مقالات > جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۳۰ تعداد بازدید: 149

توسل گسترده برخی از جنبشهای اسلام گرا به خشونت وعملیات تروریستی در نیمه دوم دهه 1990 تحولی مهم در تاریخ فعالیتهای اسلام گرایانه محسوب می شود.



نويسنده : حمید احمدی

مقدمه

ظهور رژیم بنیادگرای افراطی طالبان و عملکرد آن در افغانستان، گسترش عملیات نظامی گروه القاعده در خاورمیانه علیه منافع آمریکا در آفریقا، یمن، و در نهایت حوادث 11 سپتامبر 2001، و نابودی برجهای تجارت جهانی در نیویورک، کشتارهای فرقه ای در پاکستان، بمب گذاریهای هولناک در میان عزاداران عاشورا، وسایر اقدامات گسترده خشونت بار علیه مراکز غیر نظامی در عراق(2004)، گروگان گیریها و کشتار غیر نظامیان در روسیه و ترکیه در سالهای آغازین قرن بیست و یکم و به ویژه در اوت 2004، توجه ناظران سیاسی و تحلیلگران مسایل جنبشهای اسلامی و نیز دولتمردان غرب و منطقه را به کاربرد خشونت در میان اسلام گرایان جلب کرد. گرچه قبل از این در سالهای اولیه دهه1990 میلادی، حوادثی نظیر عملیات گروه الجماعة الاسلامیة مصر در منطقه الاهرام و کشتن تعدادی ازجهانگردان خارجی در سالهای 1993، 1995 و 1997 بحث کاربرد خشونت را در میان اسلام گرایان بود. هدف اصلی این پژوهش این است که علل و عوامل توسل گروههای اسلام گرا به عملیات خشونت بار تروریستی را که در نوع خود سابقه ای میان اسلام گرا به عملیات خشونت بار تروریستی را که در نوع خود سابقه ای میان اسلام گرایان نداشته است، بررسی کند و آن را در بستر گسترده تر بحثهای اسلام سیاسی و ایدئولوژیهای اسلام گرایی جای دهد. بدین ترتیب، پژوهش کنونی بر آن است تا به این سؤال اصلی پاسخ گوید: علت توسل اسلام گرایان به عملیات خشونت بار و تروریستی در سالهای دهه 1990، به ویژه در نیمه دوم دهه 1990، چیست؟

در گزاره بالا از مفهوم « خشونت افراطی» و «تروریستی» نام برده شده است که در بستر تاریخ تحول جنبشهای اسلامی به نوع خاصی از خشونت اشاره می کند که در گذشته پیشینه ای از آن به چشم نمی خورد. به عبارت دیگر، اقدامات خشونت بار گسترده جدید، نوع خاصی از خشونت در سطح اعلای خود است که به لحاظ اهداف و تعداد، آن را از سایر اقدامات خشونت آمیز اسلام گرایان در گذشته متمایز می سازد. با توجه به تازگی این نوع خشونت و در پاسخ به سؤال اصلی، پژوهش حاضر این فرضیه را مطرح می سازد توسل گروههای اسلام گرای دهه 1990 به اقدامات خشونت بار و تروریستی، نتیجه تغییر و تحولات عمده­ای است که در اثر تحولات افغانستان و ترکیب دو جریان اسلام گرایی مغرب و مشرق عربی روی داده و فرقه گرایی و خشونت فرقه ای را در صدر برنامه های سیاسی جنبش اسلامی داده است.

در اینجا غرب و شرق عربی، اشراه به دو حوزه عمده جریان اسلام گرایی سیاسی در جهان عرب دارد که سایر کشورهای عربی را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است. این دو حوزه، یکی مصر است که در بخش غربی جهان عرب واقع شده است و دیگری، عربستان سعودی که در بخش شرقی آن قرار دارد. هر دو کشور در طول سالهای قرن بیستم شاهد ظهور گسترده عناصر اسلام گرا بوده و بر سایر جریانهای اسلام گرایان عربی تأثیر گذاشته است. منظور از فرقه گرایی، نوع گرایش و نگرش سیاسی است که با برداشت خاصی از اسلام، نه تنها این برداشت را درست ترین نسخه از ریشه و عمل اسلامی می داند، بلکه درصدد است تا با رد سایر برداشتها و برخورد خصمانه با آنها، نگرش مورد نظر خود از اسلام را در عمل پیاده کند. در اینجا به طور آشکار، برداشتهای وهابی از اسلام سیاسی و نحوه نگرش آن به سایر مکاتب فقهی اسلامی و برخوردهای خصمانه آن با پیروان این کاتب مدنظر قرار دارد. این نگرش خود نوعی فرقه گرایی و تشدید فرقه گرایی در جهان اسلام و منظقه خاورمیانه است.

برای پاسخ دادن به سؤال اصلی پژوهش؛ یعنی علت توسل جنبشهای اسلام گرای دهه 1990 به خشونتهای کورکورانه تروریستی و اثبات فرضیه، بحث درباره چند مسئله ضروری به نظر می رسد. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی مختصر به این مسایل، به تبیین فرضیه مورد نظر بپردازد. در این رابطه، در ابتدا بحث کوتاهی پیرامون مسئله خشونت و دیدگاههای موافق و مخالف با کاربرد آن از سوی جنبشهای اسلامی خواهیم داشت و سپس به طبقه بندی عملیات خشونت بار گروههای اسلام گرا از آغاز ظهور آنها دهه 1930 میلای تا پایان قرن بیستم دست خواهیم زد. در همین راستا پس از طرح خشونت افراطی و توسل برخی گروههای اسلام گرا از دهه 1990 به آن، به مبانی فکری طرفداران کاربرد این نوع خشونت، به ویژه بنیادهای فقهی آن در آثار فقهای اهل سنت، خواهیم پرداخت. پس از بحثهای مربوط به خشونت، به ادعای اصلی مندرج در فرضیه یعنی تحولات دهه 1990 و چگونگی ترکیب دیدگاهها و تشکیلات جریانهای اسلام گرای غرب و شرق عربی در افغانستان خواهیم پرداخت وبازتاب این نوع همکاری را در عملکرد جنبشهای اسلامی در خاورمیانه، چه علیه دولتهای عرب و چه نیروهای غیر عربی، مورد بحث قرار خواهیم داد و اهمیت تحولات افغانستان که صحنه عملیاتی این همکاری و نزدیکی ایدئولوژیک میان اسلام گرایان غرب و شرق عربی بود، ما را بر این می دارد تا تحولات نیمه دوم دهه 1990، یعنی تسلط طالبان بر افغانستان و بازگشت مجدد جریانهای اسلام گرای افراطی در صحنه این کشور را تا تشکیل گروه موسوم به القاعده مورد بحث قرار دهیم تا درک بهتری از چگونگی مسلط شده ذهنیت خشونت افراط گرایانه و فرقه ای در میان اسلام گرایان مستقر در افغانستان به دست دهیم.

اسلام گرایان و مسئله خشونت: بحثهای نظری

گرچه در میان محافل اندیشمندان اسلامی و اسلام­گرا بحثهای گسترده­ای پیرامون مسئله جهاد در اسلام صورت گرفته است، در اینجا آن گونه بحثهای نظری را مورد توجه قرار می دهیم که نه فقط به عنوان یک موضوع فکری، بلکه به عنوان نوعی واکنش به اقدامات خشوت بار گروههای اسلام گریا معاصر در گرفته است. به عبارت دیگر، از بحثهای گسترده پیرامون مفهوم جهاد و مصداقهای آن خودداری کرده و به بحثهایی توجه میکنیم که در گرماگرم گسترش اقدامات خشونت­گرای گروههای اسلامی معاصر در مخالفت با آنها یا دفاع از آنها صورت گرفته است. به طور کلی، این بحثها در سه دوره متفاوت نمود بیشتری به خود گرفته است؛ یکی، در پایان دهه 1960 و اوایل دهه 1970 که گروههای اسلام گرای غرب عربی با استفاده از آثار سید قطب به رادیکالیسم اسلامی و استفاده از خشونت علیه رژیمهای عرب متمایل شده بودند، و دوم، در پایان دهه 1980 که گروههای رادیکال اسلام گریای مصری به اقدامات خشونت باری نظیر ترور فیزیکی مقامات حکومتی مصر و درگیریهای خشونت بار خیابانی با نیروهای امنیتی این کشور دست زدند؛ و سوم، در دوره پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان و کاربرد خشونتهای گسترده از سوی آنها و نیز از سوی نیروهای اسلام گرای غیر افغانی حامی آنها نظیر سازمان القاعده علیه نظامیان و نیز نظامیان آمریکایی که در حادثه 11 سپتامبر 2001 به اوج خود رسید.

نخستین بحث گسترده بر سر روابودن یا نبودن استفاده از خشونت از سوی اسلام گرایان در راه رسیدن به اهداف سیاسی، در سالهای آخر دهه 1960 میلادی شروع شد. در آن هنگام کتاب مهم معالم فی الطریق نوشته سید قطب الهام بخش بخشی از اسلام گرایان جوان شد تا در راه رسیدن به جامعه اسلامی و با استفاده از خشونت، نظامهای حاکم بر کشور های عربی را که از نظر سید قطب نظامهای جاهلی قلمداد می شدند، سرنگون کنند. گرچه بحث مذکور از زمان اعدام سید قطب در 1966 شروع شد و مطبوعات تحت حمایت دولت، برخی علمای الازهر و سایر نویسندگان طرفدار دولت، نوشته های قطب و برداشتهای به شدت رادیکال او را محکوم کردند[1]، بحث پیرامون جایز بودن یا نبودن کاربد خشونت بار انتشار کتاب بسیار معروف حسن العضیبی، مرشد عام اخوان المسلمین مصر، با عنوان دعاة لاققضاه جان تازه ای به خود گرفت و بحثهای دیگری را در نیمه اول دهه 1970 و حتی بعد از آن درباره خشونت در محافل اسلام گرا پیش آورد. سید قطب در کتاب مذکور که به فارسی با سه ترجمه متفاوت به نام نشانه های راه، یا چراغی بر فراز راه انتشار یافته است[2]، با جاهل خواندن نظامهای سیاسی معاصر مسلمان و غیر مسلمان، به پیروان جنبشهای اسلامی پیشنهاد کرد که از طریق سازمان دهی و تشکیل هسته های پیشتاز، نظام جاهلی را سرنگون کرده و با ایجاد جامعه مسلمین به جای جامعه جاهلی زمینه پیاده سازی اسلام را در سطح جهانی نیز فراهم کنند.[3] بدین ترتیب، توسل به اقدامات رادیکال مسلحانه و جهاد نه تنها در دوره تبدیل جامعه جاهلی به جامعه مسلمان، بلکه بعد از آن نیز وظیفه مسلمانان مؤمن و متعهد در نظر گرفته می­شد تا بدین ترتیب زمینه های تشکیل جامعه جهانی اسلام فراهم آید.[4]

این نوشته­ها بر نسل جوان جنبش اسلامی تأثیر بسیار زیادی گذاشت و آنان با جدا کردن راه خود از خط نسل قدیم اخوان المسلمین، در پی سازمان دهی تشکیلات رادیکال جدید برآمدند تا زمینه­های تبدیل جامعه جاهلی به جامعه اسلامی را فراهم سازند. مشاهده این نوع تحولات، به خصوص خطر از هم پاشیدن اخوان المسلمین از یک طرف و هجوم گسترده ای که از بیرون از طرف حامیان ناصر، که از سوی محافل لاپیک یا مذهبیهای میانه رویی نظیر جامعه الازهر، علیه اسلام گرایان، به خاطر توسل آنها به اقدامات خشونت بار یا طرح نظریه های خشونت صورت گرفت، باعث شد تا رهضیبی در سال 1969 کتابی با عنوان دعاة لاقضاء بنویسد و در آن، به طور ضمنی نظریه های خشونت گرایانه و تفکر اسلام گرایانی نظیر سید قطب را محکوم کند.[5] در این کتاب، هضیبی استدلال می کند که وظیفه اسلام گرایان تنها ابلاغ پیام دعوت اسلامی است و نه چیزی دیگر. به عبارت دیگر، میخواهد به پیروان اخوان المسلمین تفهیم کند که از توسل به اقدامات خشونت بار و قهر آمیز علیه رژیم سیاسی پرهیز کرده و تنها به تبلیغات بپرداند. وی قضاوت کردن را از عهده طرفداران جنبش اسلامی خارج میداند و می گوید: « وظیفه مسلمانان قضاوت درباره چگونگی ماهیت دیگران نیست؛ آنان باید دعوت اسلامی را ابلاغ کنند».[6] در اینجا هضیبی به طور ضمنی سید قطب و طرفداران او را خطاب قرار می دهد که از حد دعوت فراتر رفته اند و با قضاوت درباره ماهیت رژیم سیاسی، خواستار سرنگونی آن شده اند. به هر روی، این گونه بحثها درباره افراط گرایی (التطرف) در سالهای دهه 1970 همچنان در مطبوعات و محافل مصری و حتی سایر نقاط جهان اسلام دنبال شد. با این همه، محکوم کردن خشونت گرایی و برداشتهای رادیکال و افراطی اسلام گرایان از مسائل اجتماعی سیاسی،از جمله انتقاد ازسید قطب، باعث فروکش کردن جنبشهای رادیکال اسلامی نشد، بلکه سالهای دهه 1970 شاهد رشد این گونه جنبشها بود. گروههایی نظیر سازمان آزادی بخش اسلامی و جماعة المسلمین در صدد سرنگونی دولت سادات برآمدند و سرکوب شدند. و گروهی همچون سازمان جهاد سرانجام در اکتبر 1981 سادات را به قتل رساند.[7] ادامه خشونتهای پس از قتل سادات و شروع درگیریهای خیابانی میان نیروهای امنیتی مصر و اسلام گرایان ازیک سو، و اقدام گروههای رادیکال جدیدی نظیر الجماعة الاسلامیة که از افکار سید قطب الهام می گرفت، برای ترور برخی مقامات مصری نظیر وزیران کشور، نخست وزیر، حتی بعدها رییس جمهور مصر، بار دیگر موضوع افراط گرایی و خشونت را به کانون بحثهای روشنفکری مصر و دیگر نقاط جهان اسلام تبدیل کرد. با گسترش درگیریهای خشونت بار در مصر در اواخر دهه 1980 یکی از نویسندگان اسلام گرای مصری به نام قاضی محمد سعید العشماوی، با نوشتن کتاب الاسلام السیاسی[8] در صدد پاسخگویی به ادعای اسلام گرایان رادیکال هوادار اقدامات خشونت بار برآمد.

عشماوی در کتاب خود از حمله به خشونت گرایان اسلام گرا فراتر رفته و در واقع مبانی فکری اسلام گرایان رادیکال را مورد سؤال قرار میدهد و تا آنجا پیش می رود که سیاسی کردن اسلام و توجیه اقدامات خشونت بار تروریستی بر اساس اسلام را با عمل فحشا مقایسه می کند.[9] وی در واقع با بحث درباره مفاهیم کلیدی اسلامی سیاسی نظیر حاکمیت الله، حکومت اسلامی، جهاد در اسلام، بنیادگرایی اسلامی و ملی گرایی اسلامی می خواهد مبانی هستی شناسی رادیکالیسم اسلامی را شالوده شکنی کند و اسلام را از دست قید و بند های سیاست روز و گروههای سیاسی اسلام گرای افراطی نجات دهد. یکی از مهم ترین بحثهای او در کتاب فوق، مسئله جهاد در اسلام است که در فصل جداگانه آن را مورد بررسی و نقد قرار می دهد. هدف عشماوی از بحث جهاد این است که نشان دهد، خشونت گرایان اسلام گرا، اصل و حقیقت و معنی واقعی جهاد را در اسلام درک نکرده اند و با برداشتهای نادرست از برخی آیات قرآنی مربوط به پیکار و جهاد، اسلام را یک دین خشونت گرا جلوه می دهند و اعتبار آن را به عنوان یک دین مصالحه جو و معنوی جهانی خدشه دار می سازند. وی با تجزیه و تحلیلی مفصل آیات قرآنی قتال و جهاد و دخیل کردن بحثهای دینی و اجتماعی و شیوه های تفسیر قرآن به این نتیجه می رسد که جهاد اصولا از نظر اسلام و پیامبر اسلام(ص) توعی تلاش مداوم و گسترده برای خویش سازی و رها شدن از تمایلات نفسانی است تا پیکار و جنگ،[10] گرچه کتاب عشماوی حامیان و منتقدانی را در سال 1989 برای اوبه دنبال آورد، اما بار دیگر باعث آغاز بحث پیرامون مسئله خشونت در اسلام و روا بودن یا نبودن آن شد. یکی از طرفداران جنبش اسلامی به نام فهمی هویدی ضمن رد اظهارات عشماوی، خشونت گرایی را محصول گفتمان اسلامی اصیل مصری و عربی ندانست، بلکه آن را به اندیشمندان شبه قاره هند به ویژه ابوالاعلی مودودی و برداشتهای سید قطب ازمودودی نسبت داد.[11]

تحولات دهه 1990 در جهان عرب و افقانستان و سرانجام حوادث 11 سپتامبر 2001 در نیویورک بار دیگر بحث خشونت و جایگاه آن را در اسلام زنده کرد. درگیریهای افغانستان پس ازروی کار آمدن طالبان، رفتار خشونت گرای طالبان با مردم افغانستان، به ویژه نوگرایان و زنان از یک سو و کشتار شیعیان و مخالفان دیگر درمناطق مرکز و شمالی افغانستان از سوی دیگر، ضربه سختی بر چهره اسلام سیاسی در جهان وارد ساخت. علاوه بر این ورود مجدد بن لادن و طرفداران او به افغانستان (1996) و عملیات مسلحانه گروه بن لادن علیه سفارتخانه های آمرکا درتانزانیا، کنیا و سایر نقاط از جمله بمب گذاری سال 1993 برج تجارت جهانی در نیویورک، باعث شد تا انتقادات زیادی بر جنبش بنیادگرایی اسلامی، چه در جهان غرب یا خاورمیانه و سایر نقاط، صورت بگیرد. برخی از اسلام گرایان برای حفظ حیثیت جنبش اسلامی میانه رو، عملکرد طالبان و گروه القاعده را زید سؤال بردند.[12] علاوه بر افغانستان، تحولات بعد از 1376 ایران و درگیریهای میان دو جناح اصلاح طلب و سنتی، و تحولاتی نظیر قتلهای زنجیره ای و ترور برخی چهره های اصلاح طلب یا حمله به کوی دانشگاه تهران در 18 تیر ماه 1378 و برخوردهای خیابانی باعث انتقادات شدیدی از سوی اصلاح طلبان و چهره های مذهبی نو گرای ایران به خشونت طلبی جناح سنتی شد. به هر صورت، در اواخر دهه 1990 و اوایل دهه آغازین قرن بیست و یکم نوشته های زیادی در سراسر جهان اسلام، عربی و غیر عربی، پیرامون خشونت و لزوم طرد آن انتشار یافت. از سوی دیگر، طرفداران نهضت رادیکال اسلامی بنیاد گرا در پاسخ به این انتقادات، با توسل به تفسیر آیات قرآن و سنت پیامبر اسلام(ص) درصدد برآمدند تا کاربرد عملیات خشونت بار علیه مخالفان خود را توجیه کنند.

کاربرد خشونت در جنبشهای اسلامی: طبقه بندی سه گانه

به رغم حملاتی که در سالهای دهه 1980 و 1990 علیه عملیات خشونت بار گروههای افراطی اسلام گرا صورت گرفته است، باید تأکید کرد که این نوع عملات که ماهیت روشن تروریستی نیز دارند، در جنبشهای اسلامی قبل ازسالهای نیمه دوم دهه 1980 سابقه نداشته است و همان گونه که در بحث مقدماتی مربوط به فرضیه توضیح دادیم، پدیده ای جدید محسوب می شود که از همین سالهای دهه 1990 به درون جریان اصلی جنبشهای معاصر اسلامی راه یافته است، اما به هر صورت نفس کاربرد خشونت در جنبشهای اسلامی معاصر بی­سابقه نیست. به طور کلی، با توجه به تاریخ پر فراز و نشیب 70 ساله جنبشهای اسلامی از شکل گیری اخوان المسلمین تا حال حاضر، می توان سه نوع اقدامات خشونت بار را از یکدیگر متمایز کرد: 1. خشونتهای واکنشی؛ 2. خشونت ایدئولوژیک؛ 3. خشونت فرقه ای. به لحاظ سلسله مراتب دامنه خشونت و تلعات ناشی از آن، نوع نخست را می توان در پایین ترین و نوع سوم را در بالاترین درجه سلسله مراتب قرار داد. نوع نخست خشونت،به اقداماتی اشاره دارد که گاه به گاه و در واکنش به اقدامات خشونت بار و سر کوبگر حکومتها، از سوی اعضای جنبشهای اسلامی صورت گرفته است و اقدامی برنامه شده محسوب نمیشود. نوع دوم بر خلاف نوع نخست، خشونت سازمان یافته ای است که در چارچوب راهبرد کلی جنبشهای اسلامی برای سرنگونی رژیمهای سیاسی به کار گرفته شده است و جنبشهای اسلامی در سالهای دهه 1980-1960 از این نوع خشونت ایدئولوژیک استفاده می کردند. نوع نخست خشونت، یعنی خشونت واکنش در سالهای دهه 1960-1940 در جنبشهای اسلامی دیده می شده است، اما نوع سوم خشونت که آن را به خشونت فرقه ای تعبیر کردیم، بر خلاف دو نوع نخست، هم به لحاظ اهداف مورد نظر و هم به لحاظ دامنه تلفات، بسیار گسترده تر از آنها بوده است. در واقع در دو نوع خشونت واکنش و خشونت ایدئولوژیک، جنبشهای اسلامی مقامات حاکم رژیمهای عربی و یا مأموران امنیتی بالا را هدف قرار می دادند و از کاربرد خشونت علیه مردم عادی پرهیز می کردند، اما در نوع سوم که نوعی اقدام کورکورانه و تروریستی است، مردم عادی و غیر نظامی نیز هدف عملیات خشونت بار گروههای اسلامی تندرو قرار گرفته اند. به همین لحاظ می توان آن را خشونت فرقه ای ناشی ازی تعصبات قبیله ای، هر جند در چارچوب ابزار نوین، قلمداد کرد. توضیح در مورد هر یک از این خشونتهای سه گانه و ارایه مثالهای کافی، تمایز بین آنها را بیشتر نشان میدهد.

1. خشونت واکنشی

همانگونه که گفته شد، جنبش اخوان المسلمین از سال بنیانگذاری خود در 1928 تا اوایل دهه 1960 به ندرت از خشونت و عملیات قهر آمیز برای رسیدن به برنامه های خود استفاده کرد. گرچه در اواخر دهه 1920 میلادی، یک گروه مخفی در درون سازمان اینجاد شد و به تدریج به جمع آوری اسلحه و آموزش نظامی مشغول شد،[13] این اقدامات در راستای برنامه خاصی برای مقابله با مقامات حکومتی و یا رقیبان و مخالفان آنها صورت نمی گرفت. اصولاً اخوان المسلمین تا سال 1948؛ یعنی جنگ فلسطین، هیچ گونه استفاده ای از اسلحه نکرد. در جریان جنگ اول اعراب و اسرائیل در مه و ژوئن 1948، داوطلبان اخوان در جبهه های جنگ فلسطین به همراه نیروهای ارتش مصر شرکت کردند و آنجا بود که اولین آزمایش و تجربه اخوان در کاربرد اسلحه و خشونت عملی شد. ناتوانی اعراب در شکست اسرائیل و نیز اشغال سایر سرزمینهای فلسطینی از سوی دولت یهود، نارضایتی اعراب،نیروهای نظامی مصر و از جمله سازمان اخوان المسلمین را به دنبال آورد. انتقادات شدید مطبوعات اخوان به دولت مصر به خاطر عدم همکاری با نیروهای نظامی، باعث غیر قانونی کردن سازمان از سوی نخست وزیر ( نقراشی پاشا) و بستن مطبوعات آنها و دستگیری برخی از اعضای سازمان شد. فضای حاکم بر سیاستهای مصر و جهان عرب از یک سو، و اقدامات دولت نقراشی پاشا باعث شد تا شبکه مخفی درون اخوان المسلمین در اواخر 1948 با استفاده از ابزار قهریه، نقراشی پاشا را ترور کند. این نخستین اقدام خشونت بار اخوان پس از تأسیس آن بود. مدتی بعد حسن البنا، رهبر سازمان، ازسوی عناصر ناشناس که احتمالا نیروهای امنیتی دولت بودند، به قتل رسید.[14] به رغم ترور حسن البنا، سازمان از توسل به خشونت علیه دولت خودداری کرد. اقدامات مسلحانه بعدی اخوان در ماههای نخستین 1952 نیز در واقع علیه نیروهای نظامی انگلستان در منطقه کانال سوئز صورت گرفت که تا حدی زمینه ساز آشوبهای ماه ژوئیه، و کودتای افسران آزاد به رهبری جمال عبدالناصر در 22 ژوئیه 1952 بود.[15]

برای حدود دو سال رابطه اخوان با دولت جدید انقلابی خوب بود و به رغم انحلال همه احزاب سیاسی ازسوی رژیم جدید، اخوان المسلمین همچنان از آزادی فعالیت برخوردار بود. به تدریج رابطه میان اخوان و دولت بر سر خواسته های اسلامی تیره شد و سرانجام به انحلال اخوان المسلمین منجر گردید. قرارداد 1954 ناصر با انگلستان که به بریتانیا اجازه می داد همچنان بخشی ازنیروهای خود را در کانال سوئزنگاه دارند، باعث حملات لفظی شدید اخوان به ناصر شد. فشار دولت و انتقادات اخوان به تیره شدن شدید روابط و سرانجام به اقدام جناح مخفی اخوان برای ترور ناصر در سال 1954 منجر شد.[16]

این اقدام تروریستی علیه ناصر، باعث آغاز سرکوب گسترده جنبش اسلامی و دستگیری بخش اعظم اعضای آن و اعدام چند تن از رهبران تندروی شاخه مخفی شد. از آن به بعد اخوان فرصت دست زدن به خشونت را پیدا نکرد، اما در واکنش به اقدامات خشونت بار رژیم ناصر در شکنجه و اعدام اعضای اخوان در زندانهای نصر، برخی از رهبران فکری جنبش اسلامی در داخل زندان به سوی رادیکالیسم گرایش پیدا کردند و به ایدئولوژیک کردن استفاده از خشونت دست زدند.

2. خشونت ایدئولوژیک

همان گونه که گفته شد، اذیت و آزار اعضای اخوان المسلمین در داخل زندانها در سالهای بعد از 1964 باعث رادیکال شدن جنبش اسلامی و ایدئولوژیک کردن استفاده از خشونت گردید. برخی از نیروهای عضو اخوان المسلمین نظیر خانم زینب الغزالی و سایرین، به شیوه های برخورد خشونت بار مأموران امنیتی دولت جمال عبدالناصر با اعضای اخوان پرداخته اند.[17] علاوه بر این برخوردهای خشونت بار، اعدامهای گاه به گاه اعضای اخوان در درون زندانها که اخوانی ها آن را به عنوان کشتارهای گسترده تفسیر کرده اند.[18] در تلاش شخصیتهایی چون سید قطب برای ارایه یک برنامه رادیکال قهرآمیز برای مقابله با سیاستهای رژیم ناصر و سرنگونی آن بسیار مؤثر بوده است. در واقع، سید قطب عمده ترین نقش را در رادیکالیزه کردن جنبش اسلمی و تدوین شیوه های استفاده از نیروی قهریه با نظام سیاسی بازی کرد. همان گونه که در صفحات پیشین گفته شد، سید قطب با نوشتن کتاب معالم فی الطریق، خطوط راهنمای اصلی این ایدئولوژی رادیکال را ترسیم کرد و تأکید ورزید که برای تبدیل جامعه جاهلی به جامعه اسلامی باید یک پیشتاز رزمنده( الطلیعه المقاتله)شکل بگیرد و کادرهای از جان گذشته این پیشتاز وظیفه از میان بردن رژیم جاهلی به عهده بگیرند.[19] سید قطب خود در زندان ظاهرا در معرض رفتار ای خشونت بار و شکنجه های مأموران امنیتی قرار گرفته و به این نتیجه رسیده بود که هیچ راهی برای مقابله با رژیم جز اعمال خشونت وجود ندارد.[20] البته باید فضای رادیکال حاکم بر جهان عرب، خاورمیانه و اصولا جهان سوم در سالهای دهه 1960 را نیز که در آن جنگهای چریکی علیه قدرتهای استعماری جریان داشت و گروه های چپ گرای مارکسیستی برای سرنگونی رژیمهای طرفدار غرب و استقرار سوسیالیسم تلاش می کردند، در رادیکال کردن اسلام گرایان از نظر دور نداشت.

به هر صورت، سید قطب پس ار آزادی از زندان در سال 1964 در راه سازمان دهی اخوان المسلمین تلاش کرد و در نهایت در سال 1966 پس از محاکمات نظامی به اعدام محکوم شد. اعدام قطب، شهرت گسترده او را به دنبال داشت و کتاب وبپی به مرامنامه جنبش اسلامی تبدیل شد. اعضای جوان تر اخوان در زندان با مطالعه کتاب او به سوی رادیکالیسم گرایش پیدا کردند و مصمم شدند که پس از آزادی به تلاش جهت اجرای تعالیم ایدئولوژیک سید قطب برای سرنگونی جامعه جاهلی و روی کار آوردن رژیم اسلامی ادامه دهند. بدین گونه بود که در 1971 به دنبال آزادی تمامی اعضای اخوان المسلمین، جوانان طرفدار سید قطب به سازمان دهی گروههای طرفدار مبارزه مسلحانه مخفی و تربیت کادرهای آموزش دیده ایدئولوژیک و نظامی دست زندند. از این رو بود که در سالهای دهه 1970 چندین سازمان انقلابی مسلح جهت سرنگونی رژیم سادات تلاش کردند. گروههایی نظیر سازمان آزادی بخش اسلامی(منظمه التحریر الاسلامی) به رهبری دکتر صالح سریه، گروه جماعه المسلمین( معروف به التکفیرو الهجره) به رهبری مهندس شکری مصطفی، سازمان جهاد به رهبری افرادی چون عبدالسلام فرج، عبودالزمر،عمر عبدالرحمن و دیگران و سرانجام گروه جماعة الاسلامیه، همگی گروههای مخفی مسلحی بودند که در میان دانشگاههای مصر و سایر عرصه های اجتماعی به کادر سازی و آموزش نظامی اعضای خود مشمغول بودند.

همه این گروهها، استفاده از خشونت علیه رژیم سیاسی و نیروهای آن را با توسی به اندیشه های سید قطب که از چارچوب ایدئولوژیک منسجمی برخوردار بود و ازخشونت برای رسیدن به قدرت سیاسی و ایجاد یک نظم سیاسی جدید استفاده می کرد، توجیه می کردند. تفسیر آیات جهاد و قتال در قرآن وزندگی برخی فقهای تندروی اهل سنت نظیر ابن تیمیه برای ساختن و پرداختن آن چارچوب ایدئولوژیک مورد بهره برداری قرار گرفت. این نوع تفسیرهای رادیکال ازمتون اسلامی و احادیث و نوشته های اندیشمندان اسلامی در تمامی آثار سازمانی گروههای مذکور به چشم می خورد. نکته مهمی که باید در این راستا به آن توجه کرد، آن است که خشونت ایدئولوژیک نیز همانند خشونت واکنش دوره قبل، تنها علیه دولت حاکم و مقامات و نیروهای امنیتی آن به کار برده میشد.

تمامی این گروه ها در طول سالهای دهه1970 و 1980 بارها علیه دولت و نیروهای آن به عملیات مسلحانه، نظیر ترور دست زدند. تلاش سازمان آزادی بخش اسلامی برای ترور سادات در دانشکده عنی پولیس در 1974، ترور یوسف الذهبی، وزیر اوقاف مصر، از سوی گروه جماعة المسلمین در 1976،[21] و در گیریهای مسلحانه همین گروه در سال 1976 در روستای کرداسه[22] را می توان در راستای اعمال خشونتهای ایدئولوژِیک جنبشهای اسلامی دهه 1970 عنوان کرد. در دهه 1980 نیز گروههای اسلام گرا بیشتر درگیر عملایت مسلحانه مبتنی بر خشونت ایدئولوژیک بودند. عمده ترین نمونه اعمال خشونت ایدئولوژیک علیه دولت، ترور سادات در اکتبر 1981از سوی سازمان الجهاد ودرگیریهای مسلحانه بعد از آن در شهرهای اسیوط و منیا بود. اعمال خشونتهای ایدئولوژیک از سوی جنبشهای اسلامی دیگری چون ناجون من النار (نجات یافتگان از اتش جهنم)و الجماعه الاسلامیه یا گروههای کوچک تر در سالهای دهه 1980همچنان در مصر وسایر کشورهای عرب نظیر الجزایر اوایل دهه 1980یا در سوریه از سوی اخوان المسلمین در 1982اعمال می شد.[23]

از اواسط سالهای دهه 1980 که سرکوب دولتی و کنترل اطلاعاتی کشورهای عرب علیه جنبشهای اسلامی گسترش پیدا کرد، دامنه اعمال خشونت ایدئولوژیک روبه کاهش گذاشت. عامل دیگر عمده این کاهش،محبوبیت سیاستهای اعتدالی گروه اخوان المسلمین مصر بود که اصولا با هر گونه اعمال خشونت از سوی اسلام گرایان علیه دولت مخالفت می کرد.[24] بدین ترتیب سرکوب جنبشهای رادیکال از یک سو،وانزوای گروههای رادیکال اسلامی به دلیل ضربات مهلکی که بر پیکره جنبش وارد وارد امده از سوی دیگر، عامل کاهش حوادث خشونت بار میان جنبشهای اسلامی ودولتهای حاکم شد.با این همه از اواخر دهه 1980،نوع جدیدی از خشونت در میان برخی جنبشهای اسلامی مشاهده شد که به لحاظ ماهیت با خشونت واکنشی و ایدئولوژیک متفاوت بود. این نوع خشونت را می توان خشونت فرقه ای خواند.

3.خشونت فرقه ای؛این نوع خشونت گرچه با هدف سرنگونی رژیم حاکم با دولتهای دشمن صورت می گیرد،لزوما عوامل دولتی هدف حملات خشونت بار گروههای اسلام گرا قرار نمی گیرند.این نوع خشونت نه تنها تفاوتی میان اهداف دولتی و غیر دولتی قایل نمی شد،بلکه در به کارگیری میزان خشونت علیه اهداف مورد نظر خود نیز محدودیتی قایل نبود. درگیریهای خشونت بار وهولناک میان دولت و جنبشهای اسلامی الجزایر و کشتار صدها غیر نظامی از هر دو سو،از اولین نمونه های گسترش خشونت فرقه ای و کورکورانه در غرب جهان عرب بود.ابتدا اسلام گرایان سایر نقاط جهان نمی پذیرفتند که گروههای افراطی اسلام گرا در این کشتارها دست داشته باشند،اما گذشت زمان وانتشار اخبار و اطلاعاتی درباره گروه افراطی جماعت مسلح الجزایر بر همگان ثابت کرد که نوع جدیدی از افراط گرایی اسلامی ظهور کرده است که از کاربرد خشونت علیه افراد غیر دولتی و غیر نظامی، ان هم در سطح گسترده، هیچ ابایی ندارد.[25]گذشته از الجزایر، مصر نیز در سالهای آغازین دهه 1990شاهد وقوع چنین حوادثی بود. گروه الجماعه الاسلامیه در سالهای 1992، 1995، 1997درمنطقه جهانگردی اهرام به اتوبوسهای جهانگردان حمله ور شد و دهها جهانگرد خارجی را به قتل رساند. یکی از رهبران گروه الجماعه الاسلامیه طی مصاحبه ای اعلام کرده بود که میان نظامیان و غیر نظامیان تفاوتی نمی گذارد و با ضربه زدن و کشتن جهانگردان خارجی در واقع می خواهد رژیم مصر را از درامد هنگفت ناشی از جهانگردی محروم کند. [26]در اوایل همین دهه، عملیات خشونت بار بسیار مهمی در ایالات متحده به وقوع پیوست که ذهن همه جهانیان را به خود مشغول کرد.این حادثه، بمب گذاری در مرکز تجارت جهانی در نیویورک بود که به تلفات گسترده غیر نظامیان منجر شد.همان گونه که میدانیم،این نوع خشونت گسترده در سالهای 1995به بعد نیز علیه سفارتخانه های امریکا در آفریقا و سپس پایگاههای آمریکایی در عربستان سعودی ویمن، وسرانجام در 11سپتامبر 2001در نیویورک انجام شد وهزاران کشته از خود به جای گذاشت.

در اینجا لازم است که ابتدا به ریشه های این نوع اعمال خشونت که ما آن را فرقه ای نامیده ایم، وسپس به سوال اصلی پژوهش در مورد علت یابی رواج این نوع خشونت در میان اسلام گرایان، به ویژه اسلام گرایان مغرب عربی، پاسخ دهیم.

تبار شناسی خشونت فرقه ای

همان گونه که پیش از این اشاره شد، خشونت فرقه ای از تعصب شدید عقیدتی به یک آیین یا مجموعه عقاید خاص دربرابر سایر آیینها و مجموعه ها ناشی می شود و نه تنها از یک برنامه سیاسی طراحی شد معطوف به قدرت که بستر خشونت ایدئولوژیک است. تعصب فرقه ای باعث می شود تا پیروان آن، ارزش مطلق و حقیقت را خاص آیین خود ببینند و سایر آیینها را گمراهی و انحراف مطلق به حساب آورند. چنانچه این تعصب به قدرت گیری گروه منجر شود، سایر آیینها و گروهها در معرض هجوم و نابودی قرار میگیرند و در نتیجه خشونت فرقه ای گسترش پیدا میکند. در تاریخ معاصر جهان اسلامی، عمده ترین گروهی که دارای این تعصب آیینی بود و از این نوع خشونتهای فرقه ای علیه دیگران استفاده کرد، گروه وهابیت بوده است، خود را محور حقیقت اسلامی دانسته و سایر مکاتب فقه اسلامی را گمراه در نظر میگیرد.[27] تاریخ وهابیت از اواخر قرن 18 به بعد سرشار از توسل به خشونت فرقه ای علیه سایر مسلمانان، چه در جزیرة العرب و چه در مناطق اطراف آن بوده است. تعصب وهابیون نسبت به حقیقت داشتن عقاید خود و تکفیر دیگران را میتوان در نگرش آنان نسبت به تشیع دید. آنان نه تنها تشیع را نوعی بدعت در اسلام می دانند، بلکه در صورت توان، همانند گذشته، درصدد نابودی و کشتار شیعیان و اماکن شیعه نیز بر می آمده اند.[28] هجومهای وهابیون در پایان قرن 18 و اوایل قرن 19 به مکان های مقدس شیعه در عراق و کشتار شیعیان و تخریب مزار امامان شیعه نمونه ای از این نوع تعصب و خشونت فرقه ای است.[29] این خشونت فرقه ای در قرن 20 میلادی نیز علیه مکانهای مقدس شیعه در جزیرة العرب و سایر نقاط منطقه تداوم پیدا کرد. عملیات خشونت بار گروههای وهابی پاکستان(سپاه صحابه) علیه شیعیان در سالهای دهه 1980 و 1990،[30] کشتار دیپلماتهای جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف(1997) و سایر اقدامات گروههای تحت تأثیر ایدئولوژی وهابی، نمونه هایی از اعمال خشونت فرقه ای در دوران کنونی است. گرچه اکثر پژوهشگران سرآغاز وهایبت را به ظهور محمد بن عبدالوهاب در حجاز نسبت می دهند، باید توجه داشت که ریشه های این نوع عقاید فرقه ای به دوران اولیه قرون اسلامی می رسد. عقاید احمد بن حنبل و دیدگاه های تند وی نسبت به سایر مذاهب اسلامی که همه آنها را بدعت گرا میخواند، نخستین منبع این نوع خشونت گرایی فرقه ای بود. گذشته از ابن حنبل، ابن تیمیه از پیروان او، سهم بیشتری در ظهور فرقه گرایی خشونت طلب و در نهایت وهابیت بازی کرد. ابن تیمیه نیز همانند ابن حنبل، سایر مکاتب اسلامی، به ویژه شیعه، را بدعت گذار میدانست و شایسته برخورداری از اقدامات خشونت بار. در کنار این دو، دیگر فقهای تندرویی چون قاضی عیاض، نووی و ابن قیم نیز ازمنابع الهام بخش افراط گرایی اسلامی در پایان قرن بیستم بوده اند.[31]

گرچه فرقه گرایی وهابیت و روشهای خشونت بار آن علیه دیگران، همیشه به شبه جزیره عربستان و اطراف آن محدود بوده است. حوادث دو دهه آخر قرن بیستم از یک سو، و توان مالی و تبلیغاتی دولت عربستان سعودی که حامی وهابیت بوده است از سوی دیگر، باعث گسترش عقاید وهابی به سایر نقاط جهان اسلام شده است. این گسترش بیش از هر جای دیگر در جنوب آسیا، یعنی در شبه قاره هند و سپس افغانستان و بعدها در مناطق دیگری نظیر چچن مشاهده شده است. با این همه، نمی توان توان مالی عربستان و گروههای وهابی را تنها عامل گسترش نفوذ فرقه گرایی خشونت طلب در منطقه دانست؛ چرا که در گذشته این نوع گسترش قابل مشاهده نبوده است. بنابراین، عوامل دیگری نیز می بایست دست اند کار بوده باشد تا بتواند عقاید افراطی و خشونت گرای وهابیت را در شبه قاره هند و افغانستان و سایر مناطق، به ویژه مناطق مغرب عربی، گسترش دهد. این عامل چیزی جز تحولات افغانستان در سالهای دهه 1980 و بعد از آن نبوده است. همان گونه که میدانیم، گروههای افراطی خشونت گرای مسلمانان منطقه مغرب عربی در اوایل دهه 1990 به افغانهای عرب(افغان عرب) معروف شدند، و این خود گویای اهمیت حوادث افغانستان در ظهور این پدیده بوده است. بدین ترتیب است که در علت یابی مسئله و در پاسخ به سؤال اساسی پژوهش پیرامون علت رواج این نوع خشونت گرایی در جهان عرب، می بایست تحولات افغانستان را مورد بررسی قرار دهیم.

تحولات افغانستان و نقش آن در گسترش خشونت فرقه ای در جهان عرب

آنچه که در این پژوهش در رابطه با تحولات افغانستان برای ما اهمیت دارد، این است که افغانستان در سالهای نیمه دوم دهه 1980 و دهه 1990 به میعادگاه فعالیت گروه های اسلام گرای جهان عرب تبدیل شد و شاید برای نخستین بار در تاریخ قرن بیستم زمینه ای را فراهم ساخت تا گرایشهای گوناگون اسلام گرای عربی، به ویژه اسلام گرایان شرق و مغرب عربی، با یکدیگر ملاقات کنند. این آشنایی جریانهای مشرق و مغرب عربی، بعدها نتیجه مهمی به بار آورد و آن ترکیب دیدگاههای ایدئولوژیک و مهارتهای سازمانی بود. در واقع پدیده افغانهای عرب که بعد ها در اوایل سالهای دهه 1990 به یکی از مسایل مهم کشورهای عرب تبدیل شد، محصول همین ظهور اسلام گرایان در افغانستان و ترکیب تجربه های فکری و سازمانی آنها بود. در واقع، افغانستان در سالهای بعد از 1985 شاهد حضور برخی از رادیکال ترین چهره های جنبشهای اسلامی نظیر عبدالرحمن عزام، رهبر شاخه رادیکال اخوان المسلمین اردن، و دکتر ایمن الظواهری، مرد شماره یک سازمان الجهاد مصر در خارج از زندان، و همچنین طلعت فواد قاسم، رهبر تندروی گروه الجماعة الاسلامیة مصر بود. از سوی دیگر، عمده ترین چهره های سازمانی و فعال جنبش اسلامی شرق عربی، به ویژه وهابیون عربستان سعودی، یا چهره هایی نظیر اسامه بن لادن و یاران او در این سالها در افغانستان به سر می بردند. هدف تمامی این گروهها، کمک به جهاد مسلمانان افغانستان علیه شوروی بود. بیشتر چهره های رادیکال جنبشهای اسلامی مصر، اردن و بعدها الجزایر (طرفداران و بقایای گروه مصطفی بویعلی) که از سوی کشورهای عرب در معرض سرکوب بودند، به افغانستان راه پیدا کردند تا در این محل امن به فعالیت بپردازد. در واقع، این گروهها با حضور در افغانستان به چند هدف اساسی مورد نظر خود دست یافتند: از یک طرف آزادانه به فعالیت سازمانی و جذب اعضای جدید مشغول می شدند و از طرف دیگر، از طریق مبارزه با شوروی ها هم به وظیفه مذهبی مورد نظر خود یعنی جهاد در راه خدا عمل می کردند و هم از این راه آموزشهای نظامی لازم را برای آینده می دیدند.[32]

پدیده مهم دیگری که در افغانستان روی داد، آشنایی جریانهای اسلامی شرق و غرب عربی، وتبادل مهارتهای سازمانی و آمورشهای ایدئولوژیک آنهابود. در این میان جنبشهای رادیکال مغرب عربی، مهارتهای سازمانی و تشکیلاتی خود را در اختیار اسلام گرایان سعودی قرار دادند و اسلام گرایان سعودی نیز از طریق نفوذ گسترده مالی خود توانستند دیدگاه های تند وهابی و فرقه گرای خود را وارد چار چوب ایدئولوژیک جریان اصلی اسلام گرایی کنند. از سوی دیگر، حضور برخی از گروههای کشمیری در پیشاورو نقش مدارس وابسته به مکتب دیوبندی همه و همه در گرایش جریان اسلام گرای مغرب عربی به سوی افراط گرایی مؤثر بود. البته تأثیر قبلی اندیشه های برخی فقهای تندروی اهل سنت نظیر احمد بن حنبل، ابن تیمه وابن قیم در دیدگاههای ایدئولویک سید قطب، عبدالسلام فرج و جهیمان العتیبی،[33] به این تغییر و تحول ایدئولوژیک از رادیکالیسم اسلامی به سوی خشونت فرقه گرایی وهابی بسیار مؤثر بود. به عبارت دیگر، زمینه های این اشتراک دیدگاهها از قبل وجود داشت و حضور همه این جریانها در افغانستان به این تغییرو تحول شتاب بخشید. گذشته از اینها، تجربه گروههای پراکنده عربی در جنگ و در گیری نظامی با کمونیسم، و محیط خشن و سخت خود افغانستان، نقش مهمی در گرایش جریانهای اسلام گریای مغرب عربی به سوی کاربرد خشونت افراطی فرقه ای و کورکورانه بازی کرد. به هر صورت همه این عوامل، به ویژه آشنایی با دیدگاههای تند قرقه گرایی وهابی، باعث شد تا چهره های فعال جنبش اسلامی پس از بازگشت به منطقه مغرب عربی ( مصر، اردن، الجزایر،...) با تعصب و تحربه بیشتری درگیر مبارزه با رژیمهای حاکم بر این کشورها شوند. بدین ترتیب بود که دور جدیدی از مبارزات مسلحانه گسترده و اقدامات تروریستی علیه مقامات و منافع کشورهای فوق الذکر آغاز شد. در این میان سه گروه جماعت اسلامی مسلح الجزایر، الجماعة الاسلامیه و الجهاد مصر، به ویژه دو گروه نخست، مهم ترین نقش را در حوادث خشونت بار الجزایر و مصر داشتند.

با شروع درگیریها میان نظامیان و اسلام گرایان الجزایر، یعنی پس از پیروزی جبهه نجات اسلامی در انتخابات پارلمانی 1991، افغان های عرب الجزایری که گروه جماعت مسلح الجزایر را تشکیل دادند، با به کارگیری حد اعلای خشونت فرقه ای علیه غیر نظامیان مظنون به همکاری با ارتش، هزاران نفر با به قتل رساندند. در حالی که اسلام گرایان قبلی الجزایر، به ویژه گروه الجهاد و گروه مصطفی بویعلی درنیمه نخست سالهای دهه 1980، تنها به کاربرد خشونت ایدئولوژیک علیه نظامیان و اهداف امنیتی الجزایر مشغول بودند.[34] بعد از تجربه افغانستان و آشنایی رادیکالهای الجزایری با گروههای تندروی موجود در افغانستان و تجربه نظامی آنها در آن کشور بود که خشونت گرایی فرقه ای، یعنی تعصب شدید نسبت به تحق بودن خود و باطل بودن طرف مقابل و کاربرد حد اعلای خشونت برای نابودی آن(تجربیات وهابی ها در قرن 18 و 19)، وارد مرامنامه ایدئولوژیک و عملیاتی گروههای رادیکال اقغانهای عرب شد. همین تحول در مصر نیز به چشم میخورد. گروه الجماعة الاسلامیة، پس از سال 1989 که نیروهای خود را از پیشاور پاکستان به مصر فرا خواند، درگیر یک رشته عملیات خشونت بار فرقه­ای علیه دولت مصر و منافع آن شد. در این میان، بمب گذاری در اتوبوس جهانگردان خارجی و حمله به آنان در فاصله سالهای 97-1992 که به قیمت جان دهها جهانگردتمام شد، مهم ترین نمونه عملیات خشونت بار فرقه ای بودند.[35] در حالی که همین گروه در نیمه نخست دهه 1980، تنها به سازمان دهی عملیات مسلحانه علیه شخصیتهای دولتی و نظامیان مصری مشغول بود و نه مردم عادی، علاوه بر این، این گرایش افراطی در جریان عملیات گوناگون خوددر پاکستان و افغانستان، به ترور و کشتار شیعیان دست زد و این کار را نوعی فریضه برای خود دانست.

کاربرد خشونت فرقه ای علیه اهداف غیر نظامی، تنها در کشورهای عربی و اسلامی علیه رژیمهای حاکم صورت نمی گرفت، بلکه در دنیای غرب نیز همین نحوه عملیات در سالهای دهه 1990 به چشم می خورد. برخی عملیات بمب گذاری علیه اهداف غیر نظامی، نظیر بمب گذاری در مرکز تجارت جهانی در نیویورک در 1993، بمب گذاری گروههای اسلام گرای چچنی در برجهای مسکونی روسی در مسکو در نیمه دوم دهه 1990، بمب گذاری در سفارتخانه های آمریکا در کشورهای تانزانیا و کنیا در اواخر دهه 1990، و سرانجام ربودن هواپیمای آمریکایی در سپتامبر 2001 و کوبیدن آنها به برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک و ساختمان پنتاگون، عمده ترین نمونه های کاربرد خشونت فرقه ای علیه غیر مسلمانان بودند. آنچه که بیش از حد به اسلام گرایان افراطی انگیزه می داد، دیدگاه تند و رادیکال برخاسته از تقابل اسلام و کفر جهانی، و تقسیم جهان به جبهه حق و باطل و عملیاتی کردن اندیشه تشکیل امت جهانی یا حکومت جهانی اسلام از طریق رویارویی با جهان کفر بود. این دیدگاه غیر واقع گرایانه گر چه در بسیاری از اندیشه های متفکران سیاسی اسلام نهفته است، اما آنان هیچ گاه این دیدگاه را برای دوران معاصر مناسب نمی دیدند و در صدد بودند تا از طریق تعامل تمدنی با جهان عرب و نه رویارویی آرمان خواهانه و فرقه ای، به پیشبرد اسلام بپردازند. بسیاری از اندیشمندان معاصر اسلامی نظیر خورشید احمد پاکستانی،[36] راشد الغنوشی تونسی، عباس مدنی رهبرجبهه نجات الجزایر، حسن حنفی،[37] از روشنفکران مسلمان مصری، و دیگران، هرگونه رویارویی تعصب آلود و عرقه گرایانه با جهان مسیحی را به صلاح اسلام نمی دانستند. اما فقهیان وهابی عربستان سعودی، پاکستان و پیروان جدیدشان در افغانستان که رژیم طالبان را بنا گذاشته بودند، با یک دیدگاه قبیله گرایانه، در نوشته های کتبی و تعالیم شفاهی خود، رویارویی اسلام و کفر (جهان غرب) و لزوم مبارزه بی امان با منافع جهان مسیحی و یهودی را به پیروان خود گوشزد می کردند. تشکیل گروه موسوم به جبهه جهانی برای کشتن صلیبی ها و یهودیان [38]در 1998 از سوی بن لادن، ایمن الظواهری و دیگران در افغانستان و دست زدن به عملیات نظامی علیه مسیحی و یهودی ( آمریکا،روسیه،و اسرائیل)، مهم ترین تلاش گروههای اسلام گرای تندرو فرقه گرا بوده است. این گروه که شبکه ای از تندروترین و متعصب ترین و سنتی ترین عناصر اسلام گرای جهان اسلام، به ویژه جهان عرب را در کنترل خود داشت، در اواخر دهه 199 عملیات گوناگونی را در جهان به راه انداخت که مهم ترین آن عملیات 11 سپتامبر 2001 بود.

نتیجه گیری

هدف عمده این پژوهش درک چرایی و چگونگی رواج خشونت گرایی افراطی و گاه تروریستی در برنامه های سیاسی جنبشهای اسلامی معاصر بوده است. در راستای سؤال اساسی پژوهش، این فرضیه را مطرح کردیم که علت اصلی رواج خشونت گرایی علیه اهداف غیر نظامی و مردم عادی از سوی برخی گروههای اسلام گرا، نتیجه ترکیب تجربه های سازمانی و ایدئولوژیک اسلام گرای مشرق و مغرب عربی در اواخر دهه 1989 و اوایل دهه 1990 بوده است. برای رسیدن به این تبیین، در فرضیه عنوان کردیم که تحولات افغانستان در نیمه دوم دهه 80 و نیمه اول دهه 1990 نقش عمده ای در گرایش جریانهای اسلام گرا به سوی خشونت گرایی افراطی بازی کرده است. افغانستان میعادگاه تجمع گروههای عمده اسلام گرای مشرق و مغرب عربی بود که برای مبارزه با اشغال شوروی به آنجا آمده بودند و در جریان سالهای جهاد در پیشاور به یکدیگر نزدیک شدند.

رابطه نزدیک این گروهها و همکاری آنها با هم باعث تأثیر گذاری متقابل شد. به نحوی که گروههای اسلام گرای مغرب عربی تجربیات طولانی سازمان دهی و ایدئولوژیک، خود را در اختیار اسلام گرایان شرق عربی گذاشتند و گروه اخیر با در دست داشتن اهرمهای گستره مالی توانست افکار افراطی و فرقه گرایانه خود را به درون جریانهای اسلام گرای مغرب عربی رخنه دهند. محصول مشترک این تأثیر متقابل و همکاری سازمانی و ایدئولوژیک ظهور پدیده افغان های عرب بود که در اوایل سالهای دهه 1990 به انجام عملیات خشونت بار در کشورهای عربی و نیز در کشور های غربی دست زدند. خشونت افراطی این جریان، که در عملیات سالهای95-1991 الجزایر، سالهای 97-1992 مصر، عملیات علیه سفارتخانه های آمریکا و برجهای تجارت جهانی در سالهای 2001-1993 و نیز بمب گذاری در برجهای مسکونی مسکو در سال 2000 تجسم پیدا کرد، بر خلاف خشونت واکنشی سالهای 1965-1930 و خشونت ایدئولوژیک سالهای 1985-1970 تنها اهداف نظامی را مورد حمله قرار نمیداد، بلکه با حملات خشونت بار به مواضع غیر نظامی و مردمان عادی، بر اساس دیدگاه تعصب آلود خود بر آن بود که نیروهای مخالف خود، چه مسلمان و جه غیر مسلمان، را از پای در آورد و زمینه برپایی جامعه آرمانی خود را فراهم سازد. این جریانهای خشونت گرا، غافل از این بودند که این نوع عملیات افراطی ضربه سخت و جبران ناپذیری بر چهره اسلام به طور عام، و جنبشهای اسلامی به طور خاص، خواهد زد و زمینه را برای نیروهای خشونت گرای مقابل برای سرکوب تمام عیار و گسترده جنبش اسلامی و مخدوش کردن چهره اسلام در سطح جهان فراهم خواهد ساخت.

 

[1]  در رابطه با منتقدان دیدگاههای رادیکال سید قطب و متهم کردن وی به افراط گرایی  و انحراف از اسلم و نیز دفاع از اسلام و نیز دفاع پیروان او، نگاه کنید به : ژیل کویل، پیامبر و فرعون( جنبشهای نوین اسلمی در مصر)، ترجمه حمید احمدی، تهران: انتشارات کیهان، 1375، ص ص 71-56

 [2] ترجمه چراغی بر فراز راه توسط حسن اکبری مرزناک، و ترجمه نشانه های راه توسط محمود محمودی و یک مترجم دیگر صورت گرفته است.

[3]  در مورد بحثهای سید قطب در کتاب معالم فی الطریق، نگاه کنید به: ژیل کوپل، پیشین، ص ص 75-31، و نیز هرایرد کمجیان، اسلام در انقلاب: جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب، ترجمه حمید احمدی، تهران: انتشارات کیهان، 1377، ص ص 170-165

[4] سید قطب، نشانه های راه، ترجمه محمود محمودی، تهران: نشر احسان، 1378، فصلهای 4 و 10

[5]  حسن الهضیبی، دعاة  لا قضاة، قاهره، 1977

[6]  نگاه کنید به: ژیل کوپل، پیشین، ص ص 67-64

[7]  در مورد این سازمانها نگاه کنید به: همان، ص 117-75-255-229

 [8] قاضی محمد سعید عشماوی، اسلام السیاسی، قاهره: 1987

 [9] همان، ص 163

[10]  در مورد نظرات عشماوی درباره جهاد و سایر مباحث کتاب او، نگاه کنید به: حمید احمدی، «اسلام سیاسی و منتقدان آن» نقد و بررسی اندیشه های قاضی عشماوی درباره رادیکالیسم اسلامی» فصلنامه مطالعات خاورمیانه، شماره 23، پاییز 1379،ص ص 119-91

 [11] نگاه کنید به : حمید احمدی؛ « اسلام گرایان و مسئله خشونت»  فصلنامه گفتگو، شماره 18، زمستان 1376

[12]  برای نمونه بنگرید به دیدگاههای راشد الغنوشی، رهبر جنبش اسلامی تونس، در freeing islam form Taliban"al-ahram weekly. و ترجمه همین مطلب در روزنامه صبح امروز، 7 دی 1377، ص6

[13]  در مورد گروه مخفی اخوان( الجهاز السری). نگاه کنید به : Richard p. Mitchell. The society of muslim brothers. London: oxford university press. 1969. Pp. 20-30 و نیز اسحاق موسی حسینی، اخوان المسلمین، ترجمه سید هادی خسروشاهی، تهران: انتشارات اطلاعات، 1375، ص ص 251-237

[14]  در رابطه با این ترور ها نگاه کنید به : بهمن آقایی و خسرو صفوی، اخوان المسلمین، تهران: رسام، 1365، صص82-88

[15]  در رابطه با این ناآرامی ها و نقش اخوان المسلمین در آن نگاه کنید به: غلامرضا نجاتی، جنبشهای ملی مصر، تهران: شرکت سهامی انتشار، 137، صص 85-70

[16]  در مورد اختلاف اخوان با دولت انقلابی، نگاه کنید به: عبدالله امام، عبدالناصر، و اخوان المسلمین، قاهره: 1980

[17]  نگاه کنید به « زینب الغزالی، روزهایی از زندگی من، ترجمه کمال حاج سید جوادی، تهران، شرکت تعاونی ترجمه و نشر بین الملل، 1361

[18] نگاه کنید به : جابر رزق، اخوان المسلمین در کشتارگاههای ناصر، ترجمه مصطفی آریایی، تایباد: انتشارات سنت، 1380

[19]  برای خواندن خلاصه دیدگاههای قطب در کتاب معالم فی الطریق، نگاه کنید به: دکمجیان، پیشین، صص 165-70 و نیز کویل، پیشین، ص ص 75-31

[20]  در مورد بد رفتاری با سید قطب در زندان، نگاه کنید به : زینب الغزالی، پیشین، ص ص 75-70، و کویل ،پیشین، همچنین نگاه کنید به: صلاح عبدالفتاح الحادی، سید قطب از ولادت تا شهادت، ترجمه جلیل بهرامی نیا، تهران: احسان، 1380

[21]  نگاه کنید به: کویل، پیشین، ص ص 102-75- و 265-229؛ و نیز دکمجیان، پیشین، ص ص 186-170

[22]  در مورد عملیات کرداسه، بنگرید جابر رزق، پیشین، ص ص67-45

[23]  در مورد درگیری های خشونت بار اخوان سوریه با مأموران امنیتی و نظامی سوریه نگاه کنید به: umar f. abdallah. Islamic struggle in syrin. Berkley: mizan press. 1983.pp.103-104 و نیز مجموعة من المباحثین، حماء ماساه العصر، بی جاء، منشورات التحالف الوطنی السوری، بی تا

[24]  در مورد سیاستهای اعتدالی اخوان المسلمین و مخالف آن با خشونت گرایی رادیکالیها، نگاه به: ژوئل کامپانا، «دولت جامعه مدنی و اسلام گرایی در خاورمیانه: اخوان المسلمین از رویارویی تا همکاری» ترجمه حمید احمدی، ماهنامه اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره 126-125، فروردین و اردیبهشت 1377.

 [25] در مورد گروههای تندروی اسلام گرای افراطی الجزایر، نگاه کنید به:mohammad m. hafez"armed islamist movements and political violence in Algeria"middle east journal. Vol. 54. No. 4. Autumo2000. Pp. 572-94 در مورد گروههای افراطی در لیبی نگاه کنید به: ray takeyh. Qadhafi and the challenge of militant islam." Washington quarerly. Summer 1998. Pp.159-172

[26]  نگاه کنید به مصاحبه طلعت فواد قاسم در، حمید احمدی، « اسلام گرایان و مسئله خشونت» پیشین.

[27]  این نگاه تعصب آلود فقهای تندروی حنبلی و وهابی خصومت آنان نسبت به سایر مکاتب مذهبی اسلام، باعث انتقادات زیادی شد. در مورد یکی از انتقادات که از سوی یک اندیشمند سنی لبنان( در اصل آفریقایی) نوشته شده است، نگاه کنید به: الشیخ عبدالله الهردی( الحبشی)، المقالات السنیه فی  کشف ضلالات احمدبن تیمیه، بیروت: دار المشاریع، 1996

[28]  در رابطه با نگرش وهابیت نسبت به شیعه و دشمنی با آن نگاه کنید به: ناصرالعمر، احوال الرافضیه فی بلاد التوحید، 1992، به نقل از: دکمجیان، پیشین، ص 272

[29]  در مورد کشتارهای شیعیان عراق و تخریب اماکن مقدس شیعه در کربلا، نجف و سایر شهرهای عراق، نگاه کنید به: سید محمد حسن قزوینی، فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنها، ترجمه علی دوانی، تهران. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368، ص ص 34-32، 43-41، 57-55

[30]  در مورد درگیری های گروههای تندروی وهابی با شیعیان پاکستان، نگاه کنید به: musa khan jalalizai. The sunni-shia contlict in Pakistan. Lohore: book traders. 1998

[31]  درباره تأثیر اندیشه این فقیهان بر اسلام گرایی رادیکال معاصر، نگاه کنید به: دکمجیان، پیشین، ص ص 83-77

[32]  در مورد حضور این گروهها در افغانستان و فعالیت آنها و تشکیل پدیده افغانهای عرب، نگاه کنید به: محمد صلاح، « ناگفته های جنبشهای رادیکال اسلامی» ترجمه سید محمود بجنوردی، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، شماره های 28 و 29. زمستان 1380 و بهار 1381

[33]  در مورد دیدگاههای افراطی عبدالسلام فرج و العتیبی، نگاه کنید به: همان، ص ص 183-178 و 83-77

[34]  در مورد گروههای رادیکال اسلامی الجزایر در سالهای اولیه دهه 1980، نگاه کنید به: حمید احمدی، « در الجزایر چه می گذرد؟» روزنامه کیهان، 26 مهر تا اول آبان 1367؛ و نیز: حمید احمدی« انقلاب اسلامی ایران و جنبشهای اسلامی در خاورمیانه» در سلسله مقالات پیرامون جهان سوم، به کوشش حاتم قادری، تهران: نشر سفیر، 1370

[35]  در مورد عملیات خشونت بار گروههای رادیکال مصری در اواخر دهه 1990، نگاه کنید به: مرکز الدراسات السیاسیة و الاستراتیجیه بالاهرام، الحاله الدینیه فی مصر، قاهره، الاهرام، 1998، ص ص 243-246

[36]  در مورد دیدگاههای خورشید احمد درباره غرب؛ نگاه کنید به: khorshid ahmad. The nature of the Islamic resurgence. In edited by  voices of  resurgent islam. New York: oxford university press. 1983. Pp 218-230

[37]  درباره دیدگاههای حسن حنفی در رابطه با جهان غرب، نگاه کنید به:  Hassan hanafi. Islam in modern world. Tradition. Revolution and culture. Cairo: dar kebaa. 2000. Pp. 395-494

[38]  در مورد تشکیل این جبهه و اهداف و رهبران ان نگاه کنید به: med moussa. The Taliban connection. Al-ahram weekly. No 396. September 24-30 1998 , ونیز به محمد صلاح « عنف الجهاد یتجه الی الخارج و مبادره الجماعة الاسلامیة تسیر نحو النجاح» الحیاة، العدد 81-13-28- دسامبر 1998

 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

آشنایی با مکتب سلفیه

آل سعود و عربستان سعودی

آموزه‌ها و آینده داعش

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

آينده داعش در عراق

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

آینده جنبش های اسلامی

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

ابن تیمیه و اهل بیت

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

ابن تیمیه که بود و چه کرد

ابوبكر بغدادی

ابومصعب زرقاوي و داعش

اجتهاد از نگاه وهابیون

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

احزاب سلفی در مصر

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

اسامه بن‌ لادن

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

استراتژی داعش در عراق و شام

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

افترائات وهابیت علیه شیعه

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

افغانستان در دوران پساطالبان

افغانستان و گروه طالبان

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

التکفیر و الهجره

القاعده

القاعده در اوگاندا

القاعده در تانزانیا

القاعده و تروریسم مذهبی

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

الگوی سازمانی القاعده و داعش

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

ایمن الظواهری

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

بدعت

بدعت از منظر وهابیان

بدعت در دین

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

بربهاری

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

بررسی قتال در قرآن 1

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی مبانی فقهی تکفیر

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

بن بست خلافت با اندیشه داعش

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

بیوگرافی ابن تیمیه

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تأویل

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تاریخ وهابیت

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

تبرک و استشفا به آثار اولیا

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

ترسیم نقشه راه جدید داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

توحید در مذاهب کلامی

توحید عبادی و شبهات وهابیت

توحید و شرک

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

تکفیر

تکفیر

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

تکفیر از دیدگاه سید قطب

تکفیر از دیدگاه قرآن

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

تکفیر اهل قبله

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

تکفیر در آیات و روایات

تکفیر در جهان اسلام

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

تکفیر در روایات نبوی (3)

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر گذشته، حال، آینده

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

تکفیریها در انگلستان

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

جریان شناسی القاعده

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

جریان شناسی وهابیت مصری

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

جریان شناسی سلفیگری

جریان های تکفیری عراق

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

جنبش شاه ولی­ الله در هند

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

جهاد در اندیشه سید قطب

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

جهادی‌های جدید کیستند؟

جهان از نگاه داعش

جهانى شدن و القاعده

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جوانان يهودی در صف داعش

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

حرکت سلفیه

حزب التحریر ازبکستان

حزب التحریر در آسیای مرکزی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

خاستگاه سلفی گری تکفیری

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

خاورمیانه و جنگ های دینی

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

داعش خوب داعش بد

داعش در مسیر القاعده شدن

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

دشمن نزدیک و دور

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

دموکراسی

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

رقابتى براى هويت و شناسه‏

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

روش های تبلیغی وهابیت

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

ریشه‌های تفکر داعش (١)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

زمینه های تاریخی سلفیه

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

سب الصحابه

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

سرچشمه اندیشه وهابیت

سرچشمه های فکری القاعده

سفر وهابیت به مصر

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

سلفيان

سلفيان

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

سلفی گری

سلفی گری در مصر و دوره جدید

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

سلفیه

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

سلفیه درباری

سلفیه و تقریب

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

سونامی تکفیری در جهان بشری

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (جهادی تکفیری)

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت تکمیلی)

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

شباهت وهابی ها با خوارج

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

صحیحین و نفی تکفیر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

طالبان؛ دین و حکومت

ظهور داعش در شبه‌ قاره

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

ظهور و افول القاعده در عراق

عبادت

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

عبور از «خاورمیانه جدید»

عربستان در عرصه تبلیغات

عربستان معمار جنایت و مکافات

عربستان و وهابیت در آفریقا

عزاداری بدعت یا سنت

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

عقل از دیدگاه سلفیه

عقل از منظر وهابیان

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

عوامل روانی تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

فتنه تكفير

فتنه و هابیت

فرا واقعیت بنا العابد!

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

فعالیت وهابیت در جهان

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

قبیله انحراف

قبیله بدعت

قبیله خشونت

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

لشگر جهنگوی

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

مانیفست توحش در فقه داعش

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

مباني اعتقادی داعش

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مبانی فکری ابن تیمیه

مبانی مذهبی و قومی طالبان

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

مراتب و متعلقات ایمان

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

مفهوم و مراحل شرک

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

موافقين و مخالفين خلافت داعش

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

نظری بر تاریخ وهابیت

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

نقش وهابیت در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

نقش وهابیت در کنیا

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

نگاه داعش به مهدویت

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی بر وهابیت

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

وهابيت از نگاهي ديگر

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

وهابیان و توحید در اسما و صفات

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

وهابیت در آیینه تاریخ

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

وهابیت و تخریب قبور

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و تکفیر شیعه

وهابیت و سماع موتی

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

وهابیت، مکتب تشبیه

پاسخ به شبهات جهاد

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

کتاب شناسی تکفیر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

کودتا در داعش

کویت و وهابیت در آفریقا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام