با هجرت به انگيزه آمادگى جهت جهاد نهايى، از جامعه «جاهل» جدا مى‏شوند. آنان معتقدند مسلمانانى كه نداى گروه را شنيده ولى به آن ملحق نمى‏شوند، كافرند. بسيارى از رهبران آنان از قبيل حسن الهضيبى (متوفى 1977 م)، يوسف العظم و يوسف القرضاوى تكفير مسلمانان را رد كرده و آن را عقيده‏اى مى‏دانند كه غلو، تحجر و تعصب نشانه آن است. رهبران ديگرى چون سليم البهنَساوى بر اين باورند كه گروه‏هاى اسلام‏گراى خشونت طلب، نگرش قطب را بد تعبير كرده‏اند و به ضوابط اسلامى در جوامع مسلمان كنونى توجه ننموده‏اند. از اين ديدگاه، درك خشونت طلب‏ها درباره فوريت خطرهايى كه اسلام را از درون تهديد مى‏كند اغراق‏آميز است و روى آوردن آنان به خشونت بى‏حاصل بوده است. در نزد اخوان المسلمين، تكفير و طرد مسلمانان موجب فتنه مى‏شود و چه بسا به شكاف در امت اسلامى بينجامد و فقط به دشمنان اسلام سود برساند.

اخوان المسلمين بر اين باور است كه دولت و جامعه اسلامى بايد اصلاح شوند ولى آن‏ها را مستحق تكفير نمى‏دانند. جماعت دينى نيز با تكفير به معناى دليل منطقى جهت خشونت مخالف است. رهبران اين جماعت عقيده دارند كه اين مفهوم نمايانگر الحاد است و جوامع مسلمان را متزلزل مى‏كند. آنان، هم‏چنين بر اين باورند كه نظريه‏پردازان «جاهليت قرن بيستم» در اصل «خوارج قرن بيستم» هستند. از نظر علما، اسلام، تكفير مسلمانانى را كه ايمان خود را اعلام كرده و آداب دينى را به جا مى‏آورند، جايز نمى‏شمارد. آنان هم چنين تأكيد مى‏كنند كه عواقب تكفير بسيار جدّى است، زيرا به قتل رساندن فرد، مصادره اموال او و منع از خاكسپارى او به آداب اسلامى را ايجاب مى‏كند. در اين خصوص، علما سه استدلال، در قالب سؤال‏هاى تأكيدى، درباره تكفير مطرح مى‏سازند. اول اين‏كه چه كسى اين حق را دارد تا فردى را كه مى‏گويد به اسلام اعتقاد دارد كافر بداند؟ دوم اين‏كه، تفكير براساس چه ملاك دينى استوار شده است؟ سوم آن‏كه چه درجه‏اى از تخصص در فقه به فرد قدرت اين تشخيص را مى‏دهد كه آيا فرد مسلمان ديگرى از مرز ايمان و بى‏ايمانى عبور كرده است يا خير؟[4]

دو. واژه «سلفيه»:

مفهوم ديگرِ نيازمندِ توضيح «سلفيه» است، كه در برخى موارد باعث اشتباه و تسامح در قلمداد كردن انديشه سلفيت با تكفيرى مى‏شود در حالى كه صرف تشابه برخى از افكار دليل نمى‏شود كه پنداشته شود كه جريان‏هاى سلفيه همان جريان‏هاى تكفيرى هستند. از سويى، هركدام از اين جريان‏ها و حتى تكفيرى‏ها و نيز وهابى‏ها خود را سلفى و پيرو سلف مى‏پندارند. سلفى‏گرى روشى است كه به تفسير تحت اللفظى از متون دين متوسل مى‏شود و به سنت آغازين صحابه پيامبر (ص) مراجعه مى‏كند. از سوى ديگر، در ميان مسلمانان سنى در مورد اين‏كه سلف صالح كيست اختلاف نظر وجود دارد و برخى آنان را شامل نسل اوليه همراهان پيامبر و برخى دامنه شمول را تا سه نسل بعدى پيامبر گسترش مى‏دهند.[5] در حالى‏كه سلفيه را مى‏توان به چند شاخه تقسيم نمود:

يك. برخى ريشه سلفى‏گرى را به آثار علماى قرون ميانه باز مى‏گردانند، كه مدعى تفسير ظاهرى و تحت اللفظى متون دينى بودند؛ به‏ويژه داعيه‏هاى اوليه بازگشت به قرآن و سنت نبى كه با احمد بن حنبل، ابن‏تيميه و شاگرانش مرتبط است.[6]

دو. سلفى‏گرى به منزله يك صفت، اصطلاحى مدرن است كه سابقه آن به جنبش‏هاى اصلاح‏گراى قرن نوزدهم به‏ويژه جنبش‏هاى مرتبط با افكار محمد عبده و سيد جمال الدين اسدآبادى بر مى‏گردد.

با اين تفكيك مى‏توان فرق بين دو سلفى‏گرى را به وضوح مشاهده نمود: سلفى‏گرى كه جريان‏هاى تكفيرى و برخى گروه‏هاى تندرو وهابى ادعا مى‏كنند از نوع اول بوده و با سلفى‏گرى كه محمد عبده و شاگردانش (سلفى گرى مدرن) اشتراك چندانى ندارد. محمد عبده و شاگردانش نوعى سلفى گرى اصلاح‏طلبانه و مدرنيستى را تبليغ مى‏كرد؛ در حالى كه وهابيت نوعى جنبش سلفى متعصبانه، متحجرانه و در قالب تكفير ساير مسلمانان به دنبال پالايش عمل دينى و اجراى شريعت بود. سلفى‏گرى مدرن حاصل مواجهه با غرب و حاصل تلاش براى پيشرفت بود. در قرن بيست و يكم ميان كسانى كه خود را سلفى مى‏نامند بر سر تعريف سلفى بودن مباحثات تندى جريان دارد.

سه. آسيب‏شناسى:

آسيب در لغت: به معناى آزار، گزند، درد، صدمه و ... آمده است.[7] اما آسيب‏شناسى، شاخه‏اى از پزشكى است كه به منشأ، ماهيت، علت و سير بيمارى‏ها مى‏پردازد و از علم پزشكى به ساير علوم سرايت كرده است.[8] آسيب‏شناسى در اين بحث متوجه جهان اسلام است. جهان اسلام در اينجا، همچون پديده‏اى است كه دچار آفت، آسيب و بيمارى از سوى جريان‏هاى تكفيرى شده است و از حالت مطلوبيت دور شده است و براى رسيدن به كمال و سلامت يك پديده بايد منشأ، ماهيت، علت و سير آسيب و بيمارى را، شناسايى و راه‏كارهايى براى رسيدن به شرايط مطلوب، مورد بررسى و اجرا قرار گيرد.

يك. آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى:

در بحث حاضر آسيب شناسى جريان‏هاى تكفيرى در سه حوزه از ديدگاه مقام معظم رهبرى بررسى مى‏شود:

الف. آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در حوزه باورها و اعتقادات؛

ب. آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در حوزه اخلاق؛

ج. آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در حوزه رفتار.

الف. آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در حوزه باورها و اعتقادات‏

قبل از اين‏كه به آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى از ديدگاه رهبرى بپردازيم ناچاريم به برخى از مهمترين جريانات عقيدتى تأثيرگذار بر اين جريان‏ها اشاره كنيم تا درك آسيب‏شناسى اين جريان‏ها راحت‏تر صورت پذيرد. در علت يابى تأثيرپذيرى در سطح باورها و اعتقادات، مى‏توان رگه‏هايى از افكار ابن‏تيميه را در گروه‏هاى تكفيرى مشاهده نمود. اكثر محققانى كه درباره گروه‏هاى تفكيرى و نيز وهابيت مطالعه كرده‏اند متفق هستند كه در جايگاه ريشه‏يابى افكار اين گروه‏ها، هيچ كس را نمى‏توان يافت كه به اندازه ابن‏تيميه اهميت داشته باشد. ابن‏تيميه مردى سرسخت در عقايد خود، تندخو دربرابر مخالفان فكرى، متعصب خصوصاً به شيعيان (تا جايى كه به همين دليل فضايل حضرت على (ع) را انكار مى‏كند.) ماجراجو، جنجالى و خود باور، بود به‏طورى كه جز آراء و نظريات خودش، هيچ نظر ديگرى را قبول نداشت. او عقل را سبب ضلالت و گمراهى مى‏دانست و فقط به ظواهر الفاظ قرآن و حديث نبوى و فتاواى صحابه اكتفا مى‏كند.[9]

از شخصيت‏هاى مهم تاريخى ديگرى كه بر اين گروه‏ها تأثيرگذار است، مى‏توان به «محمدبن عبدالوهاب» اشاره كرد. او كسى بود كه افكار و عقايد ابن‏تيميه را به مرحله عمل درآورد. او با مطالعه آثار ابن‏تيميه، مباحث نظرى‏اش را به حيطه عمل وارد نمود. ويژگى اقدامات و افراط گرايى او عبارتست از: اكتفا نكردن به صرف دعوت، دست بردن به شمشير كه آن را امر به معروف و مبارزه با بدعت ناميدند، تخريب قبور، ضريح‏ها و زيارت گاه‏ها، قبور مشخص و ...، توسعه مصداق بدعت و شرك و مهم‏تر از همه، گسترش دامنه تكفير مسلمانان، از شاخصه‏هاى مهم اين تفكر، تكفير مسلمانان و تشبيه آنان به كفار، جهال و مشركان است. اين حكم عامى است كه شامل همه مسلمانان شده و به جز خود آنان، هيچ استثنايى نمى‏شناسد. محمد بن عبدالوهاب حتى مسلمانان معتقد به شفاعت، زيارت و ... را ازكفار و يهود بدتر مى‏داند.[10]

ويژگى محورى تأثيرگذار بر رفتار و عملكرد وهابيت و نيز گروه‏هاى تكفيرى كه در توسعه مفهوم كفر وشرك اثر گذاشته است؛ برداشت اشتباه از مفهوم «توحيد» مى‏باشد. وهابيت در تلقى درست از مفهوم «توحيد» دچار خطا شده است و تفسير نادرستى از توحيد الوهى و توحيد ربوبى ارائه مى‏دهند. در كنار اين مسئله، تعصب و عدم قبول قول و نظر ديگران، در تشديد اقدامات آنان اثر گذاشته و آنان را از مسير حق منحرف ساخته است و تطبيق مصاديق توحيد و شرك را در نزد آنان مشتبه ساخته است. در متون وهابيت هيچ واژه‏اى به اندازه «توحيد» و «شرك» به كار نرفته است؛ توحيد، موضوع محورى مذهب وهابيت است، به‏گونه‏اى كه محمد بن عبدالوهاب آن را همان دين اسلام و دين الله مى‏شمرد.[11]

علماى وهابيت معتقدند كه توسّل به غير خدا، زيارت قبور و نماز خواندن در مكانى كه قبر پيش روى انسان باشد، مخالف توحيد بوده و لازمه توحيد آن است كه به غير از خدا توسل نشود و از غير او استمداد نگردد، اگر چه پيامبر اسلام باشد چرا، كه توسل، شفاعت و زيارت قبور از سنت پيامبر و سلف صالح نرسيده و قرآن نيز اين عقيده را شرك مى‏داند.[12] در نهايت «تكفير مسلمانان» يكى از مهم‏ترين اصول مذهبى وهابيت مى‏باشد. تكفير مسلمانان ديگر و هر مسلمانى كه با عقيده آنان هم رأى نباشد. براى روشن‏تر شدن نظر وهابيون، سخنانى از محمد بن عبدالوهاب را مى‏آوريم او در جايى اعتقادش را چنين بيان مى‏كند:

كسانى كه متوسل به غير خدا مى‏شوند، همگى كفار و مرتد از اسلام هستند، و هر كس كه كفر آنان را انكار كند، يا بگويد كه اعمالشان باطل است اما كفر نيست، خود حداقل فاسق است و شهادتش پذيرفته نيست و نمى‏توان پشت او نماز گزارد. در واقع دين اسلام جز با برائت از اينان و تكفيرشان صحيح نمى‏شود. انسان با ظلم از اسلام خارج مى‏شود و به فرموده قرآن: إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ‏[13] اين كه به ما مى‏گويند ما مسلمين را تكفير مى‏كنيم، سخن درستى نيست، زيرا ما جز مشركين را تكفير نكرده‏ايم ....[14]

وى در جاى ديگرى اعتقادش را چنين بازگو مى‏كند:

مشركين زمان ما، گمراه‏تر از كفّار زمان حضرت رسول (ص) هستند، به دو دليل: اول آن‏كه: كفار، انبيا و ملائكه را در زمان راحتى و آسايش مى‏خواندند، اما در هنگام شدائد دين خود را براى خدا خالص مى‏نمودند. ... دوم آنكه: مشركين زمان ما كسانى را مى‏خوانند كه هم‏طراز عيسى و ملائكه نيستند. اكنون زمين از شرك اكبر كه همان عبادت بت‏هاست پر شده: آمدن كنار قبر نبى، آمدن كنار قبر صحابى‏ مانند طلحه و زبير، رفتن كنار قبر فردى صالح، خواندن آن‏ها هنگام سختى و نذر براى آن‏ها همه از جنس پرستش بت‏هاست كه انسان را از اسلام خارج مى‏كند ... پس براستى كه اينان مرتدّ بوده و خون و مالشان حلال است.[15]

بنابر مطالب پيش گفته، به طور قطع و يقين مى‏توان گفت كه «جريان‏هاى تكفيرى» بخش‏هاى عمده تغذيه فكرى و عقيدتى خود را از وهابيت تندرو و ملهم از افكار ناصحيح ابن‏تيميه و محمدبن عبدالوهاب مى‏گيرند. مسئله توحيد و فهم ناقص جريان‏هاى تكفيرى از آن، به صورت جدى در ديدگاه مقام معظم رهبرى مورد توجه و آسيب‏شناسى قرار گرفته است. ايشان مسئله تاريخى «تخريب قبور ائمه بقيع» را در راستاى ترويج و توسعه تكفير ساير مسلمانان مورد اشاره قرار مى‏دهند و جريان‏هاى تكفيرى كنونى را از نظر عقيدتى دنباله رو جريان‏هاى وهابى و تكفيرى گذشته مى‏دانند:

تلخى ديگرى كه وجود دارد، اين است كه در ميان مجموعه مسلمانان و امت اسلامى كسانى پيدا شوند كه با افكار پليد و متحجر و عقب‏مانده و خرافى خود، تجليل از بزرگان و برجستگان و چهره‏هاى نورانى صدر اسلام را شرك بدانند، كفر بدانند؛ واقعاً اين مصيبتى است. اين‏ها همان كسانى هستند كه گذشتگانشان قبور ائمه (عليهم السلام) را در بقيع ويران كردند.[16]

مقام معظم رهبرى فكر، عقيده و روح حاكم بر اين جريان‏ها را با صفاتى همچون «باطل»، «پليد» و «بدانديش» معرفى مى‏كنند، عمق كج انديشى و خلاف عقل و مروت اين گروه‏ها تاجايى پيش مى‏رود كه هتك حرمت به ساحت بزرگان و مكان‏هاى مقدس را جزء وظايف دينى مى‏شمارند و اگر جرأت و توانايى داشتند به قبر پيامبر (ص) هم رحم نمى‏كردند:  ... آن روز كه در دنياى اسلام، از شبه‏قاره هند گرفته تا آفريقا، عليه اين‏ها قيام كردند، اگر اين‏ها جرأت مى‏كردند، قبر مطهر پيغمبر را هم ويران مى‏كردند، با خاك يكسان مى‏كردند. ببينيد چه فكر باطلى، چه روحيه پليدى، چه انسان‏هاى بدانديشى، احترام به بزرگان را اينجورى بخواهند نقض كنند و هتك كنند و اين را جزو وظائف دينى بشمرند! در آن وقتى كه اين‏ها بقيع را ويران كردند، اين را بدانيد؛ سرتاسر دنياى اسلام عليه اين‏ها اعتراض كرد. عرض كردم؛ از شرق جغرافياى اسلام- از هند- تا غرب جغرافياى اسلام، عليه اين‏ها بسيج شدند.[17]

عدم تعمق و به كار نگرفتن خرد و عقل، زمانى عمق فاجعه را زياد مى‏كند كه اين گروه‏ها ابزار دست سرويس‏هاى جاسوسى انگليس و آمريكا مى‏شوند و به تعبير رهبرى «اطاعت و عبوديت و خاكسارى در مقابل طواغيت زنده را شرك و كفر نمى پندارند:

اين‏ها به عنوان اينكه اين كارها پرستش است، اين اقدام‏هاى خبيث را مى‏كنند! رفتن سر قبر يك انسانى و طلب رحمت كردن براى او از خداى متعال، و طلب رحمت كردن براى خود در آن فضاى معنوى و روحانى، شرك است؟ شرك اين است كه انسان بشود ابزار دست سياست‏هاى اينتلجيت سرويس انگليس و سى. آى. اى آمريكا و با اين اعمال، دل مسلمانان را غمدار كند، آزرده كند. اين‏ها اطاعت و عبوديت و خاكسارى در مقابل طواغيت زنده را شرك نمى‏دانند، احترام به بزرگان را شرك مى‏دانند! خود اين، يك مصيبتى است. جريان تكفيرى خبيث كه امروز در دنياى اسلام به بركت برخى از منابع مادى، متأسفانه پول و امكانات هم در اختيار دارند، يكى از مصائب اسلام است ....

دامنه تأثيرگذارى افكار و انديشه‏ هايى كه از عربستان سعودى و به خصوص از عقايد مسموم وهابيت نشأت گرفته از مرزهاى كشورهاى اسلامى فراتر رفته است از پاكستان، افغانستان، چچنستان، جاكارتا، سوريه و ... كه نوع شديد جريان‏هاى تكفيرى كه با اعمال خشونت‏آميز و افكار و عقايد پالايش نشده در كشور سوريه دست به جنايت‏هاى هولناك و در عراق به اعمال تروريستى روى آورده‏اند، به عنوان مثال، جريانى شبيه جريان‏ها و گروه‏هاى تكفيرى امروزى در مصر با عنوان «التكفير و الهجره» با رهبرى فردى به نام «شكرى مصطفى» شكل گرفته بود، عقايد آنان عبارت بود: از پنهان كردن عقايد تا زمانى كه بتوانند قدرت را در دست بگيرند. از سوى ديگر، تكفير جامعه تا پس از آن بتوانند به نبرد و مبارزه با آن بپردازند.[18]

مهم‏ترين خطر و انحراف افكار گروه‏هايى نظير التفكير و الهجره و نيز جريان تكفيرى در دوران كنونى اين است كه مشكل جوامع اسلامى را «دشمن خارجى» از يهود و ... نمى‏دانند بلكه با كافر و جاهل دانستن جوامع مسلمين با آن به مبارزه بر مى‏خيزند. به همين علت، وقتى قضات نظامى در وقت محاكمه از شكرى مصطفى درباره اين‏كه اگر «نيروى يهود» به مصر حمله كند، نظر شما چيست؟ شكرى مصطفى در پاسخ گفت:

«اگر يهوديان يا هركس ديگرى به مصر حمله كنند، جنبش ما نبايد در صفوف ارتش مصر با آنها به جنگ بپردازد بلكه برعكس بايد به محل امن بگريزد.»[19]

اين در حالى است كه اين گروه‏ها به راحتى در مواجهه با مسلمانان، آنان را به بهانه‏هاى واهى به قتل مى‏رسانند.[20]

بنابر مطالب پيش گفته، يكى از آسيب‏هاى ريشه‏اى جريان‏هاى تكفيرى از ديدگاه مقام معظم رهبرى در سطح عقايد و باورها مى‏باشد. عقايد و باورهايى كه پايه ريز رفتار خشن گروه‏ها و جريان‏هاى تكفيرى شده است.

ب. آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در سطح اخلاق‏

از آسيب‏ها و مشكلات جريان‏هاى تكفيرى كه به نحو قابل ملاحظه‏اى در نحوه عملكرد اين گروه‏ها تأثيرگذار است، عامل اخلاقى مى‏باشد. مى‏توان گفت در كنار عامل اخلاقى عوامل ديگرى از جمله فرهنگى، عقيدتى، سياسى و روانى، بر اين جريان‏ها تأثيرگذار است. از نظر خصلت‏هاى فردى‏روانى كه به شدت بر جريان‏هاى تكفيرى اثرگذار است. مى‏توان به روحيه متعصب و بيزارى شديد فرد تكفيرى اشاره نمود. بيزارى فرد تكفيرى منجر به دور شدن از جامعه و پيوستن او به سازمان‏ها و گروه‏هاى مبارزه‏اى مى‏شود. از سوى ديگر، كمال نابهنگام و دگماتيسم، يكى از مشكلات ديگرى است كه از نظر روانى فرد تكفيرى به آن گرفتار است و در مراحل نخستين، نوعى سخت‏گيرى شديد در عقايد و خوددارى از وارد كردن ارزش‏هاى جديد است. در كنار اين موارد، نوعى احساس پستى در ميان گروه ‏هاى تكفيرى ديده مى‏شود كه نتيجه مستقيم بيزارى و ناتوانى آن‏ها در يافتن جايگاه اجتماعى در جامعه است. سوء ظن شديد و ديدگاه توطئه‏آميز نيز بخشى از مشكلات و آسيب‏هاى اخلاقى فرد متعصب و تكفيرى را تشكيل مى‏دهد. اين جريان‏ها بى‏اعتمادى و سوءظن شديد نسبت به ساير مسلمانان داشته و آنان را داراى مقاصدى بدخواهانه مى‏دانند.[21]

از منظر رهبر انقلاب، ويژگى‏ها و عواملى كه در سطح اخلاقى- فردى جريان‏هاى تكفيرى مورد توجه قرار گرفته است و به نوعى با مطالب پيش گفته، همپوشانى دارد و به نحو قابل ملاحظه‏اى اين ويژگى‏ها در گروه‏هاى تكفيرى مشاهده مى‏شود؛ عبارتند از:

الف. جهالت و ناآگاهى در كنار سطحى نگرى و «خبث باطن» از مهم‏ترين عوامل گسترش پديده تكفير است. تكفير و ناآگاهى در كنار تحجر و نارضايتى و انزجار از ساير مسلمانان و «خباثت درونى» به ويژه اگر به ناآگاهى و جهل مركب آميخته باشد و شخص جاهل باورش اين باشد كه داناست. رهبرى در اين زمينه، به توصيف گروه‏هاى تكفيرى پرداخته‏اند:

اين گروه‏هاى تكفيرى نادان- حقيقتاً مناسب‏ترين صفت براى اين‏ها نادانى است، اگرچه در آنها خباثت هم هست، اما جهالت مهمترين خصوصيت اين‏هاست- اين‏ها را بايستى ما تا آنجايى كه مى‏توانيم، ارشاد كنيم؛ مردم را از اين‏ها بترسانيم.[22]

ج. بدگمانى به ديگر مسلمانان و حمل آنان بر بدترين و دورترين محمل‏ها، تكفيرى‏ها بيشتر با عينك تيره بدگمانى به ديگران مى‏نگرند و ديگران در نگاه آنان هميشه سياه هستند كه هيچ حقى ندارند و هيچ نقطه روشن و انگيزه هدايتى در ايشان وجود ندارد. مقام معظم رهبرى در توصيف اين گروه‏ها آن را داراى «فكر باطل»، «روحيه‏ى پليد» و «انسان‏هاى بدانديش» معرفى كرده‏اند.[23]

د. بدفهمى و كج فهمى، مقصود از بدفهمى يا كج فهمى آن است كه شخص از درك متون دينى يا عرفى كه آن‏گونه است، ناتوان باشد چه رسد به درك ابعاد و مقصدهاى آن‏ها. از اين‏رو فهم نادرست به عوامل زير بر مى‏گردد: 1. سست انديشى و نگاه سطحى به دين 2. نداشتن آگاهى كامل از دين و نقش آن در زندگى 3. نداشتن معيارهاى فقهى درست نداشتن تسلط كافى بر قواعد و معيارهاى تفسيرى، حديثى و نيز فقهى، اصولى و نيز عدم تشخيص و عدم شناخت شيوه درست استنباط و عمل مى‏باشد. از ويژگى گروه‏هاى تكفيرى اين است كه فاقد ديدگاهى كامل درباره اسلام از نگاه عقيدتى و قانون‏گذارى و درباره نقش اسلام در زندگى و موقعيت انسان در جهان‏بينى هستند. در اين‏باره رهبرى مى‏فرمايند:

... علما و روشنفكران اسلام بنشينند و منشور وحدت اسلامى را تنظيم كنند؛ منشورى تهيه كنند تا فلان آدم كج‏فهمِ متعصبِ وابسته به اين، يا فلان، يا آن فرقه اسلامى، نتواند آزادانه جماعت كثيرى از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام كند؛ تكفير كند ....[24]

ج. آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در سطح رفتار:

يكى از وجوه مهم ديگر، آسيب‏شناسى رفتارى گروه‏ها و جريان‏هاى تكفيرى است. اين جنبه، به شدت مرتبط با آسيب‏شناسى در حوزه عقيده و اخلاق است. مهمترين ويژگى جريان‏هاى تكفيرى در دو جنبه فردى و جمعى قابل ذكر است:

الف. در جنبه فردى مهم‏ترين ويژگى جريان‏هاى تكفيرى را مى‏توان ستيزه جويى، خشونت، فساد انگيزى، ترور و در نهايت جنايت و خونريزى،[25] از آسيب‏هاى رفتارى جريان‏هاى تكفيرى شمرده مى‏شود. علاوه بر ويژگى‏هاى فوق، جريان‏هاى تكفيرى داراى افراطگرايى دينى و سخت‏گيرى در اجراى حدود و احكام و نيز ناشكيبايى در تحمل عقايد ساير مسلمانان هستند كه مى‏توان ويژگى‏هاى فردى ديگرى نظير نداشتن معيار درست، لجاجت، سخت گيرى بر خويشتن و ديگران و حماقت و شتابزدگى را به موارد فوق اضافه نمود. از سوى ديگر، رفتار ستيزه‏جويانه با ساير مسلمانان و تكفير آنان در اثر اعتقاد به اين‏كه عقايد غير خودى و مخالف با عقيده آنان «گمراه»، «مشرك» يا «كافر» هستند.[26] در اين‏باره رهبرى معتقدند كه تحجر و خشونت و ترور اين جريان‏ها همراه با سكوت مجامع بين‏المللى است:

حمايت صريح از تروريسم، خب ملاحظه مى‏كنيد در همين قضاياى منطقه، كسانى هستند كه جگر طرف را از سينه‏اش درمى‏آورند و جلوى دوربين تلويزيون‏ها گاز مى‏زنند، قدرت‏هاى اروپايى هم مى‏نشينند در اروپا، منتها احتياط مى‏كنند و نمى‏گويند ما به او كمك مى‏كنيم، مى‏گويند ما به اين جبهه‏ى معارض كمك مى‏كنيم؛ اينجورى است ديگر؛ يعنى صريح از تروريسم، آن هم تروريسم خشن، وحشى، سبُع، اين‏ها حمايت مى‏كنند.[27]

ب. در جنبه اجتماعى (امت اسلامى و در جامعه بين المللى) مهم‏ترين ويژگى جريان‏هاى تكفيرى عبارتند از:

الف. مخالفت با عقلانيت و نوگرايى، جريان‏هاى تكفيرى در ميان ملل مسلمان و ساير ملل، جريان‏هايى كاملًا مخالف با عقلانيت و نوگرايى و همراه با خشونت طلبى و جنايت‏كارى شناخته مى‏شوند.[28]

ب. ايجاد كننده تفرقه ميان مسلمانان (همان) رهبرى با اشاره به رفتار اين گروه‏ها در اختلاف‏افكنى بين مسلمين اشاره مى‏كنند كه اختلاف در ذات مذاهب هميشه وجود داشته و اين مشكلى به وجود نمى‏آورد. مشكل زمانى آغاز مى‏شود كه اختلاف عقيدتى به اختلاف روحى، رفتارى و به درگيرى و ستيزه‏گرى منجر شود كه جريان‏هاى تكفيرى كنونى به شدت در حال اختلاف پراكنى و ستيزه‏جويى و فساد گرى در امت اسلامى هستند.[29]

از سويى ديگر، رهبرى حمايت مالى برخى از كشورها در «تهديد»، «تكفير»، «ترور و بمب گذارى» و «ريختن خون مسلمانان» را در راستاى برافروختن كينه‏ها و اختلاف‏ها بر مى‏شمارند. كه هدف آنان از بين بردن يكپارچگى امت اسلامى است در حالى كه تفاوت‏هاى نظرى در فقه، تاريخ و حديث طبيعى و اجتناب‏ناپذير است.[30] نمود اقدامات‏ و كارهاى تكفيرى در راستاى اختلاف افكنى بين مسلمين را مى‏توان مواردى را اشاره كرد به عنوان مثال: معطل گذاشتن جوامع اسلامى،[31] ترويج افراط گرى انحرافى و تكفير به نام اسلام و به شريعت (همان)، خشنودى دشمنان اسلام (همان) و خطر بزرگ‏تر جريان‏هاى تكفيرى تلاش براى بدبينى مسلمين از شيعه و اهل سنت، نسبت به يكديگر را مى‏توان اشاره كرد، در اين‏باره رهبرى معتقدند:

حضور نيروهاى تكفيرى كه امروز متأسفانه در برخى از نقاط منطقه فعالند، خطر بزرگشان اين نيست كه بيگناهان را مى‏كشند، آن هم جنايت است، بزرگ است؛ اما خطر بزرگ اين است كه دو گروه شيعه و سنى را نسبت به هم بدبين مى‏كنند؛ اين خيلى خطر بزرگى است؛ جلوى اين بدبينى را بايد بگيريم.[32]

ج. نابودكننده تمدن و فرهنگ (فرهنگ و تمدن اسلامى و غير اسلامى) محسوب مى‏شوند. مقام معظم رهبرى در تبيين آسيب و موانع و چالش‏هاى رفتارى كه جريان‏هاى تكفيرى در سه زمينه اجتماعى به وجود مى‏آورند؛ معتقدند:

«سلفى‏گرى» ... اگر به معناى تعصب و تحجر و خشونت ميان اديان يا مذاهب اسلامى ترجمه شود، با نوگرائى و سماحت و عقلانيت- كه اركان تفكر و تمدن اسلامى‏اند- سازگار نخواهد بود و خود باعث ترويج سكولاريزم و بى‏دينى خواهد شد.[33]

از اين‏رو، رهبرى معتقدند كه جريان سلفى- تكفيرى منجر و باعث ترويج سكولاريزم مى‏شوند از آن‏رو كه هيچ عقل سليمى تعصب، تحجر و خشونت را بر نمى‏تابد چه در داخل امت اسلامى و چه در ساير ملل و اديان و الگوى اسلام تكفيرى يك خطر براى انديشه ناب اسلامى محسوب مى‏شود، چرا كه چهره‏اى غيرواقعى و كاذب و دروغين و زشت از اسلام به تصوير مى‏كشد.

د. تقويت كننده دشمنان اسلام: اين جريان‏ها به شدت از سوى سرويس‏هاى جاسوسى آمريكا و انگليس و رژيم صهيونيستى تقويت مى‏شوند:

سرويس‏هاى جاسوسى آمريكا و اسرائيل پشت سر اين گروه‏هاى افراطى و تكفيرى هستند، ولو عوامل و پياده‏نظامشان هم خبرى ندارند كه پشت سر قضيه چيست؛ اما رؤسايشان مى‏دانند ....[34]

مقام معظم رهبرى در آسيب‏شناسى جريان‏هاى به ظاهر اسلامى تكفيرى كه مطلوب آمريكا و انگليس هستند به تعارض رفتار و عملكرد اين جريان‏ها با مشى و رفتار اسلامى‏قرآنى اشاره مى‏كنند، جايى كه جريان‏هاى تكفيرى دست آشتى به سوى آمريكا دراز مى‏كنند و رژيم صهيونيستى را تحمل مى‏كنند در حالى در درون امت اسلامى جنگ‏هاى قبيله‏اى و مذهبى راه مى‏اندازند به تعبير رهبرى «اشداء على المؤمنين و رحماء با كفار» هستند كه بر عكس انديشه ناب قرآنى است.[35] رهبرى اشاره مى‏كنند كه هيچ شكى وجود ندارد كه جريانى كه مسلمانان را به مسلمان و كافر تقسيم كند و مسلمان‏ها را به جان يكديگر بياندازد برنامه‏ريزى دستگاه‏هاى جاسوسى دولت‏هاى استكبارى است:

... امروز در دنيا، تحريكات ايمانى و عقيدتى براى به جان هم انداختن مسلمانان، به‏وسيله‏ى دست‏هاى استكبارى انجام مى‏گيرد. يك عدّه‏اى، عدّه‏اى را تكفير مى‏كنند؛ عدّه‏ اى عليه عدّه‏ ديگرى شمشير مى‏ كشند؛ برادران به جاى همكارى با يكديگر و گذاشتن دست در دست يكديگر، عليه برادران دست در دست دشمنان مى‏گذارند! جنگ شيعه و سنّى به راه مى‏اندازند و تحريكات قومى و طائفى را لحظه به لحظه افزايش مى‏دهند ....[36]

از اين‏رو، دشمنان اسلام به خاطر اين‏كه موجوديت رژيم غاصب صهيونيستى به خطر نيفتد، به حمايت و راه‏اندازى جريان‏هاى تكفيرى‏ها پرداخته‏اند كه تمامى مسلمين در تيررس اين جريان‏ها قرار دارند.[37]

دو. راهكارهاى برون‏رفت از آسيب‏ها و مشكلات جريان‏هاى تكفيرى‏

بعد آسيب‏شناسى جريان‏هاى تكفيرى در سه عرصه اعتقادات، اخلاق و رفتار، به تبيين راهكارهاى برخورد با جريان‏هاى تكفيرى از ديدگاه مقام معظم رهبرى خواهيم پرداخت. در مورد جريان‏هاى تكفيرى، رهبرى تاكيد مى‏كنند كه جريان‏هاى تكفيرى از پايگاه اجتماعى و جايگاه مردمى در دنياى اسلام برخوردار نيستند، چرا كه درجريان تخريب قبور ائمه بقيع، دنياى اسلام از «شرق جغرافياى اسلام تا غرب آن» عليه آنان قيام و اعتراض كرد.[38]

براى برون رفت از خطر جريان‏هاى تكفيرى، راهكارهايى از ديدگاه مقام معظم رهبرى برجسته شده است كه مهم‏ترين آن، در دو عرصه ظهور و بروز داشته است كه عبارتند از: الف. راهكارهاى فكرى- فرهنگى ب. راهكارهاى سياسى.

الف. راهكارهاى فكرى- فرهنگى:

يك. تقويت گفت‏وگو و تقريب مذاهب اسلامى:

براى برخورد با جريان‏هاى معاند و تكفيرى و خلاف موازين عقل و شرع «تقريب مذاهب» كارآترين روش براى رفع سوء تفاهمات و سوء برداشت‏هاست. واقعيت آن است كه اختلافات در هسته مذاهب قابل رفع و رجوع نيست اما امكان گفت‏وگو در جهت حل اختلاف در آرا و نظرات فقهى وجود دارد.[39] در اين زمينه مقام معظم رهبرى مى‏فرمايند: ما از آغاز با توجه به اين مكر شيطانى، همواره اصرار بر وحدت فرق مسلمين داشته و كوشيده‏ايم اين فتنه‏گرى را خنثى كنيم و بحمد اللّه با تفضل الهى توفيقات فراوان نيز داشته‏ايم، كه يكى از آخرين آن‏ها، تشكيل مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى است ....[40]

تقريب مذاهب فرصتى براى تقويت تبادل نظر مى‏باشد و به مذاهب اسلامى كمك مى‏كند تا پيام خود را انتشار دهند و به هم‏انديشى با يكديگر براى انتقال انديشه و تبادل نظر در مسائل اجتماعى، فقهى، عقيدتى و سياسى مبادرت نمايند. تقريب مذاهب؛ موجب مى‏شود كه مذاهب اسلامى به عنوان يك نظام گفتارى، با بهره‏گيرى از نمادهاى زبانى، موجب اتصال حلقه‏هاى به هم پيوسته و تنظيم روند حركت انديشه اسلامى شوند. از اين‏رو تقريب مذاهب، وسيله‏اى ارتباطى براى شكل‏گيرى و تحول فكرى و گستره‏اى براى رشد و پختگى و منطقى شدن، قلمداد مى‏گردد. از سوى ديگر، تقريب مذاهب موجب وارد شدن نخبگان فكرى جهان اسلام به يك متن اسلامى مى‏گردد به نوعى كه به رغم تفاوت‏هاى مذهبى، نوعى رابطه بينا متنى، بينا گفتمانى و بينا ذهنى ميان آنان برقرار مى‏شود كه زمينه‏اى براى تعامل افكار و آشناسازى ديگران با انديشه‏ها و بنيان‏هاى فكرى و ارزشى خود در عين شناخت رويكردها و بنيان‏هاى ارزشى با ساير مذاهب و فرهنگ‏ها مى‏انجامد و موجب اهتمام به پديده‏هاى همچون مشاركت، تعاون، صلح، همكارى، مردم‏سالارى، باورمدارى، اعتقادگرايى، اخلاق‏محورى و ... مى‏گردد و به طرفداران مذاهب اسلامى چگونه گفتن و چگونه ارتباط برقرار كردن را بر اساس تعامل دوسويه مى‏آموزد. و موجب دستيابى به وفاق جمعى و تلاش براى وصول به اجماع نظر بر سر اصول و قواعد عمل جمعى عام در جهان اسلام مى‏شود.[41]

از راه‏كارهاى پيشنهادى مقام معظم رهبرى در ارتباط با تقريب مذاهب و گفت‏وگو، در راستاى مقابله با خطر جريان‏هاى تكفيرى، توجه به فريضه الهى- سياسى حج است.

از منظر رهبرى، كنگره عظيم حج مى‏تواند در كم كردن فاصله‏ها، بيگانه پندارى مسلمانان و نيز در تبلور معناى اخوت و برادرى مؤثر واقع شود و منجر به دفع و از بين رفتن جريان‏هاى تكفيرى مى‏شود.[42]

موضوع ديگرى كه رهبرى در امتداد فريضه حج و نتايج آن، در راستاى عدم رشد و نمو جريان‏هاى تكفيرى يادآورى مى‏كنند، «تبادل فرهنگ اسلامى ناب ميان مسلمانان» است. تقويت گفت‏وگو در حج، يعنى در مكان‏ها و زمان‏هايى كه ولو به صورت ظاهرى همه مسلمانان به يك شكل در مى‏آيند. در اين زمينه ايشان معتقدند:

يك نكته اساسى ديگر كه باز نقطه‏ى قوّت حج است و مايه‏ى اقتدار حج است، اين است كه فرهنگ اسلامى ناب ميان مسلمانان تبادل پيدا كند، تجربيات اسلامى ميان مسلمان‏ها تبادل پيدا كند.[43]

با تبادل فرهنگ ناب اسلامى ميان مسلمانان جريان‏هاى تكفيرى مجال ظهور و بروز نخواهند يافت.

دو. تقويت تفاهم و گفت‏وگو و پرهيز از اختلاف افكنى و نمودهاى تشديد آن از جمله توهين و تخريب ساير مذاهب اسلامى:

رهبر انقلاب در كنار تقويت تقريب مذاهب اسلامى راه‏كارهاى ديگرى را در راستاى «تفاهم» و «گفت‏وگو» پيشنهاد مى‏دهند و همواره توصيه و تأكيد به دورى و پرهيز از اختلاف‏افكنى‏هاى فكرى- عقيدتى مى‏كنند و يادآور مى‏شوند كه نمودهاى اختلاف افكنى از جمله توهين و تخريب ساير مذاهب بايد متوقف شود و نيز بايد به نوعى از تفاهم بين مذاهب اسلامى از جمله شيعه و اهل سنت رسيد:

... علماى شيعه و سنى با هم جلسه بگذارند، تفاهم كنند، با هم حرف بزنند. ما كارهاى مشتركى داريم ... يك امور مشتركى وجود دارد؛ يك دردهاى مشتركى هست كه درمان‏هاى مشتركى دارد. عالم شيعه در بين‏ مردمِ خود، عالم سنى در بين مردمِ خود نفوذ دارند؛ از اين نفوذ استفاده كنند، اين مشكلات مشترك را برطرف كنند.[44]

رهبرى به برخى از مصاديق «شيعه‏ستيزى» و نيز «سنى‏ستيزى» در راستاى اختلاف انگيزى بين مسلمين اشاره كرده و به مسلمانان توصيه مى‏كنند كه فريب روش‏هاى دشمنان اسلام را نخورند:

در بعضى از كشورهاى اسلامى مثل ريگ پول مى‏ريزند براى اين‏كه در بين سنى‏ها اجتماع ضد شيعه درست كنند. اين از اين طرف؛ از آن طرف هم به يك گوينده به اصطلاح شيعى پول مى‏دهند كه در تلويزيون، به نام شيعه، ام‏المؤمنين عايشه را متهم كند، قذف كند، اهانت كند. روش‏ها اين‏هاست. شما در مقابل اين روش‏ها چه كار مى‏كنيد؟ سنى چه كار مى‏كنى؟ شيعه چه كار مى‏كنى؟ از كارهاى اين‏ها گول نخوريم. اختلاف براى آن‏ها بيشترين و بزرگ‏ترين نعمت است.[45]

راهكار رهبرى در ارتباط با مقابله با ترفند دشمنان اسلام در خاموش كردن آتش نزاع‏هاى مذهبى را «بالا بردن آگاهى و بينش» اسلامى و به كارگيرى عقل و خرد را دراين زمينه پيشنهاد مى‏دهند كه اين مهم از طريق نويسندگان، روشنفكران، نخبگان فكرى، فرهنگى و سياسى قابليت به‏روز دارد.[46]

سه. بازگشت به قرآن و فهم آن با ميزان عقل و خرد:

مقام معظم رهبرى به يكى از راه‏كارهاى كليدى در حل مسائل جهان اسلام و برون‏رفت از مشكلاتى نظير جريان‏هاى تكفيرى اشاره مى‏كنند:

ما مسلمان‏ها بايد قرآن را، اسلام را درست بفهميم و با ميزان عقل و خِرَد خودمان و با راهنمايى انديشه‏ى بشرى و اسلامى، به اعماق تعاليم پيامبراسلام و اين پيام‏ها برسيم. وقتى از پيام اسلام غفلت كرديم، كه‏ قرآن كريم فرمود: وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛[47] وقتى قرآن را مهجور كرديم، به مفاهيم قرآن درست نگاه نكرديم، مجموعه‏ى مفاهيم قرآنى را كه يك منظومه كامل براى زندگى انسان است، درست نديديم، آن‏وقت لغزش پيدا مى‏كنيم، و نيروى خِرَد ما هم نمى‏تواند فهم درستى از مفاهيم قرآنى پيدا كند.[48]

يكى از راه‏كارها در زمينه مقابله با تفرقه انگيزى، دقت و بازگشت به قرآن است كه از منظر رهبرى» دنياى اسلام تشنه حقايق قرآن است.» و قرآن «راه سلامت»، «راه عزت» و «امنيت روانى» و «سبك زندگى درست» را به انسان‏ها ياد مى‏دهد.[49] رهبرى اشاره مى‏كنند كه قرآن بنا به آيه‏ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا[50] آحاد مسلمانان را به وحدت دعوت كرده است. و از سويى نقطه مقابل اين آموزش قرآنى، آموزش استعمارى است كه اختلاف ميان مسلمانان را پديد مى‏آورد. (همان) در زمينه اختلاف ميان مسلمانان كه خلاف منطق قرآنى است مى‏فرمايند:

يكى از دستورهاى قرآن اين است كه آحاد امت اسلامى با يكديگر متحد باشند ... اختلاف ميان مسلمانان يك عده، يك عده‏ى ديگر را تكفير كنند، لعن كنند، خود را از آن‏ها برى بدانند. اين چيزى است كه امروز استعمار مى‏خواهد؛ براى اينكه ما با هم نباشيم ....[51]

چهار. لزوم هوشيارى نخبگان و بزرگان علمى‏فرهنگى در آگاه‏سازى امت اسلامى:

از سويى ديگر، مقام معظم رهبرى براى برون رفت از مشكلات جريان‏هاى تكفيرى به بزرگان علمى، روشنفكران و بزرگان سياسى در جهان اسلام توصيه مى‏كنند كه به «آگاه‏سازى» و محكوم كردن جريان‏هاى تكفيرى بپردازند:

اين‏ها اگر چنان‏چه به وسيله مسلمان‏ها به طور كامل محكوم نشوند و بزرگان علمى و بزرگان روشنفكرى و بزرگان سياسى وظيفه خودشان را در مقابل اين‏ها انجام ندهند، اين فتنه‏ها به اينجاها منحصر نمى‏ماند؛ بلايى به جان جامعه اسلامى مى‏افتد و روزبه‏روز اين آتش توسعه پيدا مى‏كند. بايد جلوى اين فتنه‏ها را بگيرند؛ چه از طرق سياسى، چه از طرق فتواهاى دينى، چه از طرق مقاله‏هاى روشنگرِ نويسندگان و روشنفكران و نخبگان فكرى و سياسى در دنيا.[52]

از منظر رهبرى جريان‏هاى تكفيرى براى جهان اسلام به مثابه سمّ هستند كه بايد از بدنه جهان اسلام خارج شوند:

امروز كسانى هستند كه سلاحشان تكفير است؛ ابائى هم ندارند كه بگويند ما تكفيرى هستيم؛ اين‏ها سم اند. خب، اين سم را بايد از محيط اسلامى خارج كرد ....[53]

ب. راه‏كارهاى سياسى:

يك. تقويت همگرايى و وحدت ميان مسلمين:

مسئله وحدت اسلامى يكى از راه‏كارهاى اساسى در برخورد با خيلى بسيارى از مشكلات جهان اسلام است كه به صورت ويژه‏اى از منظر رهبرى بررسى شده است. ادبيات مقدس اسلام (قرآن و سنت)، مشحون از مفاهيمى است كه با تصريح و تلويح، مسلمانان را دعوت و امر به وحدت مى‏نمايد و از تجزيه و تفرقه هراسانيده و پرهيز مى‏دارد.[54]

توجه به ادبيات همسازگرايانه و همگرايانه از آن رو اهميت دارد كه جريان‏ها و گروه‏هاى تكفيرى دقيقاً خلاف رويكرد قرآن و سنت بر تفرقه و ناهمسازگرى و گسست امت اسلامى تلاش مى‏كنند. از اين‏رو، رهبرى با درك ضرورت «اتحاد و اتفاق بين مسلمين» و وحدت را «فريضه فورى» براى امت اسلامى مى‏شمارند:

امروز اتحاد و اتفاق بين مسلمانان، يك فريضه فورى است. ببينيد از جنگ و اختلاف چه مفاسدى به وجود مى‏آيد؛ ببينيد در دنياى اسلام، تروريسم كور به بهانه اختلافات مذهبى، چه فجايعى به راه مى‏اندازد؛ ببينيد با اين اختلافاتى كه بين ما مسلمانان به وجود آوردند، رژيم صهيونيستى غاصب چه نفس راحتى مى‏كشد ....[55]

از سوى ديگر، رهبرى توصيه مى‏كنند كه بايد از اختلافات جزئى سليقه‏اى و عقيده‏اى عبور و بنابر نص قرآنى امت واحده تشكيل داد:

نياز مهمّ ديگر دنياى اسلام اتّحاد است؛ بايد از اختلافات جزئى، اختلافات سليقه‏اى، اختلافات عقيدتى عبور كرد و امّت واحده تشكيل داد: إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ.[56]

درباره، اين راه‏كار، رهبرى، وحدت را به معناى «تكيه بر مشتركات» گرفته و تأكيد مى‏كنند كه مشتركات در بين مسلمان از موارد اختلافى بيشتر است:

وحدت به معناى تكيه بر مشتركات است. ما مشتركات زيادى داريم؛ ميان مسلمانان، مشتركات بيش از موارد اختلافى است؛ روى مشتركات بايد تكيه كنند.[57]

بعد از اين‏كه رهبرى راه‏كار وحدت را در زمينه پيشگيرى از اختلافات فرقه‏اى و مذهبى توصيه مى‏كنند. تكليف آگاهى‏سازى را متوجه سه گروه نخبه اجتماعى در جهان اسلام مى‏دانند: نخبگان سياسى، نخبگان علمى- دانشگاهى، نخبگان دينى، در اين زمينه ايشان معتقدند:

تكليف عمده هم در اين مورد بر دوش نخبگان است؛ چه نخبگان سياسى، چه نخبگان علمى و چه نخبگان دينى.[58]

در مورد نخبگان دينى رهبرى معتقدند:

علماى دنياى اسلام مردم را از تشديد اختلافات فرقه‏اى و مذهبى برحذر بدارند.[59]

در مورد نخبگان علمى دانشگاهى معتقدند:

دانشمندانِ دانشگاهى، دانشجويان را توجيه كنند و به آن‏ها تفهيم كنند كه امروز مهم‏ترين مسئله در دنياى اسلام وحدت است. اتّحاد به سمت هدف‏ها؛ هدفِ استقلال سياسى، هدفِ استقرار مردم‏سالارى دينى، هدفِ پياده كردن حكم الهى در جوامع اسلامى؛ اسلامى كه دعوت به آزادى مى‏كند، اسلامى كه انسان‏ها را دعوت به عزّت و شرف مى‏كند؛ اين امروز تكليف است، اين وظيفه است.[60]

مقام معظم رهبرى در راستاى راه‏كارهاى پيشنهادى براى تحقق وحدت و پرهيز از تفرقه، تكليفى را كه متوجه نخبگان سياسى است را چنين مى‏شمارند:

نخبگان سياسى هم بايد بدانند عزّت و شرف آن‏ها با تكيه‏ به مردم و آحاد ملّت‏ها است، نه با تكيه به بيگانگان، نه با تكيه به كسانى كه از بُن دندان با جوامع اسلامى دشمنند ....[61]

رهبر انقلاب، در راستاى راه‏كارهاى مقابله با جريان‏هاى تكفيرى، توصيه به مسئولين كشورها را در راستاى راه‏كارهاى عملى مدنظر داشته و در هر فرصتى مشكل و آسيب ناشى از جريان‏هاى تكفيرى را گوشزد مى‏كنند. مى‏توان به جريان سفر سلطان قابوس و نخست وزير پاكستان نواز شريف، اشاره نمود كه راه‏كارهاى مقابله با جريان‏هاى تكفيرى‏ و خطر آنان در كنار ساير مسايل مورد بررسى قرار گرفت. حضرت آيت‏الله خامنه‏اى در ديدار با نواز شريف نخست وزير پاكستان گروه‏هاى تكفيرى را خطرى براى همه مسلمانان اعم از شيعه و سنى دانستند كه اگر با گروه‏هاى تكفيرى مقابله نشود، آنها صدمات و ضربات بيشترى به دنياى اسلام خواهند زد.[62] رهبر انقلاب اسلامى در ديدار با سلطان قابوس پادشاه عمان نيز يكى از مسائل خطرناك در منطقه را دخالت‏دادن مسائل دينى، فرقه‏اى و مذهبى در اختلاف‏هاى سياسى كشورها دانستند و افزودند: متأسفانه با حمايت برخى كشورهاى منطقه، يك گروه تكفيرى شكل گرفته كه با همه گروه‏هاى مسلمان درگير است، اما حاميان اين جريان بايد بدانند كه اين آتش، دامان آنها را نيز خواهد گرفت.[63]

از اين‏رو، يكى از راه‏كارهاى سياسى كه از منظر رهبرى انقلاب، مورد توجه قرار گرفته است توصيه به سران كشورها در راستاى مقابله با عوامل مختل كننده وحدت اسلامى مى‏باشد كه جريان‏هاى تكفيرى نمونه‏اى از آن است. در كنار توصيه به سران و نخبگان سياسى، رهبرى عموم مسلمانان اعم از شيعه و سنى را خطاب قرار داده و به آنان نيز توصيه مى‏نمايند كه با عوامل مختل كننده وحدت مقابله كنند:

مسلمان‏ها بايد با هر عامل مخالفِ وحدت و ضدّ وحدت مقابله بكنند؛ اين يك تكليف بزرگ براى همه‏ى ما است؛ هم شيعه بايد اين را قبول كند، هم سنّى بايد قبول كند، هم شعبه ‏هاى گوناگونى كه در ميان شيعيان و در ميان سنّى‏ها وجود دارد اين را بايد بپذيرند.[64]

دو. دشمن‏شناسى‏

«دشمن شناسى» يكى از شاخصه‏هاى اصلى و جزء كانونى‏ترين و اساسى‏ترين شناخت‏ها محسوب مى‏شود كه در رأس شناخت‏ها قرار دارد و براى مقابله با جريان‏هاى تكفيرى بايد به شناسايى دشمن حقيقى مسلمانان پرداخت:

... دنياى اسلام امروز احتياج دارد به شناختن حقيقى جبهه‏ى دشمن امّت اسلامى؛ دشمنانمان را بشناسيم، دوستانمان را بشناسيم. گاهى ديده شده است كه مجموعه‏اى از ما مسلمان‏ها با دشمنان خودمان هم‏دست شديم براى زدن دوستان خود، براى زدن برادران خود! خب، اين به ما لطمه مى‏زند، اين امّت اسلامى را دچار آشفتگى مى‏كند، دچار ضعف مى‏كند؛ اين ناشى از نداشتن بصيرت است.[65]

رهبر انقلاب اعتقاد به خداى واحد و قرآن و اعتقاد به پيامبر (ص) و كعبه و قبله واحد را شاخصه امت اسلامى و در مقابل، امت اسلامى را داراى «دشمن واحد» مى‏دانند و اين سؤال را مطرح مى‏كنند كه آيا داشتن مشتركات واحد براى اتحاد دنياى اسلام كافى نيست:

اعتقاد به قرآن، اعتقاد به پيامبر، اعتقاد به خداى واحد، اعتقاد به كعبه واحد و قبله واحد، درمقابل‏داشتنِ جبهه واحد دشمن، اين‏ها كافى نيست براى اتّحاد دنياى اسلام؟ چرا عدّه‏اى نمى‏فهمند؟ چرا عدّه‏اى اين حقايق روشن را درك نمى‏كنند؟[66]

رهبر انقلاب به مسئله دشمنى آشكار كشورهاى غربى عليه اسلام و مسلمانان اشاره كرده و راه‏كار و تكليف مسلمانان را در اين زمينه روشن ساخته‏اند. رهبرى معتقدند كه مسلمانان بايد به «عناصر قدرت خودشان» برگردند كه مهم‏ترين عامل اقتدار «اتحاد و اتفاق» است:

امروز دشمنان غربى، عليه اسلام و مسلمانان، شمشير را از رو بسته‏اند. خب، اينجا تكليف مسلمان‏ها چيست؟ مسلمان‏ها بايد به عناصر قدرت خودشان برگردند؛ مسلمان‏ها بايد در درونِ خودشان عوامل اقتدار و توانايى را روزبه‏روز افزايش دهند. يكى از مهم‏ترين عوامل اقتدار، همين اتحاد و اتفاق است. اين براى ما درس است، براى ملت‏هاى مسلمان درس است.[67]

راه‏كار ديگرى كه رهبر انقلاب در در راستاى شناخت دشمن و طرد آن مطرح مى‏كنند. مبارزه با تبليغات دروغين دشمنان عليه اسلام و نيز مبارزه با عواملى كه از سوى دشمنان اسلام براى تخريب وحدت اسلامى به كار مى‏رود. رهبرى به مسئله تبليغ در راستاى زشت جلوه دادن تصوير دنياى اسلام و نيز غير انسانى جلوه دادن آن، با اعمال و اقدامات جريان‏ها و گروه‏هاى تكفيرى اشاره مى‏كنند كه علاوه بر ايجاد اختلاف بين مسلمين، تلاش دارند اعمال و اقدامات جنايت كارانه گروه‏هاى تكفيرى را به همه مسلمانان تعميم دهند.[68]

نتيجه‏گيرى:

در اين تحقيق تلاش گرديد تا آسيب‏هاى پيش روى جريان‏هاى تكفيرى و متقابلًا راه‏كارهاى مقابله با آن از منظر مقام معظم رهبرى مورد بررسى قرار گيرد. آسيب‏هاى پيش‏روى جريان‏هاى تكفيرى در سه عرصه: باورها و اعتقادات، عرصه اخلاق و رفتار، مورد بررسى قرار گرفت. در سطح باورها و اعتقادات، جريان‏هاى تكفيرى، با درك ناقص از مفاهيمى مانند «توحيد» و «شرك» و ساير مفاهيم دينى، به تكفير و رد عقايد ساير مسلمانان مى‏پردازند. در حوزه آسيب‏شناسى اخلاقى، نوعى اخلاق نابهنجار و مريض و مسموم از سوى جريان‏هاى تكفيرى توليد شده است كه مهم‏ترين خصوصيت آن، «جهالت» و بى‏خبرى و نوعى خباثت درونى است كه منجر به دورى از حقيقت و بى‏تقوايى و فساد انگيزى شده است كه به سمت تباهى، رذالت و سقوط در حركت است. در سطح رفتارى، در جنبه فردى مهم‏ترين ويژگى جريان‏هاى تكفيرى را مى‏توان ستيزه جويى، خشونت، ترور و در نهايت جنايت و خونريزى را نام برد و در جنبه رفتار اجتماعى، ايجاد كننده تفرقه ميان مسلمانان، نابود كننده تمدن و فرهنگ اسلامى و غير اسلامى و نيز تقويت كننده دشمنان اسلام از مهم‏ترين ويژگى‏هاى رفتارى اين‏ جريان‏هاست كه به شدت از جنبه اخلاقى و عقيدتى متأثر است. به تناسب، راه‏كارهاى برون رفت از مشكلات و آسيب‏هاى جريان‏هاى تكفيرى، از ديدگاه مقام معظم رهبرى، در دو عرصه فكرى- فرهنگى و سياسى ارائه شده است. در عرصه راه‏كارهاى فكرى- فرهنگى مهم‏ترين راه‏كارهايى كه از منظر رهبر انقلاب مورد توجه قرار گرفته مى‏توان به: تقويت گفت‏وگو و تقريب مذاهب اسلامى، تفاهم بر سر مشتركات ميان شيعه و اهل سنت، پرهيز از اختلاف‏افكنى و نمودهاى تشديد آن (از جمله پرهيز از توهين و تخريب ساير مذاهب اسلامى) و بازگشت به مسير فهم دقيق قرآن و به كارگيرى راه‏كارهاى قرآنى در امت اسلامى و ... را اشاره نمود. از جمله راه‏كارهاى سياسى كه در طرد و ريشه كنى جريان‏هاى تكفيرى مؤثر است مى‏توان به تقويت همگرايى و وحدت ميان مسلمين و لزوم شناخت و طرد و نفى دسيسه‏هاى شيطانى دشمن و فريب نخوردن در مقابل اختلاف افكنى و راه اندازى جريان‏هاى تكفيرى مى‏توان اشاره نمود. بايد با شناخت نقاط آسيب‏ها و ضعف‏ها، رويكردها و راه‏كارهاى همسازگرايانه و همگرايانه در زمينه‏هاى فرهنگى و سياسى شكل بگيرد با شكل‏گيرى رويكردهاى جديد مى‏توان به لحاظ عقيده‏اى، اخلاقى و رفتارى با پديده شوم جريان‏هاى تكفيرى به مبارزه پرداخت و ريشه آن را در جهان اسلام خشكاند.

منابع‏

1. قرآن كريم‏

2. ابراهيم. ي. كاراوان، تكفير، از دائرةالمعارف جهان نوين اسلام، ترجمه و تحقيق حسن طارمى، محمددشتى و مهدى دشتى، تهران: نشر كتاب مرجع، نشر كنگره، تهران 1388.

3. اميردوش، محمدحسين، تأملى بر مساله وحدت اسلامى از ديرباز تاكنون با تكيه بر جنبش اتحاد اسلامى، مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، تهران 1384.

4. انورى، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، انتشارات سخن، تهران، 1381.

5. بيانات در اجلاس جهانى علما و بيدارى اسلامى 9/ 02/ 1392.

6. بيانات مورخه 29/ 10/ 1392.

7. بيانات در ديدار سلطان قابوس- پادشاه عمان- با رهبر انقلاب 4/ 6/ 1392.

8. بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى مورخه: 15/ 12/ 1392.

9. بيانات در ديدار كارگزاران حج 20/ 6/ 1392.

10. بيانات در جمع روحانيون شيعه و اهل سنت كرمانشاه، 20/ 7/ 1390.

11. بيانات در ديدار مسئولان نظام و سفراى كشورهاى اسلامى، 6/ 3/ 1393.

12. بيانات مورخه 14/ 11/ 1390.

13. بيانات مورخه 22/ 02/ 1393.

14. حسين احمد الخشن، اسلام و خشونت (نگاهى نو به پديده تكفير)، ترجمه موسى دانش، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى (آستان قدس رضوى)، مشهد 1390.

15. حسين خَلَف، الشيخ خزعل، تاريخ الجزيرة العربية فى عصر الشيخ محمدبن عبدالوهاب (حياة الشيخ محمد بن عبدالوهاب)، بيروت 1968 م/ 1388 ق.

16. دهشيرى، محمدرضا، بازتاب مفهومى و نظرى انقلاب اسلامى، در روابط بين الملل، چاپ دوم، انتشارات علمى و فرهنگى، تهران 1390.

17. ژيل كپل، پيامبر و فرعون (جنبش‏هاى نوين اسلامى درمصر)، ترجمه حميد احمدى، تهران: انتشارات كيهان، تهران 1382.

18. سايت مقام معظم رهبرى: (www .khamenei .ir)

19. سعيد، امين، سيرة الامام الشيخ محمدبن عبدالوهاب، مكة، 1384 ق.

20. عميد، حسن، فرهنگ فارسى عميد، نشر اميركبير، تهران 1379.

21. فيروزجايى، عباس، «بنيادهاى فكرى القاعده و وهابيت»، مجله راهبرد، بهار 1382، شماره27.

22. مظاوى الرشيد، عربستان سعودى و جريان‏هاى اسلامى جديد، ترجمه رضا نجف‏زاده، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تهران 1393.

23. نرم افزار حديث ولايت، مجموعه رهنمودهاى مقام معظم رهبرى (از سرى نرم افزارهاى مجموعه نور) تهران: موسسه پژوهشى فرهنگى انقلاب اسلامى، مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى، (بى‏تا).

24. هراير دكمجيان، اسلام در انقلاب: جنبش‏هاى اسلامى معاصر در جهان عرب (بررسى پديده بنيادگرايى اسلامى)، ترجمه حميد احمدى، انتشارات كيهان، تهران 1390.

25. الياسينى، أيمن، الدّين و الدولة فى المملكة العربية السعودية، نقله الى العربية: الدكتور كمال اليازجى، دارالساقى، بيروت 1978.[69]

 

 



[1] . حسين احمد الخشن، اسلام و خشونت( نگاهى نو به پديده تكفير).

[2] . عباس فيروز جايى، بنيادهاى فكرى القاعده و وهابيت، ص 233.

[3] . ابراهيم. ي. كاراوان،« تكفير»، دائرةالمعارف جهان نوين اسلام، ج 2، ص 240- 241.

[4] . همان.

[5] . مظاوى الرشيد، عربستان سعودى و جريان‏هاى اسلامى جديد، ص 22.

[6] . مظاوى الرشيد، همان.

[7] . حسن عميد، فرهنگ فارسى عميد، ص 31.

[8] . همان.

[9] . عباس فيروزجايى، بنيادهاى فكرى القاعده و وهابيت، ص 235.

[10] . همان ص 237- 238.

[11] . الياسينى، أيمن، الدّين و الدولة فى المملكة العربية السعودية، نقله الى العربية: الدكتور كمال اليازجى، ص: 33.

[12] . حسين خَلَف، الشيخ خزعل، تاريخ الجزيرة العربية فى عصر الشيخ محمدبن عبدالوهاب( حياة الشيخ محمد بن عبدالوهاب)، ص 176.

[13] . لقمان، آيه 13.

[14] . همان، ص 86- 88.

[15] . سعيد، امين، سيرة الامام الشيخ محمدبن عبدالوهاب، ص 46- 48.

[16] . بيانات رهبرى تاريخ: 16/ 2/ 1392.

[17] . بيانات رهبرى تاريخ: 16/ 2/ 1392.

[18] . براى مطالعه بيشتر در مورد عملكرد شكرى مصطفى ر. ك به ژيل كپل، پيامبر و فرعون، ص 87- 101.

[19] . ژيل كپل، همان ص 93.

[20] . ژنرال مخلوف در دادگاه درباره شكرى مصطفى، چنين گفت:« شكرى مصطفى دجالى بود كه ادعا مى كرد مفسر قرآن و حديث است اما درباره آن چيزى بيش از آنچه در مورد دستور زبان عربى كه كاملا نسبت به آن جاهل بود، نمى دانست. سخن گفتن به نام قرآن يا صدور فتوى، توانايى‏ها و لياقت‏هايى مى‏خواست كه از طريق دنبال كردن يك دوره مطالعات اسلامى بدست مى‏آمد كه شكرى مصطفى هرگز چنين كارى نكرده بود.( ژيل كپل، ص 110) در اين‏جا مشاهده مى‏شود كه فردى كه نه تحصيلاتى در الازهر داشته و به گفته« مخلوف» تحصيلاتش از دبيرستان فراتر نرفته بود، توانسته بود خيلى از افراد تحصيل‏كرده و فرهنگيان را بفريبد.

[21] . هراير دكمجيان، اسلام در انقلاب: جنبش‏هاى اسلامى معاصر در جهان عرب، ص 69- 71.

[22] . بيانات 25/ 10/ 1385.

[23] . بيانات رهبرى تاريخ: 16/ 2/ 1392.

[24] . بيانات 17/ 1/ 1386، بيانات در ديدار كارگزاران نظام.

[25] . بيانات در اجلاس جهانى علما و بيدارى اسلامى 9/ 02/ 1392.

[26] . بيانات مورخه 16/ 2/ 1392 و 14/ 11/ 1390 و 20/ 7/ 1390.

[27] . بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى مورخه: 15/ 12/ 1392.

[28] . بيانات مورخه 14/ 11/ 1390.

[29] . بيانات در ديدار كارگزاران حج( 20/ 6/ 1392)

[30] . بيانات مورخه 9/ 02/ 1392.

[31] . بيانات تاريخ 29/ 10/ 1392.

[32] . بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى مورخه: 15/ 12/ 1392.

[33] . بيانات مورخه 14/ 11/ 1390.

[34] . بيانات: 18/ 10/ 1385.

[35] . بيانات مورخه 14/ 11/ 1390.

[36] . بيانات در ديدار مسئولان نظام و سفراى كشورهاى اسلامى، 6/ 3/ 1393.

[37] . بيانات مورخه 20/ 6/ 1392.

[38] . بيانات در ديدار دست اندركاران برگزارى انتخابات 16/ 2/ 1392.

[39] . محمدرضا دهشيرى، بازتاب مفهومى و نظرى انقلاب اسلامى، در روابط بين‏الملل، ص 275.

[40] . مكتوبات، سال 1370، پيام به حجاج بيت‏الله الحرام، ص: 48، نرم افزار حديث ولايت.

[41] . دهشيرى، همان، ص 285- 278.

[42] . بيانات در ديدار كارگزاران حج، 20/ 6/ 1392.

[43] . بيانات در ديدار كارگزاران حج، 20/ 6/ 1392.

[44] . بيانات در جمع روحانيون شيعه و اهل سنت كرمانشاه 20/ 7/ 1390.

[45] . بيانات در جمع روحانيون شيعه و اهل سنت كرمانشاه 20/ 7/ 1390.

[46] . بيانات در ديدار دست اندركاران برگزارى انتخابات 16/ 2/ 1392.

[47] . فرقان، آيه 30.

[48] . بيانات در ديدار مسئولان نظام و سفراى كشورهاى اسلامى، 6/ 3/ 1393.

[49] . بيانات در ديدار شركت‏كنندگان در مسابقات بين‏المللى قرآن كريم، 18/ 03/ 92.

[50] . آل عمران، آيه 103.

[51] . بيانات در ديدار شركت‏كنندگان در مسابقات بين‏المللى قرآن كريم، 18/ 3/ 1392.

[52] . بيانات در ديدار دست اندركاران برگزارى انتخابات 16/ 2/ 1392.

[53] . بيانات در جمع روحانيون شيعه و اهل سنت كرمانشاه، 20/ 7/ 1390.

[54] . محمد حسين اميردوش، تأملى بر مسئله وحدت اسلامى از ديرباز تاكنون با تكيه بر جنبش اتحاد اسلامى.

[55] . بيانات مورخه 1392/ 03/ 18.

[56] .( بيانات در ديدار مسئولان نظام و سفراى كشورهاى اسلامى، 6/ 3/ 1393.

[57] . بيانات تاريخ 29/ 10/ 1392.

[58] . بيانات تاريخ 29/ 10/ 1392.

[59] . بيانات تاريخ 29/ 10/ 1392.

[60] . بيانات تاريخ 29/ 10/ 1392.

[61] . بيانات تاريخ 29/ 10/ 1392.

[62] . بيانات مورخه 22/ 02/ 1393.

[63] . ديدار سلطان قابوس- پادشاه عمان- با رهبر انقلاب 4/ 6/ 1392.

[64] . بيانات مورخه 29/ 10/ 1392.

[65] . بيانات در ديدار مسئولان نظام و سفراى كشورهاى اسلامى، 6/ 3/ 1393.

[66] . همان.

[67] . بيانات مورخه 29/ 10/ 1392.

[68] . بيانات مورخه 29/ 10/ 1392.

[69] كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام _نخستين: 1393: قم)، مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، 10جلد، دار الإعلام لمدرسة اهل البيت (عليهم السلام) - قم - ايران، چاپ: 1، 1393 ه.ش.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

آسيب‏ شناسى جريان‏هاى تكفيرى و ...، از منظر مقام معظم رهبرى

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش