اطلس > مفاهیم و مبانی > دولت در اندیشه اسلامی معاصر

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۹ تعداد بازدید: 362

در این مقاله به معرفی کتاب «الدوله فی الفکر الاسلامی المعاصر» نوشته عبد الاله بلقزیر پرداخته است. هدف از طرح موضوع دولت توسط برخی از اصلاحگران اسلامی، شناخت عوامل پیشرفت غربیها و علل عقب ماندگی مسلمین ؛ و دفاع از دولت ملی به عنوان جایگزینی برای خلافت اسلامی می‌باشد.



نويسنده : غرایبه،ابراهیم

در این کتاب نظریه خلافت اسلامی و دولت مورد بررسی قرار گرفته ونقدهایی بر نظریه خلافت اسلامی مطرح شده است

. کلمات کليدي : خلافت اسلامی، دولت ملی، اخوان المسلمین ، بنیادگرایی

اثـر حاضر ارتباط دین و سیاست را از دیدگاه نخبگان فکری معاصر بررسی و سعی می کند به پرسش هایی از جمله ایـنکه این دیدگاه رابطه ی دین با سیاست  را چگونه ارائه کرده؛توصیف  و بیان آن از نظر این دیدگاه چـگونه است پاسخ دهد.این رابـطه مـوضوعی است که همه ی موضوعات مربوط به جامعه ی سیاسی و جامعه ی دینی در جهان عرب و اسلام پیرامون آن گرد  آمده است و به دنبال آن ذهن نخبگان عرصه ی اندیشه ی اسلامی به علل و عوامل شکست مسلمانان، در برابر تـوسعه و پیشرفت اروپا مشغول بوده است.این افراط در تحلیل و درک  عوامل  شکست، منجر به سیاست زدگی اندیشه ی اسلامی و گرایش متفکران، فقیهان، علمای دین، مورخان و دولتمردان به این نوع اندیشه ی سیاسی شده است، اندیشه ای خـارج از سـاختار علم سیاست و در  سطح عامیانه و غیرتخصصی که هر اثری به آن می پرداخت.پیامد این امر آن شد که تولیدات فکری به لحاظ کمی افزایش یافت اما از نظر کیفی در خور توجه  نبود  و از آن به پرگویی ایـدئولوژیکی در مـسائلی که برای غیر اهل فن و صاحب نظر و اهل پژوهش نامفهوم و مبهم است، یاد می شود.

در کتاب حاضر، آثار فکری  پنج  نسل  از اندیشمندان اسلامی بررسی و تحلیل  می شود:نسل  اول اصلاحگری مانند رفاعه الطهطاوی، خـیرالدین التـونسی، جمال الدین افغانی و محمد عبده؛نسل دوم اصلاحگری از جمله عبدالرحمن الکواکبی، رشید رضا و نائینی؛نسل  سوم  مثل عبدالحمید بن بادیس، علی عبدالرازق، حسن البنا،  ابوالأعلی  مودودی، ابوالحسن ندوی، [امام ]خمینی، علال الفاسی، محمد الغـزالی، سـید قـطب و حسن الهضیبی؛نسل چهارم مثل مـحمد قـطب، یـوسف الفرضاوی،  مصطفی  السباعی  و عبدالسلام یاسین و نسل پنجم عبدالسلام فرج، راشد الغنوشی،  حسن الترابی (مخضرم)، فهمی هویدی و محمد عماره.

با توجه به اینکه ایـن نـسل ها در یـک دوره ی زمانی ظهور  کردند  اما  از نظر فکری، بـویژه نـسل های سوم، چهارم و پنجم با هم  همسو  نبودند، و اختلافات عدیده ای به لحاظ نظری و فکری در بین این نسل ها به چشم مـی خورد  کـه  از  جـمله می توان به اختلاف راشد الغنوشی با محمد سلیم العوا و عـبدالسلام  فرج  با  شکری مصطفی

دولت و اصلاحگری

موضوع دولت پس از گذشت قرن ها، توسط اصلاح گران با اهداف زیر  مطرح  شد:اصلاحات،  آگاهی بخشی، بررسی و شناخت عوامل پیـشرفت غـرب و عـلل عقب ماندگی مسلمانان و دفاع  از  اندیشه ی دولت ملی و الگوسازی آن به عنوان جایگزینی برای دولت خلافت.

طرح ایـن  مـوضوع،  انقلابی  در ساختار فکری سنتی اسلامی بود و در این خصوص یک ارزیابی کلی از  سوی  اندیشمندان اسلامی مطرح بـود مـبنی بـر اینکه علل عقب ماندگی و اضمحلال ساختار جوامع  اسلامی  و عموما مدنیت آن را باید در عوامل سـیاسی-که در درجـه ی اول مـشخصا به دولت ها و تشکیلات  و سازمان های سیاسی برمی گردد-جست وجو کرد.

الگوبرداری از دولت اروپایی مدرن گام اول در  تفکر  اصلاحگری  بود و اندیشمندان اصـلاح طـلب مـسلمان با این نوع دولت از طریق اندیشه ی لیبرالیسم  اخوان المسلمین  معتقداند  که  مسأله ی خلافت، نشانه ی وحدت اسلامی و مـظهر پیـوند ملل اسلامی و نماد  اسلام  است و مسلمانان باید آن را مورد توجه قرار دهند.

هدف از طرح موضوع دولت تـوسط اصـلاحگران  اسـلامی  آگاهی بخشی، بررسی و شناخت عوامل پیشرفت غرب و علل عقب ماندگی مسلمانان  و دفاع از اندیشه ی دولت ملی بـه عـنوان  جایگزین  دولت  خلافت بود.

اروپایی و مجموعه ی نظریات سیاسی آشنا  نشدند،  بلکه آن را از خلال فشار بیگانگان، اشـغال سـرزمین هایشان و اسـتعمار شناختند.زیرا بررسی  الگوی  سیاسی آن(حکومت)چالشی بود که منشأ  قدرت  را در  اروپا  یعنی  حکومت جدید نشان داد.

تجربه ی اصلاحات مـحمد  عـلی  و ایجاد حکومت ملی جدید در مصر، دومین گام در مسیر اندیشه ی  اسلامی-اصلاحگری  به شـمار مـی رفت و پس از  آن نـوبت به سازمان دهی  و اصلاح مجدد دولت عثمانی رسید  که  حاکمان عثمانی برای اصلاح حکومت و ایجاد تحول، بـه آن مـبادرت ورزیدند.

اصلاحات و استبداد

اندیشه ی اصـلاحات اسلامی با نقد استبداد  و دعوت  به آزادی آغاز  شد  و اندیشمندان اصلاح طلب  مـانند  رفـاعه الطهطاوی و خیر الدین تونسی بر این اعتقاد بودند که عدالت و آزادی  تنها  با دولت ملی محقق مـی شوند. بـعد  از  این دو،  جمال  الدین  افغانی تلاش کرد تا  بر اساس شورا، تمرکززدایی و مـقابله بـا استبداد، اصلاحاتی در دولت عثمانی صورت دهد.سپس شاگرد  ویـ  مـحمد عـبده واضع عنوان اصلاحات در  نظام  مدنی  وارد  عرصه  شـد.وی مـعتقد به  جدایی  دین از حکومت بود و اسلام از نظر او نظامی مدنی بود.در این دوره همچنین عـبدالرحمن  کـواکبی  و محمدحسین نائینی به مقابله بـا اسـتبداد سیاسی  پرداخـته  و بـیانیه ای  در  جـهت  حکومت مبتنی بر قانون ارائه کردند.هدف مـتفکران اسـلامی از اصلاحات در قرن نوزدهم ایجاد تحول و اصلاحات در دولت عثمانی بود، نه به مبارزه طـلبیدن یـا نابودی  آن. در واقع تلاش بر ایـن بود که دولتی مـبتنی بـر عدالت و قانون با الگوی حـکومت های اروپایـی مستقر شود.اما بعد از اینکه دولت عثمانی از اصلاحاتی که با عنوان  سازماندهی های  جدید آغاز کـرده بـود و از بیانیه ی جدایی دولت از دین و عدم تـأثیرپذیری سـیاست از گـرایش های دینی و فراخوانی بـرای نـظامی قانونمند و فرهنگ آزادی، چـشم پوشی کـرد، اصلاحات  اسلامی  به نقدب استبداد پرداخت.

بازگشت به اندیشه ی خلافت

در دهه ی دوم قرن بیستم شاهد رویکردهایی در امر خـلافت هـستیم.پس از اینکه اندیشه ی دولت ملی، در  ابتدای  راه با تـفکر لیـبرالیسم در  مصر  و بـه ویـژه در نـوشته های لطفی سید محقق شـد، رشیدرضا شاگرد محمد عبده و همراه نزدیک او در جریان اصلاحات را می توان از پیشگامان  دعوت  به دولت خلافت دانست  و اثـر او یـعنی الخلافه او الامامه العظمی متنی بود کـه پایـه گذار ایـن دعـوت شـد.و شاید از علل آنـ [شکل گیری انـدیشه ی خلافت ]سقوط حکومت عثمانیان به دست آتاتورک در سال 1924 م بود.و  سیاست  اسلامی که اصلاحات اسلامی پایه گذار آن بود از دولت مـلی و نـیز از مـجموعه مفاهیم سیاسی لیبرالیسم جدید دست کشید تـا بـه مـجموعه ی سـیاسی دیـنی برسد.

بر اسـاس دیدگاه مؤلف، گفتمان  رشیدرضا  از سه  ویژگی برخوردار است؛

۱

گفتمان احیا و بازیافت متون الماوردی، ابن تیمیه و ابن القیم؛

۲

اجتناب و قطع ارتباط با  خوانش اصلاحگرایانه ی مفاهیم سیاست دینی؛

۳

گفتمانی بنیادین بود برای مفاهیم و اندیشه هایی  کـه  به  آن خواهد پیوست و بر اساس آن پی ریزی خواهد شد بویژه اندیشه ی حکومت اسلامی که حسن البنا  و   اندیشمندان  اخوان المسلمین پایه ریزی کردند.

نقد نظریه ی خلافت

ابن خلدون با بیان سه نوع حکومت:حکمرانی طبیعی،  حکمرانی  سیاسی  و خـلافت، مـیان آنها تفاوت قائل است.وی خلافت را حکومتی می داند که در آن مردم  دیدگاه شرعی را در مصالح اخروی و دنیوی شان امری ضروری بدانند.خلافت جز در  عهد خلفای راشدین محقق  نشد  و پس از آن نیز پادشاهی جای آن را گرفت.با گذشت دوران خـلافت، انـدیشه ها و نظریاتی مطرح شد که ناظر بر این مسأله بود که در نوع حکومت خلافت، نشانی از  اسلام وجود ندارد، «بلکه دین اسلام از خلافت و از تمام آنـچه پیـرامون آن است اعم از امیال، قدرت و مـقام پاک است

شیخ ازهـری که علیه مجموعه ی سیاست دینی شورید، علی  عبدالرازق  بود.در گفتمان علی عبدالرازق در خصوص مسأله ی خلافت چهار موضوع طبقه بندی شده است:این نظام بر پایه قـدرت مـطلق شکل گرفته اندیشمندان اصلاح طلب مـسلمان بـا الگوی دولت اروپایی مدرن از طریق  اندیشه ی  لیبرالیسم اروپایی و مجموعه نظریات سیاسی آن آشنا نشدند، بلکه آن را از خلال فشار بیگانگان، اشغال سرزمین هایشان و استعمار شناختند.

رفاعة الطیهطاوی و خیرالدین تونسی معتقد بودند که عدالت  و آزادی تنها با دولت ملی مـحقق می شود و از نـظر اسلام هیچ مشروعیتی ندارد و آن را جایز نمی داند.بنابراین دولت دارای وجهه ی مدنی و سیاسی است و خلافت و دستگاه  قضائی  و مانند آن از وظایف حکومت  بوده  و نهادهای دولتی از گرایش ها و برنامه های دینی برخوردار نیستند.علی عبدالرازق فقط گرایش ها و برنامه های سیاسی مـحض را مـد نظر قـرار داده  تا  در  آن موارد بتوان به داوری ها و آرای عقلانی  و تجارب ملت ها و ضوابط سیاسی رجوع کرد.علمای دیگری نیز با عـلی عبدالرازق همرأی اند از جمله شیخ عبدالحمید بن بادیس  که  امروزه  ایجاد خـلافت را غـیرممکن دانـسته و بر این باور است  که با فروپاشی نقطه ی ثقل آن، بنای مجدد آن امکان پذیر نیست.

حسن البنا با ارائه ی طـرح    از حـکومت اسلامی  تا  حکومت  دینی، جریان قدرتمندی را ایجاد می کند که با مسأله جدایی دیـن  از  حـکومت مـبارزه کرده و خواستار پیوند این دو عنصر است.چنان چه در رساله های خود بیان می کند:«اخوان  المسلمین  معتقداند  که مـسأله ی خلافت، نشانه ی وحدت اسلامی و مظهر پیوند ملل اسلامی و نماد  اسلام  است و مسلمانان بـاید آن را مورد توجه قرار دهـند و در خـصوص آن  تأمل  و اندیشه کنند. خلیفه در دین الهی خاستگاه بسیاری از احکام و آراء است و احادیث  نقل شده در وجوب انتصاب رهبر و بیان حکم رهبری و شرح جزئیات  آن،  در  این مسأله تردیدی بر ضرورت توجه و تأمل و تـفکر مسلمین در امر خلافتشان  از  زمانی که از برنامه ها و اهداف خود منحرف شد و سپس سقوط کرد  باقی  نمی گذارد.

بدین ترتیب اخوان المسلمین اندیشه ی خلافت و تلاش برای بازگشت آن را در رأس برنامه های خود  قرار  می دهند و با وجود این معتقداند، بـه مـقدمات بسیاری نیاز است، که  گزیری  از  آن نیست و بیش از اقدام مستقیم برای بنای دوباره ی خلافت، اقدامات دیگری ضروری است  و این  امر مستلزم آن است که همکاری مشتری فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، معاهدات  و موافقت نـامه ها، هـمایش ها و کنفرانس هایی میان کشوهای اسلامی برگزار و سپس اتحادیه ی ملل اسلامی ایجاد شود.زیرا  به  مجرد اینکه این اقدامات برای مسلمانان صورت گیرد، نتیجه ی آن پذیرش و اتفاق  نظر در خصوص نهاد«رهبری»است که واسطه ی عـهد  و پیـمان  است.

اما حسن البنا به مسأله ی خلافت جز  در  اشارات کوتاهی نپرداخته است که ارزیابی و نتیجه گیری صریح آن، این است که  خلافت  یک مسأله ی به تعویق افتاده  و فراموش شده  است  و اگر یـک مـسأله ی شـرعی تلقی شود،  راهی  برای انـصراف از وظـیفه ی دیـنی در خصوص آن وجود ندارد.

اسلامگرایان معاصر-به ویژه  کسانی  که به اندیشه ی حسن البنا و میراث اخوان المسلمین گرایش  دارند-بر  تشدید فاصله ی میان مفهوم حکومت  اسـلامی  و مـفهوم حـکومت دینی تمایل دارند، زیرا حکومت نوع دوم، از مـبانی و ضـوابط  اسلامی و نیز تجربه های سیاسی  آن  به  دور است.

در نوشته های  حسن  البنا، دیدگاه مثبتی نسبت  به  قانون، به عنوان یک سند رسـمی و پیـوند سـیاسی می توان یافت، هر چند که  دیدگاه های  انتقادی نیز نسبت بـه قانون رسمی  مصر  دارد.او می گوید:«هنگامی  که  پژوهشگر  اصول حکومت قانونمند را  که در آن حفظ آزادی فردی در تمام اشکال آن، شورا، گرفتن قـدرت از طـریق  مـردم،  مسئولیت حاکمان در برابر مردم و ارزیابی  عملکردشان  از  سوی  آنان و تعریف  هر  یـک از قـوا مورد توجه قرار گرفته، بررسی می کند، این اصول برای او، این گونه به  نظر  می رسد  که بـه طـور کـامل با آموزه ها و ضوابط  اسلامی  و ساختار  و مبانی آن در شکل حکومت همسوست و بدین ترتیب اخـوان المـسلمین بـر این باوراند که نظام حکومت قانونمند-مبتنی بر پایه های قانونی فوق-نزدیک ترین نظام حاکمیت موجود در جـهان  بـه اسـلام به شمار می رود و نظام دیگری را با آن قابل قیاس نمی دانند

دولت و شریعت

گفتمان اسلامی از این حیث در رقابت با سـکولاریسم اسـت که آن فلسفه ای مختص غرب  و معرف ویژگی های تجربه ی تاریخی و دینی غرب است و لذا سکولاریسم غـیرقابل دعـوت و اجـراست و نظام های شکل گرفته بر اساس آن قابل اجرا و انطباق با واقعیت های جامعه ی  سیاسی  کشورهای اسـلامی نـیست و موضوع جایگزین، اجرای شریعت اسلامی در زمینه هخای مختلف زندگی و حکومت که در هر زمان و مـکانی مـصالح و مـنافع  را در نظر دارد، خواهد  بود.

قرضاوی اعتقاد دارد مرجعیت شریعت، با تلاش فکری در خصوص آنچه نصی درباره ی آن نیست یا دربـاره ی آنـچه«ظنی الثبوت»یا«ظنی الدلاله»است، منافات ندارد و این شامل  نه  دهم نصوص است یا  بیشتر  از آنـچه کـه احـتمال اختلاف نظر و اجتهاد و فهم و استنباط در آن می رود.به نظر می رسد حدود اجتهاد از نظر علال فاسی گسترده تر از حـدود اجـتهاد از نـظر قرضاوی  است  و او از تفکر«مقاصد شرعی»که فقیه بزرگ شاطبی واضع آن بود، شروع می کند و بـر ایـن باور است که مقاصد شرعی به نوبه ی خود به معیار و مقیاسی تبدیل می شود  که  به وسـیله ی  آن چـگونگی اجرای نصوص شرعی صریح، مشخص می شود.پس اجتهاد با نص و در شرایط روشن بـودن فـتوا  و حکم آن، امکان پذیر است و در این خصوص مـی گوید:«مقاصد شـرعی  حـتی  هنگام  ضرورت، بر آنچه که نصی دربـاره ی آن تـصریح شده، نیز تأثیرگذار است و توقیفس مجازات سارق در   سال  قحطی از سوی عمر بن خـطاب جـز برای این نبوده که هـدف شـارع  مجازات  سـارق  اسـت نـه کسی که نیاز و احتیاج او سبب شـده تـا به عنوان سارق ظاهر  شود زیرا اگر عده ای گرسنه و عده ای افزون بـر نـیازشان داشته باشند مردم  حق دارند کـه با  آنها  بجنگند و نـیازشان را بگیرند».

گونه های قـطع ارتباط با اندیشه ی اسلامی

در مسیر انـدیشه ی اسـلامی، دگرگونی ها و پیچ و خم های ناگهانی، روی داده که با گذشته و سابقه ی آن متفاوت و گاهی متضاد  بوده اسـت چـرا که اصلاحات با این هـدف آمـد کـه با سیاست دیـنی قـطع ارتباط کند و «نهضت سـلفیه»ی رشـید رضا اولین قطع ارتباط با این اصلاحات بود و احیاگری و ساماندهی  مجدد اندیشه ی اسلامی از سـوی حـسن البنا این حرکت را با رویگردانی مـضاعفی از اصـلاحات و نیز«سلفیه»ی رشـیدرضا، کـامل تر کـرد و گفتمان«حاکمیت و تکفیر»با گفتمان اخـوان المسلمین قطع ارتباط کرد  و ولایت فقیه، گفتمان شیعی متمایز و متفاوتی با گفتمان مشروطه که نـائینی آن را ارائه کـرد، بود.

اما روند تجزی گرایانه ای که جنبش بـیدارگری دهـه های شـصت و هـفتاد از خـلال  گفتمان  اصلاحگری ایـجاد کـرد، متفکران نوگرا را به تفکر و بررسی گفتمان «حاکمیت و تکفیر»و بازگشت به مبانی فکری اسلامی جدید واداشت.از ایـن گـروه مـی توان محمد غزالی، یوسف قرضاوی، راشد  الغنوشی  و عـبدالله نـفیسی را از گـروه  اخـوان  المـسلمین  و مـحمد سلیم العوا، طارق بشری، فهمی هویدی، احمد کمال ابومجد را از اسلامگرایان مستقل نام برد و گروهی که اندیشه ی  اسلامی  را  به مبانی اصلاحگری آن باز گرداندند، غالبا از  پژوهشگران  مستقل بودند کـه می توان محمد عماره، فهمی جدعان، وجیه کوثرانی، رضوان سید و محمد فتحی عثمان را نام برد.

منبع : مجله کتاب ماه علوم اجتماعی ،آبان و آذر 1382 ، شماره 73 و 74

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه