اطلس > مفاهیم و مبانی > تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۳ تعداد بازدید: 449

در نگاه انديشمندان اسلامى، تكفير مسلمان، بسيار نكوهش شده است. بسيارى از دانشمندان شيعه، به تحريم تكفير مسلمانان ديگر فتوا داده‏اند؛ از جمله مى‏توان به شيخ صدوق،[1] شيخ حسن صاحب جواهر،[2] مرحوم حكيم،[3] آملى‏[4] و علامه مجلسى اشاره كرد.



برگرفته از فصل سوم(ص65 الی 83) کتاب ايمان و كفر نوشته عليزاده موسوى، مهدى

شيخ صدوق معتقد است: اسلام عبارت است از گواهى دادن به شهادتين؛ و به‏وسيله‏ى آن، جان و مال از تعرض مصون مى‏ماند؛ و هركس بگويد: لااله الاالله محمد رسول الله، جان و مالش محفوظ خواهد ماند.[5]

مرحوم سيد كاظم يزدى، از علماى بزرگ شيعه نيز مى‏گويد: كافر كسى است كه منكر الوهيت يا توحيد يا رسالت يا امرى ضرورى از ضروريات دين شود. البته انكار ضرورى دين در صورتى موجب كفر مى‏شود كه توجه به ضرورى بودن آن داشته باشد؛ به‏گونه‏اى كه انكار آن به انكار رسالت بازگشت كند.[6]

به‏عقيده‏ى آيت‏اللّه خويى: آن‏چه در تحقق اسلام دخالت دارد و طهارت و احترام مال و جان و غير آن دو بر او مترتب مى‏شود، عبارت است از: اعتقاد به وحدانيت خدا، نبوت و معاد، كه فرقه‏هاى اسلامى به آن عقيده دارند.[7]

در اين ميان، انديشمند بزرگ شيعه، سيد عبدالحسين شرف‏الدين، كه آثار بسيارى را در تبيين ديدگاه‏هاى شيعه در برابر اهل سنت همانند «المراجعات» و «النص والاجتهاد»، به رشته تحرير درآورده است، اثر ارزشمندى با نام‏ «الفصول المهمة فى تأليف الامة»[8] دارد كه در آن به بررسى فتنه‏ى تكفير و حرمت آن از نگاه شيعه و اهل سنت مى‏پردازد.

در جهان سنى، ابن‏حزم انديشه‏ها را در زمينه‏ى تكفير به چند دسته تقسيم مى‏كند. وى پس از آن‏كه بابى را تحت عنوان «الكلام فى من يكفر ولايكفر»[9] مى‏گشايد، مى‏گويد: مردم در اين باب اختلاف كرده‏اند: گروهى به كسى كه در مسائل اعتقادى و يا در فتوا، سخنى مخالف آنان گفته باشد، نسبت كفر داده‏اند؛ دسته‏اى ديگر، برحسب ديدگاه‏هاى خود، بخشى از نظرات مخالف را تكفير و برخى را موجب فسق دانسته‏اند؛ دسته‏ى ديگر كسى را كه در مسأله‏ى اعتقادى با آن‏ها مخالف باشد كافر خوانده، مخالف خود در احكام و عبادات را نه كافر و نه فاسق مى‏شمارند، بلكه او را مجتهدى معذور مى‏دانند كه اگر خطا كرده باشد، به‏سبب نيتش مأجور است؛ گروه ديگرى اين مبنا را در عبادات پذيرفته‏اند، اما درباره‏ى مسائل اعتقادى گفته‏اند كه هر مخالفتى در مسأله‏ى صفات الهى، به كفر مى‏انجامد و اگر غير اين باشد، فسق است.[10]

وى سپس به ديدگاه خود و دانشمندان بزرگ اهل سنت اشاره مى‏كند: گروهى گفته‏اند كه به‏سبب نظريه‏ى مخالف در مسائل اعتقادى و يا فتوا، هرگز نبايد مسلمانى را تكفير و تفسيق كرد ... و اين ديدگاه ابن‏ابى‏ليلى، ابو حنيفه، شافعى، سفيان ثورى و داودبن على است و اين عقيده‏ى هر صحابه‏اى است كه ديدگاهش را در اين مسأله مى‏دانيم و هيچ مخالفى را در اين رأى نمى‏شناسيم.[11]

وى سپس پا را فراتر مى‏گذارد و به‏شدت به تضعيف دو روايت نقل‏شده از پيامبر گرامى اسلام (ص) مى‏پردازد كه بر اساس آن، مرجئه و قدريه مجوس امت دانسته شده و افتراق امت به بيش از هفتاد فرقه كه تنها يك فرقه در بهشتند، پيش‏بينى شده است. آن‏گاه مى‏گويد: «براى كسى كه اعتقاد به حجيت خبر واحد دارد، اين احاديث ضعيف‏السند هستند؛ چه برسد به كسى كه به حجيت خبر واحد اعتقاد ندارد».[12]

زاهر سرخسى از شاگردان ابوالحسن اشعرى نقل مى‏كند: ابوالحسن اشعرى هنگام مرگ در منزل من بود كه دستور داد همه‏ى ياران و شاگردان او را جمع كنم؛ وقتى همه جمع شدند، به آن‏ها گفت: شاهد باشيد كه من هيچ يك از اهل قبله را به‏خاطر ارتكاب گناه تكفير نمى‏كنم؛ زيرا همه‏ى آن‏ها يك معبود را مى‏پرستند و اسلام، تمامى آن‏ها را دربرمى‏گيرد.[13]

عباراتى نيز از شافعى- امام شافعيان- در اين زمينه نقل شده است: من هيچ يك از اهل اهواء را به‏خاطر گناهى تكفير نمى‏كنم»؛ «من احدى از اهل قبله را بر اثر گناهى تكفير نمى‏كنم»؛ و «من شهادت همه‏ى اهل بدعت را به‏جز خطابيه قبول مى‏كنم.[14]

ابوجعفر طحاوى در «عقيده‏ى طحاويه»، كه بسيارى از انديشمندان اهل سنت شرح‏هاى گوناگونى بر آن نوشته‏اند، مى‏گويد:

اهل قبله را تا هنگامى كه به تعاليم پيامبر گرامى اسلام ايمان داشته باشند، مسلمان و مؤمن مى‏ناميم ... و هيچ يك از اهل قبله را به‏خاطر ارتكاب گناه، مادامى كه آن را حلال نشمارد، تكفير نمى‏كنيم.[15]

قاضى عياض- از علماى بزرگ مالكى در قرن ششم- مى‏گويد:

اگر كسى چيزى درباره‏ى خداوند بگويد كه با شأن و عظمت خدا منافات دارد، اما دشنام و رد بر خداوند نبوده و قصد كفر نداشته باشد، بلكه سخن وى معلول اجتهاد و تأويل وى باشد، او اهل بدعت مى‏شود؛ اما اين مورد از مواردى است كه سلف و خلف نسبت به تكفير چنين شخصى اختلاف كرده‏اند.[16]

به‏گفته‏ى ملا على قارى- از علماى حنفى قرن يازدهم- ابن‏حجر اعتقاد داشت: حق اين است كه در نظر بيش‏تر علماى گذشته و حال، ما هرگز اهل بدعت‏ها و اهواء را تكفير نمى‏كنيم؛ مگر آن‏كه سخن يا عمل آنان كفر صريح باشد؛ نه اين‏كه به دلالت التزامى بر كفر حمل شود؛ زيرا بنا بر نظر دقيق‏تر، لازمِ يك مذهب، به‏معنى آن مذهب نيست؛ و به همين سبب در طول تاريخ، مسلمانان با چنين افرادى در ازدواج، نماز بر مردگانشان و دفن آنان در مقابر مسلمين، همانند مسلمانان ديگر عمل مى‏كرده‏اند؛ زيرا آن‏ها، هرچند خطاكار و گناهكارند و بايد ايشان را فاسق و گمراه شمرد، اما آنان از كلام خود، اراده‏ى كفر نكرده‏اند.[17]

ملا على قارى در شرح «فقه الاكبر» ابوحنيفه، پس از آن‏كه برخى ديدگاه‏هاى علما را پيرامون تكفير بيان مى‏كند، در جمع ميان اقوال مى‏نويسد: هيچ يك از اهل قبله تكفير نمى‏شود و قول برخى مبنى بر كفر كسى كه قائل به خلق قرآن است، يا رؤيت خدا را محال مى‏داند و يا شيخين را سب و لعن مى‏كند و مانند آن، مشكل است؛ همان‏گونه كه شارح «العقايد» مى‏گويد. هم‏چنين به‏گفته‏ى شارح «مواقف»، جمهور متكلمان و فقها معتقدند كه هيچ يك از اهل قبله را نمى‏توان تكفير كرد.[18]

وى سپس در جمع ميان اقوالى كه اهل اهواء را تكفير كرده‏اند و اقوالى كه تكفير را منع مى‏كنند، از قول ابن‏همام در «شرح الهداية» مى‏نويسد: بدان كه حكم به كفر كسانى از اهل اهواء كه ذكر كرديم، با توجه به آن‏چه كه از ابوحنيفه و شافعى نسبت به عدم تكفير اهل قبله ثابت شده است، اين است كه چنين اعتقاداتى ذاتاً كفر است؛ گوينده‏ى آن كلام نيز كفر گفته است؛ اما خودش تكفير نمى‏شود؛ زيرا ديدگاه وى نتيجه‏ى تلاش او- اجتهاد- براى دست‏يابى به حقيقت بوده است ....[19]

تقى‏الدين سبكى، از علماى بزرگ شافعى مى‏گويد: بدان اى برادر! اقدام و اظهارنظر درباره‏ى تكفير اهل ايمان كار سخت و مشكلى است و هركس در قلب خود ايمان داشته باشد، تكفير اهل هوى و بدعت، براى او خطرناك است؛ چون كه آنان لااله الاالله و محمد رسول الله مى‏گويند و تكفير كردن ديگران، كار هولناك و خطر بزرگى دارد ....[20]

و در جاى ديگر، در رابطه با غلات، بدعت‏گذاران، اهل هوى، متكلمان و فيلسوفان از او سؤال مى‏كنند. او در پاسخ مى‏گويد:

بدان هركس از خداوند عزوجل بترسد، هرگز جرأت نمى‏كند به تكفير كسى كه لا اله الا الله و محمد رسول الله مى‏گويد، زبان بگشايد ... هرگز كسى حكم به تكفير كسى نمى‏كند، مگر اين‏كه خود از اصول دين بيرون رود و منكر شهادتين باشد و بالاخره از دين اسلام خارج شود.[21]

حتى برخى از بزرگان اهل سنت تا بدان‏جا پيش رفته‏اند كه از تكفير گروه‏هايى مانند خوارج نيز پرهيز كرده‏اند. چنان‏كه نووى، شارح صحيح مسلم مى‏گويد:

بدان كه مذهب اهل حق اين است كه كسى از اهل قبله به‏سبب گناهى تكفير نمى‏شود و حتى اهل اهواء و بدعت، مانند خوارج و معتزله و غير آن‏ها نيز تكفير نمى‏شوند. تنها كسى را بايد مرتد و كافر شمرد كه چيزى از ضروريات دين اسلام را انكار كند.[22] 

پی نوشت ها

[1] . شيخ صدوق، الهداية در جوامع الفقهيه، ص 47.

[2] . محمد حسن نجفى، جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج 6، ص 58.

[3] . سيد محسن حكيم، مستمسك عروة الوثقى، ج 2، ص 123.

[4] . محمد تقى آملى، مصباح الهدى فى شرح عروة الوثقى، ج 1، ص 410 تا 411.

[5] . شيخ صدوق، الهداية، ص 47 ..

[6] . سيد محمد كاظم يزدى، العروة الوثقى، ج 1، ص 69.

[7] . سيد ابوالقاسم خويى، التنقيح، ج 3، ص 62.

[8] . اين كتاب نخستين تأليف مرحوم شرف‏الدين است كه در سال 1327 ق( 1288 ش) نوشته شده است. اين اثر نشان مى‏دهد كه مسأله‏ى وحدت در نزد شرف‏الدين چه اندازه مهم بوده كه نخستين اثرش را به آن اختصاص داده است.

[9] . على‏بن محمد( ابن حزم)، الفصل فى الملل والاهواء والنحل، ج 3، ص 291، الكلام فى من يكفر و لا يكفر ..

[10] . همان.

[11] . همان.

[12] . همان، ص 292..

[13] . سيد عبدالحسين شرف‏الدين، الفصول المهمة فى تأليف الامة، ص 38.

[14] . به نقل از: همان، ص 32.

[15] . ابوجعفر طحاوى، العقيدة الطحاوية: بيان عقيدة اهل السنة و الجماعة، ص 20 تا 21.

[16] . ابوالفضل عياض حيصى، الشفا بتعريف حقوق المصطفى، ج 2، ص 272..

[17] . ملاعلى‏بن سلطان قارى، مرقاة المفاتيح شرح مشكوة المصابيح، ج 1، ص 284.

[18] . همو، منح الروض الازهر فى شرح الفقه الاكبر، ص 425.

[19] . همان، ص 428.

[20] . سيد عبدالحسين شرف‏الدين، الفصول المهمة فى تأليف الامة، ص 28 ..

[21] . همان، ص 29.

[22] . يحيى‏بن شرف نووى، شرح صحيح مسلم، ج 1، ص 213 ..

 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه