مقالات > جهادی‌های جدید کیستند؟

جهادی‌های جدید کیستند؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۳۰ تعداد بازدید: 82

اولیویه روآ برای نوشتن کتاب جدیدش، سراغ زندگیِ جوانانی رفته که از اروپا به داعش و دیگر گروه‌های سلفی پیوسته‌اند و نهایتاً خود را در عملیاتی انتحاری منفجر کرده‌اند.



گزیده‌ای از کتاب اولیویه روآ «جهاد و مرگ؛ جذابیت جهانی دولت اسلامی»

اولیویه روآ برای نوشتن کتاب جدیدش، سراغ زندگیِ جوانانی رفته که از اروپا به داعش و دیگر گروه‌های سلفی پیوسته‌اند و نهایتاً خود را در عملیاتی انتحاری منفجر کرده‌اند. روآ دریافت که زندگیِ این جوانان شباهت‌هایی انکارناپذیر با همدیگر داشته: اغلب دورانی از بی‌بند‌و‌باری را گذرانده‌اند، سپس ناگهان نوزایی دینیِ شدیدی را تجربه کرده‌اند و به فاصله‌ای کوتاه به استقبال جنگ و انتحار رفته‌اند، اما آنچه هیچ‌وقت اهمیتی برایشان نداشته، خود اسلام بوده است.

خشونتِ تروریست‌های جهادی در دو دهۀ گذشته خصیصۀ کاملاً منحصربه‌فرد و نوظهوری داشته است. تروریسم و جهاد، هر دو، سال‌های مدیدی است که وجود دارند و گونه‌هایی از ترورِ «جهانی‌شده» -که در آن مکان‌های سمبلیکِ بخصوص یا شهروندان بی‌گناه، بدون توجه به مرزهای ملی، هدف قرار می‌گیرند- دست‌کم تا زمان جنبش آنارشیستیِ نیمۀ دوم قرن نوزدهم قدمت دارد. آنچه در این میان بی‌سابقه است، این است که تروریست‌های امروزی آگاهانه مرگ را بر زندگی برمی‌گزینند.



در طول بیست سال گذشته -از خالد کلکال، طراح اصلی بمب‌گذاری در مترو پاریس در سال ۱۹۹۵ تا عاملان حمله به سالن تئاتر بتالکان پاریس در نوامبر ۲۰۱۵– تقریباً همۀ تروریست‌ها در فرانسه یا خودشان را منفجر کرده‌اند یا به دست پلیس کشته شده‌اند. محمد مراح -که در جریانِ اقدامی تروریستی در سال ۲۰۱۲ یک ربّی و سه کودک یهودی را در مدرسۀ یهودیانِ تولوز کشت- به نقل‌قول مشهورِ منسوب به بن‌لادن استناد می‌کرد که جهادی‌ها مدام آن را تکرار می‌کنند: «ما مرگ را دوست داریم، همان‌طور که شما زندگی را» حالا دیگر مرگِ تروریست‌ها رخدادی غیرمنتظره یا پیامد ناگوار عملیاتشان نیست، بلکه جزو لاینفک آن است. همین شیفتگی به مرگ را می‌توان در میان جهادی‌هایی که به داعش می‌پیوندند نیز بازجست. برای این‌ها، عملیات انتحاری غایت‌القصوای پیوستنشان به داعش است.

این انتخاب سیستماتیکِ مرگ پدیده‌ای نوظهور و بی‌سابقه است. عاملان حملات تروریستی در فرانسه در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی -خواه با خاورمیانه در ارتباط بوده باشند خواه نه– فرارشان از صحنۀ عملیات را به‌دقت برنامه‌ریزی می‌کردند. سنتِ مسلمانان برای شهیدی که در میدان نبرد کشته می‌شود ارج و قدرِ فراوانی قائل است، اما به‌هیچ‌عنوان مرگ افرادی را که خودشان را به تهلکه می‌اندازند به رسمیت نمی‌شناسد، زیرا چنین کاری دخالت در ارادۀ الاهی محسوب می‌شود. پس چرا در طول بیست سال گذشته تروریست‌ها این‌گونه در پی مرگ خویش‌اند؟ این شوق به مرگ چه دلالتی دربارۀ رادیکالیسم اسلام معاصر دارد؟ و معنا و فحوای آن برای جوامع امروزیِ ما چیست؟

پرسش اخیر حائز بیشترین اهمیت است؛ چون چنین رویکردی به مرگ ارتباط وثیقی با این واقعیت دارد که جهادگرایی معاصر -دست‌کم در غرب و نیز در ترکیه و مغرب عربی- نه‌تنها جنبش جوانانی است که مستقل از مذهب و فرهنگ والدینشان پرورش یافته‌اند، بلکه در دل فرهنگ گسترده‌تری قرار دارد که حول مفهوم جوانی شکل گرفته است. این جنبه از جهادگرایی مدرن واجد اهمیتی بنیادی است.

هر جا چنین نفرت نسلی‌ای پا گرفته است، پای نوعی سنت‌شکنی فرهنگی نیز به ماجرا کشیده شده است، سنت‌شکنی‌ای که به یک ضرب خواهان برانداختنِ انسان‌ها، شمایل‌ها، عبادتگاه‌ها و حتی کتاب‌هاست و حافظه در آن نیست و نابود می‌شود. «همه‌چیز را یکسره از نو نوشتن»۱ هدف مشترک ارتش سرخ مائو، خمرهای سرخ و جنگجویان داعش است. یکی از جهادی‌های بریتانیایی در جزوۀ راهنمای عضوگیری داعش چنین می‌نویسد: «وقتی در خیابان‌های لندن، پاریس و واشنگتن همچون مصیبت بر سرتان نازل ‌شویم... نه‌تنها خونتان را در خیابان‌ها جاری می‌کنیم، بلکه تندیس‌ها و شمایلتان را در هم می‌شکنیم؛ تاریختان را یکسره پاک می‌کنیم و از همه دردآورتر، دین کوکانتان را تغییر می‌دهیم تا پاسدار خاطرۀ ما باشند و اجدادشان را لعنت کنند.»

تمامی انقلاب‌ها شور و تعصب جوانان را شعله‌ور می‌سازد، اما فقط معدودی از انقلاب‌ها کمر به نابود کردن گذشته می‌بندند. بلشویک‌های انقلابی ترجیح دادند به جای تبدیل گذشته به ویرانه آن را در موزه‌ها بگذارند و انقلابیون جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه به فکر منفجرکردن تخت جمشید نیفتادند.

این جنبۀ خودویرانگرانه هیچ ربطی به سیاست خاورمیانه ندارد و از منظر استراتژیک بسیار مخرب است. گرچه داعش اعلام کرده است که هدفش احیای خلافت است، اما نهیلیسم آن مانع می‌شود که مطلقاً بتواند به راه‌حلی سیاسی دست یابد، وارد مذاکره شود یا در درون مرزهایی به رسمیت شناخته‌شده‌، جامعه‌ای باثبات را محقق سازد.

احیای خلافت خیالی خام است، اسطوره‌ای است متعلق به هویتی ایدئولوژیک که مدام قلمروش را گسترده می‌سازد. احیای خلافت از منظر استراتژیک ناممکن است و به همین علت است که افرادی که خود را جزوی از خلافت می‌دانند، به جای اینکه خودشان را وقف منافع مسلمانان منطقه کنند، این‌گونه به استقبال مرگ می‌روند. هیچ چشم‌انداز سیاسی‌ای‌ وجود ندارد، هیچ آیندۀ روشنی و نه حتی هیچ مکان امنی برای عبادت. بااین‌حال، گرچه مفهوم خلافت بخشی از تخیل مذهبی مسلمان است، طلبِ مرگ چنین نیست.

مضافاً اینکه تروریستم انتحاری حتی از منظر نظامی هم کارآمد و مؤثر نیست. در تروریسم «ساده»، چند فردِ مصمم می‌توانند آسیب‌های قابل‌توجهی به دشمنانی وارد آورند که بسیار از آنان قدرتمندترند و به همین دلیل می‌توان رگه‌هایی از عقلانیت را در این نوع از تروریسم مشاهده کرد، اما تروریسم انتحاری مطلقاً غیرعقلانی است؛ ایدۀ جنگجویان کاربلدِ یکبار مصرف به‌هیچ‌وجه عقلانی نیست. حملات تروریستی، جوامع غربی را به زانو درنمی‌آورد، فقط واکنش طرف مقابل را برمی‌انگیزاند. این نوع از حملاتِ تروریستی بیشتر جان مسلمانان را می‌گیرد تا غربی‌ها را.



رابطۀ سیستماتیک با مرگ، فقط، یکی از راه‌ها برای فهم رادیکالیسم امروزی است: محورِ رادیکالیسم معاصر نهیلیسم است. آنچه رادیکالیسم معاصر را این چنین اغواکننده و فریبنده می‌سازد، ایدۀ شورشی تمام‌عیار است؛ خشونت وسیله نیست، خودِ هدف است.

اما این تمام داستان نیست؛ کاملاً محتمل است که دیگر صور تروریسم -صورت‌های «عقلانی»‌تر آن- از نو پدیدار شوند و البته این نیز کاملاً محتمل است که این نوع از تروریسم صرفاً پدیده‌ای زودگذر باشد.

دلایل ظهور داعش را، بی‌شک، باید در ارتباط با سیاست در خاورمیانه جست و افول داعش عناصر بنیادین این وضعیت را تغییر نخواهد داد. داعش مخترع تروریسم نیست؛ مُشتی است از خرواری که پیش از این نیز وجود داشته است. نبوغ داعش در این است که توانسته برای جوانان داوطلِب [مرگ] چهارچوب روایی‌ای فراهم کند که آنان می‌توانند درون آن به خواست‌ها و آرزوهایشان دست یابند. لذا، برای داعش اهمیتی ندارد که افرادی که داوطلب مرگ می‌شوند -اشخاص پریشان و مضطرب، انسان‌هایی آسیب‌پذیر و شورشیانی که هیچ آرمان بخصوصی ندارند- عضوی از این جنبش نباشند. مهم این است که آماده باشند بیعت خود را اعلام کنند تا عملیات انتحاری‌شان بدل به بخشی از روایت جهانیِ داعش شود.

به همین دلیل است که ما برای تبیین داعش نیازمند رویکرد جدیدی هستیم، رویکردی که بتواند هم خشونت اسلامی معاصر و هم دیگر صورت‌های خشونت و رادیکالیسمِ شبیه به آن را تبیین کند، صورت‌هایی که بیانگر شورش نسلی، خودتخریبی، گسست رادیکال از جامعه، نوعی زیبایی‌شناسی خشونت و مناسک آخرالزمانی هستند.

عموماً این موضوع نادیده انگاشته می‌شود که تروریسم و سازمان‌های انتحاری مانند القاعده و داعش پدیده‌های بی‌سابقه‌ای در تاریخ جهان اسلام هستند و نمی‌توان آن‌ها را به‌سادگی و با توسل به خیزش بنیادگرایی تبیین کرد. باید به این مطلب التفات کنیم که این تروریسم ناشی از رادیکالیزه‌شدنِ اسلام نیست، بلکه ناشی از اسلامیزه‌شدنِ رادیکالیسم است.

مسئلۀ «اسلامیزه‌شدنِ رادیکالیسم» اصلاً به‌معنای تبرئۀ اسلام نیست، بلکه این انگاره معطوف به این پرسش است که چرا شورشیانِ جوانْ اسلام را پارادایم عصیان تمام‌عیار خود به شمار می‌آورند. اسلامیزه‌شدن رادیکالیسم انکار نمی‌کند که در تمام طول ۴۰ سال گذشته بنیادگرایی در حال بسط و توسعۀ خویش بوده است.

این رویکرد مناقشات فراوانی برانگیخته است. یکی از منتقدان ادعا کرده است که من علل سیاسی این دست شورش‌ها را نادیده گرفته‌ام، عللی مانند میراث شوم استعمار، مداخلۀ نظامی غرب علیه مردم خاورمیانه و طرد اجتماعی مهاجران و فرزندانشان. از سوی دیگر، متهم شده‌ام

که مسئلۀ ارتباطِ میان خشونتِ تروریستی و رادیکالیسم اسلامیِ ناشی از سلفی‌گرایی -تفسیری بی‌نهایت محافظه‌کارانه از ایمان اسلامی- جایی در رویکرد تبیینی من ندارد. من به‌خوبی از تمامی این جنبه‌ها مطلعم. ادعای من صرفاً این است که چنین جنبه‌هایی برای فهم و تفسیرِ پدیداری که امروزه با آن مواجهیم ناکافی است، زیرا میان داده‌های تجربیِ در دسترسِ ما هیچ ارتباط علی‌ای وجود ندارد.

استدلال من این است که رادیکالیسم خشونت‌طلب نتیجۀ رادیکالیسم دینی نیست، گرچه رادیکالیسم دینی عموماً سیری مشابهِ رادیکالیسم خشونت‌طلب دارد و هر دو متوسل به ایده‌های پارادایمی یکسانی می‌شوند. هیچ‌کس منکرِ وجودِ بنیادگرایی دینی و مشکلات اجتماعی گستردۀ ناشی از آن نیست. به‌هرحال، بنیادگرایی دینی ارزش‌های مبتنی بر انتخاب فردی و آزادی شخصی را انکار می‌کند. اما بنیادگرایی دینی لزوماً به خشونت‌طلبی سیاسی منجر نمی‌شود.

اعتراض می‌کنند که رادیکالیسم اسلامی از انگیزه‌های مختلفی نشئت می‌گیرد: «رنجی» که مردم در جوامع پسااستعماری تجربه می‌کنند، تبعیض ناشی از نژادپرستی و گونه‌های دیگر تبعیض، بمباران بمب‌افکن‌ها و پهپادهای آمریکایی، شرق‌‌شناسی و امثالهم. این مطلب متضمن این نتیجه است که «فقط» قربانیان دست به شورش می‌زنند، اما ارتباط میان شورشیان و قربانیان بیشتر ارتباطی موهوم است تا واقعی.

عاملانِ حملاتِ اروپا ساکن نوار غزه، لیبی یا افغانستان نیستند. آن‌ها لزوماً فقیرترین، تحقیرشده‌ترین و منزوی‌ترین اقشار نیستند. این واقعیت که ۲۵درصد جهادی‌ها به اسلام تغییر دین داده‌اند، نشانگر این است که رابطۀ میان رادیکال‌ها و «مردمانشان»، تا حد زیادی، برساخته‌ای تخیلی است.

این شورشیان عمدتاً از طبقات رنج‌کشیده برنخاسته‌اند. این فرضیه که این شورشیان همان پرولتاریا، «توده‌ها» و مردمِ استعمارزده هستند، به‌هیچ‌عنوان بر وضعیت ابژکتیو شورشیان مبتنی نیست. قلیلی از تروریست‌ها یا جهادی‌ها داستان زندگی خودشان را تعریف می‌کنند. آن‌ها عموماً در این باره حرف می‌زنند که دیدن رنج دیگران چطور آن‌ها را برانگیخته است. عاملان حملۀ بتالکان پاریس فلسطینی نبودند.

تا میانۀ دهۀ نود میلادی، اکثر جهادی‌های بین‌المللی از خاورمیانه آمده بودند و در واقع، پیش از سقوط رژیم کمونیستی در سال ۱۹۹۲، در افغانستان جنگیده بودند. آن‌ها سپس به کشور خودشان بازگشتند تا جهاد را ادامه دهند یا اهدافشان را تبلیغ کنند و همین گروه‌ها آغازگر موج اول حملات «جهانی» بودند (نخستین حمله به مرکز تجارت جهانی در سال ۱۹۹۳، بمب‌گذاری در سفارتخانه‌های آمریکا در آفریقای شرقی در سال ۱۹۹۸، حمله به کشتی یواس‌اس کول آمریکا در سال ۲۰۰۰).

نخستین نسل از جهادی‌ها را افرادی مانند اسامه بن‌لادن، رمزی یوسف و خالد شیخ محمد پرورش دادند. اما از سال ۱۹۹۵ نسل جدیدی از جهادی‌ها پدید آمدند که در غرب به «تروریست‌های بومی»۲ مشهور شده‌اند.

این رادیکال‌های جدید چه کسانی بودند؟ ما به لطف پلیس هویت بسیاری از این‌ها را، که عاملان حملات تروریستیِ مختلف در اروپا و آمریکا هستند، می‌شناسیم. بسیاری از آن‌ها نیز در حین طراحی عملیات جدید گرفتار شدند. تمامیِ اطلاعات زندگی‌نامه‌‌ای که روزنامه‌نگارها جمع کرده‌اند، اکنون، در دسترس ماست. برای سردرآوردن از سیر زندگی این تروریست‌ها نیازی به تحقیقات شاق و طاقت‌فرسا نیست، چون تمامی داده‌ها و زندگی‌نامه‌ها اکنون در دسترس است.

اگر می‌خواهیم انگیزه‌های آنان را بفهمیم، باید به گفته‌های خودشان توجه کنیم، چت‌های گوگل، گفتگوهای اسکایپی و پیام‌های فیس‌بوک و واتس‌اپ. آن‌ها با خانواده و دوستانشان تلفنی حرف می‌زنند و قبل از اینکه بمیرند بیانیه صادر می‌کنند یا ویدئو منتشر می‌کنند. خلاصه اینکه، حتی اگر نتوانیم مطمئن باشیم که مقصود آن‌ها را کاملاً می‌فهمیم، دست‌کم تاحدی با آن‌ها آشنا هستم.

دانسته‌های ما دربارۀ زندگی تروریست‌هایی که در اروپا دست به عملیات زده‌اند، بیشتر از دانسته‌های ما دربارۀ جهادی‌هایی است که به کشورهای خارجی رفته‌اند و هیچ‌گاه بازنگشته‌اند. اما -همان‌طور که یکی از پژوهش‌های انجام شده در «مؤسسۀ مطالعات سیاسی پاریس» دربارۀ جهادی‌های فرانسویِ کشته شده در سوریه نشان می‌دهد- شباهت‌های بسیاری میان این دو گروه وجود دارد. در اینجا تمرکز من عمدتاً معطوف به جهادی‌های فرانسوی/بلژیکی است که اکثریت جهادی‌ها در جوامع غربی را دارا هستند. البته آلمان، بریتانیا، دانمارک و هلند هم جهادی‌های زیادی دارند که عازم خط مقدم نبرد شده‌اند.

با استفاده از این اطلاعات، من مجموعه‌ای از داده‌ها را دربارۀ یکصد نفر از جهادی‌هایی که در عملیات تروریستی در فرانسه شرکت داشته‌اند یا در طول بیست سال گذشته فرانسه یا بلژیک را برای پیوستن به این جریان جهانی ترک کرده‌اند، جمع‌آوری کرده‌ام. این داده‌ها، مشتمل بر اطلاعات تمام افرادی است که در فرانسه یا بلژیک دست به عملیات بزرگ تروریستی زده‌اند.


هیچ زندگی‌نامۀ معیاری برای این گروه از تروریست‌ها وجود ندارد، اما به‌هرحال در زندگی آن‌ها می‌توان برخی مضامین تکراری را مشاهده کرد. نخستین نتیجه‌ای که می‌توان از بررسی این زندگی‌نامه‌ها بدان رسید این است که زندگی این افراد در طول ۲۰ سال گذشته شباهت‌های بسیاری با هم داشته است. خصایصِ مشترکِ میان خالد کلکال، نخستین تروریست بومی فرانسه، و برادران کواشی، عاملان حملۀ شارلی ابدو، را در نظر بگیرید: نسلِ دومی بودن، جامعه‌پذیری اولیه، دوران جرائم پیش‌پاافتاده، دوران رادیکالیسم در زندان، حملۀ تروریستی و نهایتاً مرگ در درگیری مسلحانه با پلیس.

یکی دیگر از خصایص مشترک این گروه از افراطیون این است که تقریباً همگی نوعی تبدل و «نوزایی» دینی را تجربه کرده‌اند. آن‌ها مسلمانانی هستند که پس از تجربۀ گونه‌ای زندگیِ به‌شدت دنیوی -گذراندن عمر در کلوب‌ها، نوشیدن الکل، ارتکاب جرائم پیش‌پاافتاده- ناگهان ایمانشان به شعایر دینی را از نو تجدید کردند، چه به صورت انفرادی و چه در درون گروه‌های کوچک. برادران عبدالسلام در بروکسل متصدی یک بار بودند و در ماه‌هایِ پیش از تیراندازی در بتالکان مدام به کلوب‌های شبانه رفت‌و‌آمد داشتند. اکثر آن‌ها چند ماه پس از «بازگشت»۳ یا «تبدل»۴ دینی‌شان دست به عملیات تروریستی زده بودند، اما همواره پیش از این در زندگی‌شان نشانه‌هایی از رادیکالیسم را بروز داده بودند.

تقریباً در تمامی موارد، فرایند شکل‌گیری گروه‌های رادیکال مانند هم بوده است. فرایند عضویت در این گروه‌ها نیز همواره یکسان است: برادرها، دوستان دوران کودکی، رفقای زندان و گهگاه رفقای کمپ آموزشی. میزان عضویت برادر-خواهرها نیز در این گروه‌ها چشم‌گیر است.

این میزان از عضویت برادر-خواهرها در هیچ‌یک از دیگر گروه‌های رادیکال به چشم نمی‌خورد، چه گروه‌های رادیکال‌های چپ و چه دیگر گروه‌های رادیکال اسلام‌گرا. این امر نشان می‌دهد که مسائل مربوط به «نسل» تا چه اندازه در فهم این گروه‌ها حائز اهمیت است.

داوید والا، یکی از جهادی‌های سابق، می‌نویسد که خطابۀ واعظان مبلغ رادیکالیسم را می‌توان این‌گونه تلخیص کرد: «اسلامِ پدرانِ شما یادگار استعمارگران است، اسلامِ خم و راست شدن و اطاعت کردن. اما اسلام ما اسلام مبارزه است، اسلام خون و مقاومت».

رادیکال‌ها اغلب یتیم هستند، مانند برادران کواشی، یا در خانواده‌های ازهم‌گسیخته پرورش یافته‌اند. آن‌ها لزوماً علیه پدر و مادرهایشان شورش نمی‌کنند؛ آن‌ها علیه چیزی قیام می‌کنند که والدینشان نمایندگی می‌کنند: تحقیر، سازش با جامعه و نیز علیه آنچه به نظرشان از جهالت دینی والدینشان نشئت می‌گیرد.

اکثر این نو رادیکال‌ها عمیقاً غرق در فرهنگ جوانیِ معاصر هستند: آن‌ها به کلوب‌های شبانه می‌روند، روابط آزاد جنسی دارند، سیگار می‌کشند و مشروب می‌خورند. طبق داده‌های من، نزدیک به ۵۰درصد از جهادی‌ها در فرانسه سابقۀ ارتکاب جرائم جزئی دارند، عمدتاً فروشندگی مواد مخدر، گاهی اَعمال خشونت‌آمیز و در معدودی از موارد سرقت مسلحانه. این آمار دربارۀ جهادی‌ها در آلمان و آمریکا هم صدق می‌کند، از جمله موارد بی‌شمارِ رانندگی در حال مستی. لباس پوشیدن آن‌ها هم مانند دیگر جوانان امروزی است: پوشیدن لباس‌های برند، انواع کلاه‌ها (مثلاً کلاه‌های بیس‌بال) و خلاصه مد و فشن‌های خیابانی که نمی‌توان آن‌ها را اسلامی دانست.

سلیقۀ موسیقایی آن‌ها هم تابع مد زمانه است: از موسیقی پاپ خوششان می‌آید و مدام به کلوب می‌روند. یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جهادی که برای جنگ به سوریه رفت، خوانندۀ رپ آلمانی دنیس کاسپرت۵ با نام هنری دسو داگ است که بعدها نام خود را به ابوطلحه الآلمانی تغییر داد. طبعاً این جوانان عاشق بازی‌های کامپیوتری و فیلم‌های خشن آمریکایی نیز هستند.

تمایلات خشونت‌طلبانۀ این گروه از جوانان می‌تواند راه‌هایی غیر از جهاد و تروریسم برای ظهور و بروز خود بیابد (باندهای مسلحِ مارسی نمونه‌ای از این تمایلات است). چنین تمایلاتی می‌توانند از طریق نهادها یا ورزش به مسیرهای دیگری هدایت شود؛ محمد مراح می‌خواست عضو ارتش شود یا گروهی از نوکیشان پرتغالی، با اصالت آنگولایی، که در یک باشگاه بوکس تایلندی‌ -که توسط یک ان.جی.اوی بریتانیایی تأسیس شده بود- گرد هم آمده بودند، لندن را به قصد پیوستن به داعش ترک کردند. در حیات اجتماعی جهادی‌ها، باشگاه‌های رزمی مهم‌تر از مساجد هستند.

زبان این افراطیون همواره زبان همان کشور محل زندگی‌شان است. در فرانسه، آن‌ها وقتی دچار تبدل دینی می‌شوند، اغلب، گویش حاشیه‌نشینان، بونیو۶، را برمی‌گزینند، گویشی که میان سلفی‌ها بسیار رایج است.

آنان در دوران زندان با رادیکال‌های «طراز اول» آشنا می‌شوند و بدین ترتیب در معرض روایتی از دین قرار می‌گیرند که فرسنگ‌ها با دینِ نهادینه‌شده فاصله دارد. زندان عناصری را که رادیکالیسم معاصر از آن‌ها توش و توان می‌گیرد، تقویت کرده و آتش آن‌ها را شعله‌ورتر می‌سازد: مسائل نسلی، طغیان علیه سیستم، اشاعۀ صورتی ساده‌سازی‌شده از سلفی‌گرایی، تشکیل گروه‌های همبسته و متحد، جستجوی عزت‌نفسی که ناشی از احترام به هنجارهاست و بازتفسیر جرائم مختلف به‌عنوان ابزاری مشروع برای مخالفت سیاسی.

دیگر خصیصۀ مشترکِ جهادی‌ها فاصله گرفتن آن‌ها از محیط پیرامونشان است. آن‌ها معمولاً در محیط‌های دینی پرورش نیافته‌اند. رابطۀ آن‌ها با مساجدِ محلی متضاد و مبهم است: یا گهگاه و به‌صورت نامنظم به مسجد می‌رفتند یا به خاطر توهین به امام جماعت مسجد از آنجا طرد شده بودند. هیچ‌کدام از آن‌ها عضو اخوان‌المسلین نبودند؛ هیچ‌کدام برای جمعیت‌های خیریۀ اسلامی کار نمی‌کردند؛ هیچ‌کدام در فعالیت‌های تبلیغی اسلامی مشارکتی نداشتند؛ هیچ‌کدام عضو نهضت همبستگی فلسطین نبودند و تا آنجا که می‌دانم هیچ‌کدام در شورش‌های سال ۲۰۰۵ فرانسه نقشی نداشتند. این‌گونه نیست که آن‌ها نخست هوادار قرائت رادیکالی از اسلام شده‌اند و سپس به تروریست‌ها پیوسته‌اند.

در واقع، اگر هم با رادیکالیسم اسلامی آشنایی داشته‌اند، آشنایی‌شان از طریق مساجد سلفی نبوده است، بلکه یا به صورت فردی بوده یا از طریق همین گروه‌های تروریستی. تنها استثناء در بریتانیاست که شبکه‌ای از مساجد افراطی و ستیزه‌جو در آن به فعالیت مشغول‌اند، مساجدی که از پایگاه‌های اصلی گروه المهاجرون به شمار می‌روند، گروهی که زمینه‌ساز پیدایش گروه افراطی‌تر «شریعت برای بریتانیا»۷ به رهبری انجام تشودری شد. پس پرسش اصلی این است که کِی و چرا این جهادی‌ها به آغوش دین غلتیدند. شور و شوق مذهبی بسیار دیر و تاحدی ناگهانی از درون ساختارهای جامعه ظهور و بروز می‌یابد و البته به فاصلۀ کوتاهی پس از آن، سر و کلۀ تروریست‌ها پیدا می‌شود.


خلاصه کنم؛ جهادیِ جوان در صورت ایده‌آل خود واجد این اوصاف است: جوانی از نسل دوم مهاجران یا یک نوکیش؛ عموماً درگیرِ جرائم جزئی؛ بدون هیچ آموزش مذهبی؛ که به‌تازگی و به‌سرعت دچار تبدل و نوزاییِ دینی شده است، اکثرِ اوقاتش را یا با دوستانش می‌گذراند یا در اینترنت و ارتباط خاصی با مساجد ندارد. نوزایی دینی به‌ندرت مخفی نگاه داشته می‌شود و معمولاً جلوه‌های بیرونی آشکاری دارد، اما این نوزایی لزوماً به این معنی نیست که فرد خود را غرق در شعایر و مناسک دینی سازد. خشونتْ رتوریکِ گسست است: دشمن کافر است و به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان با او به سازش و مصالحه رسید؛ حتی خود اعضای خانوادۀ فرد هم در جرگۀ کافران‌اند، چون یا نسبت به حقیقت اسلام کورند یا از تغییر دین سر باز می‌زنند.

درعین‌حال، نمی‌شود گفت که تصمیم جوان‌های رادیکال برای تعریف هویت خود بر اساس جهاد و اعلام بیعت با گروه‌های اسلامیِ رادیکال به‌هیچ‌عنوان انتخابی فرصت‌طلبانه نیست: یگانه تفاوتِ جهاد با دیگر صور خشونت که جوانان غرق آن‌ها می‌شوند، ارجاع به اسلام است. اشاره‌کردن به این فرهنگِ گسترده و فراگیرِ خشونت به معنی «تبرئه» کردن اسلام نیست. این واقعیت که این جوانانْ اسلام را به‌عنوان چارچوب فکر و فعالیتشان انتخاب می‌کنند، غیرقابل‌چشم‌پوشی است و دقیقاً همین اسلامیزه‌شدن رادیکالیسم است که باید هدف تبیین ما باشد.

جدا از خصایص مشترکی که در بالا ذکر کردیم، نمی‌توان هیچ ویژگی اقتصادی و اجتماعیِ مشترکی میان این گروه از جوانان رادیکال یافت. بر اساس تبیینی معروف و البته بسیار ساده‌بینانه، تروریسم ناشی از ادغام ناموفقِ این جوانان [در جوامع مادر] است و به همین دلیل نشانه‌ای پیش‌گویانه از جنگ داخلی. این تبیین توده‌های عظیم مسلمانانی را در نظر نمی‌گیرد که جزوی از جامعۀ مادر شده‌اند و به مراتب بالای اجتماعی دست پیدا کرده‌اند. مثلاً این واقعیتی انکارناپذیر است که در فرانسه تعداد مسلمانانی که در پلیس و نیروهای امنیتی ثبت‌نام می‌کنند، بسی بیشتر از مسلمانانی است که به گروه‌های جهادی می‌پیوندند.

علاوه‌بر‌این، رادیکال‌ها از جوامع تندرو سر بر نیاورده‌اند. بارِ متعلق به برادران عبدالسلام در بروکسل در یکی از محلاتی بود که در قُرُق «سلفی‌ها» بود و لذا نوشیدن مشروبات الکی و ‌حجاب‌نداشتن در آن ممنوع بود. اما این مثال نشان می‌دهد که واقعیتِ این محلات پیچیده‌تر از آن چیزی است که به ما گفته‌اند.

عموماً جهادگرایی را ادامۀ منطقی سلفی‌گرایی محسوب می‌کنند. همۀ سلفی‌ها جهادی‌ نیستند اما همۀ جهادی‌ها سلفی‌اند و به همین دلیل سلفی‌گرایی شاهراه جهادگرایی است. به عبارت دیگر، رادیکالیسم مذهبی را نخستین مرحلۀ رادیکالیسم سیاسی به شمار آورده‌اند. اما چنانکه دیدم، مسئله بسیار پیچیده‌تر از این است.

مسلم است که این رادیکال‌های جوان حقیقتاً به باورهایشان معتقدند: آن‌ها واقعاً ایمان دارند که در صورت مرگ بهشت می‌روند و امور را فقط و فقط در چارچوب اسلام به رسمیت می‌شناسند. آن‌ها به سازمان‌های اسلامی‌ای می‌پیوندند که می‌خواهند نظامی اسلامی را مستقر سازند یا حتی، در مورد داعش، خلافت را احیا کنند. اما اینجا دربارۀ چه قرائتی از اسلام سخن می‌گوییم؟

چنانکه دیدیم، این‌گونه نیست که جهادی‌ها نخست به فهم عمیقی از متن مقدس دست پیدا ‌کنند و سپس به دامان خشونت بلغزند. آن‌ها هیچ فرهنگ دینی بخصوصی ندارند و مهم‌تر اینکه داشتن فرهنگ دینی مطلقاً اهمیتی هم برایشان ندارد. رادیکال‌شدن آنان به خاطر بدفهمیِ متن مقدس یا شست‌وشوی مغزی نیست؛ انتخابِ خودشان است، چون تنها رادیکالیسم است که برایشان جذابیت دارد. داده‌هایی که تاکنون از جانب مراجع متفاوت جمع‌آوری شده‌اند، همگی، بر این مطلب صحه می‌نهند که میزان دانش دینی جهادی‌ها به نحو فاحشی اندک است. بر اساس اسناد فاش‌شده از درونِ داعش دربارۀ بیش از ۴۰۰۰ هزار جنگجوی خارجیِ این گروه، با اینکه اکثریت این جنگجویان کاملاً تحصیل‌کرده بودند، اما ۷۰ درصدشان اذعان کرده بودند که دانش اندکی از اسلام دارند.

مهم است که میان قرائت خود داعش از اسلام -که عمدتاً مبتنی بر سنت روش‌شناختی تفسیر کلمات پیامبر اسلام است و ظاهراً مبتنی بر آثار به‌اصطلاح «علمایِ» این حوزه است- و روایت جهادی‌هایی که با داعش بیعت می‌کنند تمایز بنهیم، روایت جهادی‌ها در درجۀ اول حول گونه‌ای قهرمان‌گرایی و خشونت مدرنِ امروزی می‌چرخد.

تفسیری از متون مقدس که صفحات «دابق» و «دارالاسلام» -دو مجلۀ داعش که به انگلیسی و فرانسه منتشر می‌شوند- را پر کرده است، علت رادیکالیسم نیست. آن‌ها صرفاً بیانگر نوعی دلیل‌تراشی الاهیاتی برای موجه‌سازی خشونت رادیکال‌هاست؛ این تفاسیر نه بر دانش حقیقی که بر مرجعیت و اقتدار مبتنی‌اند. وقتی جهادی‌ها جوان از «حقیقت» سخن می‌گویند، به‌هیچ‌عنوان منظورشان دانشی حصولی و استدلالی نیست؛ آن‌ها دربارۀ یقین خودشان حرف می‌زنند که گهگاه با ارجاعی جادویی به آثار مشایخِ مفسر -که خودشان هیچ‌گاه آن‌ها را نخوانده‌اند- همراه می‌شود. برای مثال، سدریک، یکی از نوکیشان فرانسوی، در دادگاه چنین ادعا می‌کند: «من یک جهادیِ کیبوردی نیستم. من از طریق یوتیوب دینم را تغییر نداده‌ام. من آثار علمای واقعی را خوانده‌ام.» ادعای او در حالی است که حتی نمی‌توانست عربی بخواند و با بقیۀ اعضای گروهش از طریق اینترنت ارتباط داشت.

بهتر است با شنیدن گفته‌های خود تروریست‌ها آغاز کنیم. در گفته‌های آن‌ها با مضامین یکسانی روبرو می‌شویم. مثلاً گفته‌های منتشرشده پس از مرگِ محمد صدیق خان -رهبر گروهی که در سال ۲۰۰۵ عملیات تروریستی لندن را انجام دادند- را به‌عنوان نمونه در نظر بگیرد.

محمد صدیق خان می‌گوید که نخستین انگیزه‌اش از انجام این عملیات ظلم و بی‌رحمی‌هایی است که کشورهای غربی علیه «مسلمانان» (یا به گفتۀ خودش «امت من در سرتاسر جهان») مرتکب می‌شوند. دومین انگیزه‌اش همان داستان قهرمان انتقام‌جو است («من مستقیماً مسئول حفاظت از جانِ برادران و خواهران مسلمانم هستم و باید انتقام آن‌ها را بگیرم» «حالا نوبت شماست که طعم حقیقی چنین وضعی را بچشید») سومین انگیزۀ او مرگ است («ما مرگ را دوست داریم، همان‌طور که شما زندگی را») و نیز رسیدن به بهشت («پروردگارا، مرا با محبوبانم –انبیا و اولیا و شهدا- محشور بفرما»).

این تروریست‌ها تقریباً هیچ‌گاه مشخص نمی‌سازند که دقیقاً انتقام کدام جامعۀ اسلامی را می‌گیرند. جامعۀ اسلامی برای آنان نوعی ناکجاآباد و واقعیتی غیرتاریخی است. جهادی‌ها به هنگام بدگویی از سیاست‌های غرب در خاورمیانه از اصطلاح «صلیبیون» استفاده می‌کنند؛ آنان به استعمار الجزایر توسط فرانسه اشاره نمی‌کنند.



رادیکال‌ها هیچ‌گاه آشکارا به دوران استعمار اشاره نمی‌کنند. آنان تمامی جنبش‌های سیاسی و مذهبیِ پیش از خودشان را محکوم کرده و مردود می‌شمارند. آنان هیچ‌گاه نبردشان را بخشی از نبرد پدرانشان نمی‌دانند؛ تقریباً هیچ‌یک از آنان برای جهاد به کشور پدری خود بازنمی‌گردند. ذکر این نکته نیز بایسته است که تا آنجا که می‌دانم، هیچ‌یک از جهادی‌ها، چه مسلمان‌زاده و چه نوکیش، نه عضوی از نهضت‌های هوادار فلسطین بوده‌اند و نه در هیچ‌یک از انجمن‌های مبارزه با اسلام‌هراسی یا حتا ان.جی.اوهای اسلامی فعالیتی داشته‌اند. این جوان‌های رادیکال، متون انگلیسی یا فرانسوی را در وب‌سایت‌های اینترنت می‌خوانند و دانشی از زبان عربی ندارند.

اینکه مدافعانِ داعش هیچ‌گاه دربارۀ شریعت و تقریباً هیچ‌گاه دربارۀ جامعۀ اسلامی‌ای که قرار است تحت حکومت آن‌ها پدید آید سخنی نمی‌گویند، از عجایب است. آنانی که می‌گویند که به سوریه رفته‌اند چون می‌خواستند «در یک جامعۀ اسلامی حقیقی زندگی کنند» معمولاً از جنگ بازگشتگانی هستند که انکار می‌کنند که در عملیات خشونت‌آمیز داعش شرکت داشته‌اند، چنانکه گویی زندگی بر اساس قوانین اسلامی و خواست شرکت در جهاد با یکدیگر ناسازگار است. البته به یک معنا این دو امر با یکدیگر ناسازگارند، چون زندگی در یک جامعۀ اسلامی چیزی نیست که برای جهادی‌ها جذابیتی داشته باشد: آن‌ها برای زندگی کردن به خاورمیانه نمی‌روند، برای مردن بدانجا می‌روند. این همان پارادوکسِ پیشاروی ماست: این رادیکال‌های جوانْ آرمان‌گرا نیستند، نهیلیست‌اند.

آنچه این گروه از جهادی‌ها را از اسلافِ انقلابی‌شان، اسلام‌گرایان و سلفی‌ها، رادیکال‌تر می‌سازد، نفرت آن‌ها از جوامعِ موجود است، چه جوامع اسلامی و چه جوامع غربی. این نفرتْ خود را در تمنای آن‌ها برای مرگ به هنگام عملیات تروریستی آشکار می‌سازد. آن‌ها خود را به همراه جهانی که انکارش می‌کنند می‌کُشند. از یازده سپتامبر تاکنون، این شیوۀ مطلوب رادیکال‌ها برای کشته‌شدن است.

متأسفانه عامل انتحاری‌ای که افراد زیادی را می‌کشد، در جامعۀ معاصر به‌هیچ‌وجه کمیاب نیست. نمونۀ دم‌دستی افرادی است که در مدارس آمریکا دست به تیراندازی می‌زنند، افرادی که با انبوهی سلاح به مدارسشان می‌روند؛ بی‌هدف تیراندازی می‌کنند و تا آنجا که دستشان می‌رسد آدم می‌کشند و در نهایت یا خودکشی می‌کنند یا می‌گذارند که توسط پلیس کشته شوند. چنین افرادی پیش از حمله، تصاویر، ویدئوها و بیانیه‌هایشان را در اینترنت منتشر می‌کنند. آنان با این کار ژست یک قهرمان را به خود می‌گیرند و این واقعیت که همه خواهند دانست که آن‌ها که بودند مسحور و سرخوششان می‌کند. در فاصلۀ سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۶ حدود ۵۰ حملۀ موفق یا ناموفق از این دست صورت گرفته است.

می‌پذیرم که تمایزِ میان این گروه از قاتلان انتحاری با مبارزان خلافت داعش مبهم است. مثلاً، عامل حملۀ نیس نخست به‌عنوان فردی روانی و سپس به‌عنوان یکی از مبارزان داعش معرفی شد که با قصد قبلی دست به این جنایت زده است. اما این ایده‌ها لزوماً در تقابل با هم نیستند.

عمده این است که تمامی این مقولات را با هم درآمیزیم. هر کدام از این گروه‌ها ویژگی منحصربه‌فردی دارند، اما ریسمانی وجود دارد که تمام این جنایتکاران (عاملان انتحاری، نهیلیست‌ها و شورشیان) را به هم پیوند می‌زند. گروه‌هایی مانند القاعده و داعش فرصتی برای بروز این خصیصه‌ها فراهم می‌سازند.

داعش از هراس ما نیرو می‌گیرد و هراس اصلی‌ای که داعش را نیرومند می‌سازد هراس از اسلام است. یگانه تأثیر استراتژیک چنین حملاتی تأثیر روانی آن‌هاست. چنین حملاتی ضربه‌ای به توان نظامی کشورهای غربی وارد نمی‌سازد و حتی با جلوگیری از کاهش بودجۀ نظامی آن‌ها را قوی‌تر می‌سازد. آن‌ها ضرر اقتصادیِ خاصی ایجاد نمی‌کنند و فقط تا بدانجا نهادهای دموکراتیک ما را به خطر می‌اندازند که ما خودمان این نهادها را از طریق مجادلات بی‌پایان دربارۀ تعارضِ امنیت و حکومت قانون تضعیف کنیم. آن‌ها این هراس را ایجاد می‌کنند که ممکن است جامعۀ ما از درون منفجر شود و جنگی داخلی میان مسلمانان و «دیگران» ایجاد شود.

ما از خودمان می‌پرسیم اسلام چیست و دنبال چه چیزی است، اما لحظه‌ای درنگ نمی‌کنیم تا دریابیم که چیزی به نام جهان اسلام وجود ندارد؛ که انگارۀ امت در بهترین حالت امیدی دور است و در بدترین حالت صرفاً توهمی پوک؛ که نزاع اصلی در درجۀ اول میان خود مسلمانان است؛ که راه‌حل تمامی این تعارضات در وهلۀ اول راه‌حلی سیاسی است؛ که مسائل ملی در خاورمیانه محورِ همه چیزند و مسائل اجتماعی کلید درهم‌آمیزی و ادغام [در جوامع مادر] هستند.

یقیناً داعش، همچون القاعده، تصویری خیالی و پرآب‌وتاب از نظام حکومتی خود به دست داده است، تصویری که در آن داعش غرب را شکست داده و مغلوب ساخته است. این تصویر، همچون تمام دیگر صور ایدئولوژی‌های هزاره‌گرایانه، تصویری موهوم و خیالی است.

اما جهادگرایی، بر خلاف عمدۀ ایدئولوژی‌هایِ سکولار در قرن بیستم، پایگاه اجتماعی و سیاسی بسیار نحیفی دارد. چنان‌که دیدیم، جهادگرایی توان بسیج توده‌ها را ندارد و تنها در حاشیه‌هاست که توان نفس کشیدن پیدا می‌کند.

گاه به این خیال وسوسه می‌شویم که اسلام را مسئول ایدئولوژی رادیکالی بدانیم که توده‌های عظیمی از مردم را در سرتاسر جهان اسلام بسیج کرده است، همان‌گونه که نازیسم گروه‌های عظیمی از مردم آلمان را حول خود گرد آورد. اما واقعیت این است که ادعای داعش برای تأسیس خلافتی جهانی خیالی خام است و به همین دلیل است که تنها برای نوجوانان خشونت‌طلبی دل‌فریب است که به هذیان خودبزرگ‌پنداری دچار گشته‌اند.

گزیده‌ای فشرده از کتاب اخیر اولیویه روآ، جهاد و مرگ؛ جذابیت جهانی دولت اسلامی۸، است.

 

اطلاعات کتاب‌شناختی:
ROY, Olivier. "Jihad and death: the global appeal of Islamic State." (2017)


پی‌نوشت‌ها:
این مطلب در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۷ با عنوان Who are the new jihadis در وب‌سایت گاردین منتشر شده است و وب‌سایتترجمان در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ این مطلب را با عنوان «آن‌ها برای مُردن به خاورمیانه می‌آیند» ترجمه و منتشر کرده است.
[۱] Wiping the slate clean
[۲] homegrown terrorist
[۳] reconversion
[۴] conversion
[۵] Denis Cuspert
[۶] banlieue
[۷] Sharia4UK
[۸] Jihad and Death: The Global Appeal of Islamic State

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش