مقالات > مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۹ تعداد بازدید: 104

به خاطر اهميت شناخت مبانى كلامى القاعده در پى بردن به ماهيت دينى خشونت‏هاى آن، نوشتار كنونى درصدد است اين موضوع مهم را بررسى كند.



محمدطاهر رفيعى*[1]

جهان اسلام در چند دهه اخير، شاهد شكل‏گيرى جريان‏هاى بزرگ و كوچك اسلامى با رويكردهاى گوناگون بوده است، تا جايى كه برخى از آنان با رويكرد اعتدالى و روشن‏فكرانه، مى‏كوشند حداكثر هم‏سويى را ميان كشورهاى اسلامى با ساير كشورهاى جهان ايجاد كنند، اما در مقابل، جريان‏هايى نيز هستند كه هيچ‏گونه انعطافى را در برابر جامعه جهانى نمى‏پذيرند و تنها بر ضرورت پياده شدن برنامه‏ها و قوانين اسلامى، آن هم با تفسير خاص خودشان، تأكيد دارند. «سلفيه» به طور عام، و «القاعده» به طور خاص، نمايندگى اصلى طيف دوم را به عهده دارند. به خاطر اهميت شناخت مبانى كلامى القاعده در پى بردن به ماهيت دينى خشونت‏هاى آن، نوشتار كنونى درصدد است اين موضوع مهم را بررسى كند.

كليدواژه‏ها: القاعده، بن‏لادن، عبدالله عزام، مبانى كلامى، تكفير.

______________________________
(1)* سطح 4 جامعة المصطفى و كارشناسى ارشد دين‏شناسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (قدس سره)

 

مقدمه‏

يكى از رويكردهاى اصلى ميان مسلمانان، به خصوص اهل‏سنت، تأكيد بر ضرورت پيروى از سيره سلف است. سلفى‏گرى به معناى عام آن، عبارت است از توجه داشتن به كتاب و سنت و سيره مسلمانان صدر اسلام، به خصوص صحابه پيامبر (ص).[2] هيچ يك از مسلمانان، اصل اين نگرش را انكار نمى‏كنند؛ زيرا همگان حجيت قرآن و سنت، نقش هدايت‏گرى آن دو و ضرورت پيروى از آنها را مى‏پذيرند. همين‏طور حداقل آن دسته از صحابه و بزرگان صدر اسلام كه مقام علمى و معنوى و وثاقت بالاترى دارند، براى تمام مسلمانان قابل احترام‏اند و فهم و درك آنها از اسلام را تا اندازه زيادى مى‏پذيرند.

در اين ميان، رويكردهاى افراطى و تفريطى به سلف از همان آغاز تاكنون وجود داشته است كه تقويت آنها در گذر زمان، طيف‏هاى فكرى خاصى را ميان مسلمانان به وجود آورده است. برخى افراد، تحت تأثير تحولات لحظه‏اى جهان و احساس ناتوانى متفكران اسلامى در ارائه راهكارهاى دينى براى آن، ناكارآمدى دين در اداره زندگى جامعه را مطرح كرده‏اند، اما در مقابل، عده‏اى ديگر با نادرست خواندن راهكارهاى بشرى براى پاسخ به نيازهاى جامعه، عمل به ظواهر كتاب و سنت و سيره سلف، به خصوص صحابه پيامبر (ص) را تنها راه نجات بشر از گرداب تحولات جديد مى‏دانند.

پيشينه سلفى‏گرى از نوع افراطى آن، بيشتر در تفكر احمد بن حنبل، يكى از مهم‏ترين رهبران مذهبى اهل‏سنت، قابل رديابى است، اما با ظهور ابن‏تيميه در قرن هشتم و شاگردش ابن‏قيم جوزى، مبانى اين تفكر بيشتر تقويت شد و شرح و بسط يافت. تفسير افراطى ابن‏تيميه و هم‏فكران او از سلفى‏گرى، با مخالفت شديد علماى مسلمان و حاكمان اسلامى مواجه شد، تا جايى كه ابن‏تيميه به جرم طرح مسائل‏

______________________________
(1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 30 و 31.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 55

ناهمگون با افكار عمومى مسلمانان در زندان از دنيا رفت و پس از آن اين انديشه كه در آثار ابن‏تيميه و برخى شاگردان او موجود بود، ميان طيف خاصى از سلفيان محدود ماند و نتوانست موقعيت اجتماعى مناسبى به دست آورد؛ اما با ظهور محمد بن عبدالوهاب در قرن دوازدهم، سلفى‏گرى حيات دوباره گرفت و اين بار با تفسير افراطى‏تر، رسماً وارد عرصه سياسى- اجتماعى شد.[3] سطح علمى پايين، ظاهرگرايى افراطى، طبع خشن ابن‏عبدالوهاب و همراه شدن آن با زياده‏خواهى‏هاى حاكميت آل‏سعود، سلفيه را از مسير اصلى‏اش خارج كرد و آن را در حد ابزار دينى براى توجيه گسترش قدرت و حاكميت و حذف رقباى سياسى و مذهبى، تنزل داد، تا جايى كه سلفيه وهابى با نامشروع خواندن حكومت‏هاى اسلامى، مبارزه همه‏جانبه را براى براندازى و تبديل آنها به حكومت مورد نظر آغاز كردند. از آن طرف نيز با مشرك و كافر خواندن مخالفان مذهبى خود، قتل عام گسترده‏اى را با هدف تصفيه حساب مذهبى به راه انداختند.

القاعده، هم‏اكنون تا اندازه زيادى همان خط مشى وهابيت را حداقل در مقام عمل دنبال مى‏كند. هرچند با توجه به گستردگى پيروان و تنوع فكرى رهبران آنان، رويكردهاى متفاوتى ميان آنان حاكم است، اما در مجموع، عملكردها و عقايد بيشتر آنان به مراتب افراطى‏تر از رفتار گذشته وهابيت است. با وجود آنكه زمان زيادى از آغاز شكل‏گيرى آن نمى‏گذرد، ولى رهبران القاعده با نظريه پردازى‏هاى خاص خود توانسته‏اند افراد و گروه‏هاى زيادى را جذب كنند و شبكه‏اى جهانى از افراطيون سلفى را راه اندازند كه براى تمام مردم دنيا خط و نشان مى‏كشند.

با توجه به اهميت مبانى كلامى القاعده و پى بردن به نقش آن در عملكردهايشان، نوشتار حاضر درصدد است اين موضوع مهم را با استفاده از منابع كتاب‏خانه‏اى، بررسى و نقد كند. به خصوص آنكه با وجود آثار فراوان درباره تاريخ و عملكردهاى القاعده در

______________________________
(1). براى اطلاع بيشتر از مهم‏ترين شخصيت‏ها و گروه‏هاى سلفى و سير تحول فكرى سلفيه، نك: محمود اسماعيل، سلفى‏ها.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 56

قالب كتاب و مقاله و منابع الكترونيكى، از ميان آثار در دسترس، كمتر به مبانى كلامى آن پرداخته شده است، در حالى كه رفتار اصلى القاعده و نيز هر جريان ديگر از افراطى و معتدل، تنها بر اساس مبانى اعتقادى آنها قابل فهم و درك درست است. القاعده در رفتار و گفتار خود، تاكنون بارها اعلام كرده و نشان داده است كه به دنبال براندازى حكومت‏هاى موجود جهان اسلام و برپايى نظام جديد به جاى آنهاست. روشن است كه چنين تلاشى نمى‏تواند بدون مبانى خاصى توجيه شود. در اين نوشتار سعى مى‏شود رفتار القاعده در تكفير و كشتار مسلمانان، كه هر روز دامنه‏اش گسترده‏تر مى‏شود، بر اساس مبانى كلامى آن، مانند نوع نگاه القاعده به حكومت اسلامى و دموكراسى، جهاد، معيار دوستى و دشمنى با ديگران، دارالحرب و دارالاسلام، معيار تكفير و تفسيق ديگران و مسائل ديگر مرتبط با اين موضوعات، تبيين و بررسى شود.

كاملًا واضح است كه هدف از بررسى اين مسائل، نه تبيين صرف، بلكه براى آشنايى بيشتر با اصول فكرى و اعتقادى در توجيه رفتارهايشان است تا زمينه‏اى براى نقد مبنايى و كارساز رفتار و گفتار القاعده باشد. نويسنده معتقد است بيشتر نقدهايى كه تاكنون در مورد القاعده صورت پذيرفته، كمتر به مبانى اعتقادى آن توجه دارد، حال آنكه نقد يك جريان، بدون آشنايى با مبانى فكرى و اعتقادى، نه تنها ناقص، بلكه غيرمفيد و چه‏بسا مشكل‏ساز است.

بر اين اساس، پس از بررسى ديدگاه القاعده در خصوص مسائل فوق، مهم‏ترين نقدهاى ممكن بر اصول فكرى القاعده به منظور آگاهى‏بخشى بيشتر در اين زمينه به اجمال بيان مى‏شود و نقد تفصيلى آنها به مجال ديگرى موكول مى‏شود.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 57

سير تاريخى و تحول فكرى «القاعده»

نام‏گذارى گروهى به نام «القاعده» و شكل‏گيرى آن به عنوان جريان كلامى مستقل،[4] به طور مشخص به جريانى به نام «عرب- افغان‏ها» در دوران جهاد افغانستان با ارتش سرخ شوروى در حدود سه دهه پيش (سال 1358- 1367 ه-. ش.) مربوط مى‏شود. حضور مستقيم برخى رهبران سلفى و جهادى از كشورهاى عربى، مانند عبدالله عزام فلسطينى،[5] بن‏لادن عربستانى‏[6] و أيمن الظواهرى مصرى‏[7] در افغانستان، از وقايع مهمى بود كه در اين دوران اتفاق افتاد. هدف مشترك اين افراد در ضرورت جهاد و مبارزه با كفار و تلاش يكسان آنها براى هدايت و سامان‏دهى نيروهاى جهادى غيربومى، مهم‏ترين انگيزه‏هايى بود كه زمينه همكارى آنها با همديگر را فراهم كرد.[8] آنها با

______________________________
(1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 479 و 480.

(2). عبدالله عزام، متولد 1941 م. در قريه «سيله الحارثيه» فلسطين، در سن كوچكى به اردن مهاجرت كرد و تحصيلات ابتدايى را همان‏جا گذارند. ليسانس شرعيات خود را در 1966 م. از دانشگاه دمشق گرفت و هم‏زمان با تحصيل در سوريه به اخوان‏المسلمين مصر پيوست و در جنگ 1967 م. اعراب و اسرائيل شركت كرد. سپس براى ادامه تحصيل عازم مصر شد و ارشد خود را در 1969 م. و دكتراى اصول فقه را در 1973 م. از دانشگاه الأزهر گرفت. سپس به اردن بازگشت و در دانشگاه اردن در سال‏هاى 1969- 1970 م. تدريس مى‏كرد. پس از به وجود آمدن مشكلاتى در آنجا به علت حركت‏هاى انقلابى، مدتى از فعاليت‏هاى سياسى- اجتماعى كناره‏گيرى كرد. در 1981 م. چند ماهى در دانشگاه ملك عبدالعزيز عربستان مشغول تدريس بود و تنها كسى بود كه از آنجا براى تدريس به دانشگاه اسلامى دولتى اسلام‏آباد داوطلبانه اعزام شد. وى عامل اشتياق به اسلام‏آباد را نزديك شدن به جهاد افغانستان و كمك به آن مى‏دانست و از همان‏جا فعاليت در جهاد افغانستان را آغاز كرد. همچنان‏كه او از بنيان‏گذاران اصلى جنبش حماس در فلسطين نيز بود (عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 3، 28 و 63؛ وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 58 و 59).

(3). بن‏لادن در 1957 م. در شهر رياض عربستان سعودى در خانواده يمنى‏الأصل به دنيا آمد. پدر اسامه از دوستان بزرگ ملك‏فيصل، شاه سابق عربستان، و صاحب شركت بزرگ ساختمانى بود. اسامه تحصيلات ابتدايى خود را در مدينه منوره و تحصيلات عالى خود را در رشته «اقتصاد و اداره» در دانشگاه ملك عبدالعزيز به پايان رسانيد و بعد مانند ديگر برادران خود به كار در شركت بن‏لادن پرداخت. سرمايه شخصى بن‏لادن در اين زمان، بالغ بر سيصد ميليون دلار مى‏شد (وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 62 و 63).

(4). براى اطلاع از شرح حال ظواهرى نك: منتصر زيات، أيمن ظواهرى كما عرفته.

(5). عبدالله عليخانى، كتاب امنيت بين‏الملل (4) (ويژه القاعده)، ص 200 و 202.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 58

فعاليت‏ها و برنامه‏ريزى‏هاى گسترده خود، ضمن آنكه باعث تشويق و سامان‏دهى نيروهاى جهادى غيربومى شدند، زمينه را براى راه افتادن جريان جهادى فراگير نيز فراهم كردند. بر همين اساس، «مكتبة الخدمات» عزام و «قاعدة الأنصار» بن‏لادن كه با همكارى يكديگر در راستاى هدف مشترك به فعاليت پرداختند، مسئوليت جذب و سامان‏دهى نيروهاى جهادى اعزامى را از كشورهاى ديگر به عهده داشتند و كمك‏هاى مالى خانواده بن‏لادن نيز شامل هر دو گروه مى‏شد تا آنكه در زمان طالبان، همكارى و مذاكرات بن‏لادن با «ايمن الظواهرى»، معاون جماعت الجهاد مصر، باعث شد آنها نام «قاعدة الجهاد» را براى گروه مشترك خود برگزينند كه اسامه به عنوان رهبر و ظواهرى معاون آن تعيين شد.[9]

تشكيلاتى شدن نيروهاى جهادى بيرونى در كنار عوامل ديگر، از جمله پيوستن افرادى مانند أيمن الظواهرى و پس از آن «زرقاوى»[10] به القاعده، نقش مهمى در تقويت و پيش‏برد اهداف آن داشت، تا اندازه‏اى كه در مدت كوتاهى، ده‏ها هزار نفر از مسلمانان كشورهاى ديگر به اين گروه پيوستند.[11]

______________________________
(1). وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 65 و 70.

(2). زرقاوى اردنى‏تبار از رهبران ميدانى القاعده شاخه عراق بود كه در دهه هشتاد ميلادى به افغانستان رفت تا در كنار ساير جهادى‏هاى عرب در جهاد عليه ارتش سرخ شوروى سهم بگيرد و در همين زمان به القاعده پيوست و فرماندهى نيروهاى القاعده در عراق، رسماً به او سپرده شد. زرقاوى پس از پايان جنگ به اردن بازگشت و گروه «جماعت التوحيد» را در 1994 م. تأسيس كرد، اما پس از چهار سال تحمل زندان به جرم نقش داشتن در عمليات‏هاى تروريستى، دوباره عازم افغانستان شد. با شروع عمليات نظامى آمريكا در عراق، در كردستان مستقر شد و همان‏جا زمينه تأسيس شاخه عراقى «جماعت التوحيد والجهاد» را بنا نهاد. زرقاوى در 17/ 3/ 1385 ش./ 2006 م.، در عمليات مشترك نيروهاى عراقى و آمريكايى كشته شد، اما بلافاصله پس از آن، اسامه بن‏لادن در دهم تير 1385، ابوايوب مصرى را جانشين وى معرفى كرد (مهدى عباس‏زاده فتح‏آبادى، «القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأكيد بر عراق)، ص 163، 164 و 166؛ روزنامه شرق، تهران، 2/ 3/ 85، به نقل از: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 71 و 152).

(3). بر اساس سخنان يوسف عبدالله عزام، آمار عرب‏افغان‏ها بسيار زياد بود، اما به صورت جزئى، كسانى كه براى جهاد يك‏ماهه تا سه‏ماهه مى‏آمدند، شش تا هفت هزار نفر بودند؛ جنگجويان ثابت، هزار نفر و نيروهاى خدماتى حدود پانصد نفر. اين آمار در آخرين آثار عبدالله عزام آمده است كه پيش از كشته شدنش منتشر شده است (عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 2).

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 59

عبدالله عزام، پيش از مشاهده ثمره تلاش‏هايش در 1989 م. ترور شد. كشته شدن او به همراه تحولات بعدى، از جمله شكست ارتش سرخ شوروى، مانع‏تراشى كشورهاى متبوع براى عرب- افغان‏ها، تشديد جنگ‏هاى داخلى ميان نيروهاى جهادى در افغانستان، به خصوص ظهور و زوال زودهنگام گروه هم‏سوى آنها به نام «طالبان» و سقوط پايگاه‏هاى القاعده به دست آمريكايى‏ها، مشكلات زيادى براى نيروهاى القاعده به وجود آورد، تا جايى كه گمان مى‏رفت بسيار زود بساط آن كاملًا برچيده شود، اما برخلاف انتظار چنين نشد، بلكه اين تحولات باعث تثبيت بيشتر نظريه‏هاى عبدالله عزام در نامشروع دانستن حكومت‏هاى اسلامى و ضرورت مبارزه براى ايجاد تحول بنيادى در جهان اسلام و بلكه در تمام دنيا شد. در اين مرحله، سازمان القاعده پس از تشديد رويكرد نظامى آمريكا در افغانستان با گروههاى افراطى پاكستان، مانند سپاه صحابه، لشكر جهنگوى، طالبان و غيره كه رويكرد ضدغربى و ضدآمريكايى دارند، اهداف مشتركى تعريف كردند. اين گروه‏ها، كه در بسيارى از آموزه‏ها، به ويژه «جهاد با كفار» با القاعده فصل مشترك داشتند، اغلب به عضويت جبهه بينالمللى بنلادن درآمدند[12] و القاعده توانست با همكارى آنها، پايگاه‏ها، شركا و پيروان بيشترى در مقايسه با گذشته در سراسر دنيا، به ويژه پاكستان به دست آورد،[13] تا جايى كه هم‏اكنون، گروه‏ها و شاخه‏هاى فرعى فراوانى ديده مى‏شود كه به القاعده در كشورهاى گوناگون شمال آفريقا، خاورميانه و جنوب آسيا وابسته‏اند. آمار نيروهاى هر كدام به هزاران و چه بسا ده‏ها هزار نفر مى‏رسد و ممكن است در آينده و طى تحولات گوناگون، نيروهاى‏

______________________________
(1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه: بازشناسى طيفى از جريان‏هاى دينى، ص 76؛ مهدى عباس‏زاده فتح‏آبادى، «القاعده پس از 11 سپتامبر»، ص 156؛ جمعى از نويسندگان، كتاب آسيا (5) ويژه مسائل پاكستان، ص 39، 40، 189، 190، 245 و 249.

(2). بروس رايدل، «بازگشت القاعده»، فارين افبرز، مى- ژوئن 2007، به نقل از: جواد جمالى، آينده اسلام‏گرايى در پاكستان، ص 7. براى اطلاع از مهم‏ترين افراد و گروه‏هاى وابسته به القاعده در جهان، نك: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 94- 102 و عبدالله عليخانى، امنيت بين‏الملل، ص 197- 199.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 60

بيشترى به القاعده ملحق شوند و اهداف و برنامه‏هاى آنها نيز در سطح جهانى گسترش يابد.[14] چنان‏كه اشپيگل نيز به نقل از برخى رهبران ارشد القاعده، مراحل رسيدن به آرمان‏هاى القاعده و اهداف عملياتى‏شده آنها را پس از يازده سپتامبر، به ترتيب زير بيان كرده است:

مرحله نخست، بيدارسازى است كه از سال 2001 تا 2003 م. (از 11 سپتامبر تا سقوط صدام) طول مى‏كشد. بر اين اساس، هدف حمله 11 سپتامبر، تحريك آمريكا براى اعلان جنگ عليه جهان اسلام و در نتيجه، بيدارسازى مسلمانان بوده است. استراتژيست‏هاى القاعده، مرحله نخست را موفق ارزيابى كرده‏اند.

مرحله دوم، گشودن چشم‏هاست كه تا 2006 م. ادامه مى‏يابد. در اين دوره، القاعده مى‏خواهد «سازمان» به «جنبش» تبديل شود. آنها در اين مقطع بر بسيج كردن مردان جوان سرمايه‏گذارى مى‏كنند و عراق بايد مركز تمام عمليات‏هاى جهانى قرار گيرد تا سپاهى در آن ايجاد و پايگاه‏هايى در سراسر كشورهاى عربى تأسيس شود.

در مرحله سوم، كه طى سال‏هاى 2007 تا 2010 م. خواهد بود، رزمندگان مستقر در عراق به آمادگى مى‏رسند و بر سوريه متمركز مى‏شوند. در اين مرحله، حمله به تركيه و اسرائيل پيش‏بينى شده است و آنها اميدوارند كه با اين حملات، مشهور و محبوب شوند. در ضمن، كشورهاى همسايه عراق نيز در خطر خواهند بود.

مرحله چهارم، طى سال‏هاى 2010 تا 2013 م. دنبال مى‏شود. مهم‏ترين هدف در اين مرحله، فروپاشى حكومت‏هاى منفور عرب است و اين موضوع، رشد پايدار القاعده را در پى خواهد داشت. آنها در اين دوره، حمله عليه اقتصاد آمريكا و لوله‏هاى نفت را صورت خواهند داد.

______________________________
(1). مهدى عباس‏زاده فتح‏آبادى، «القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأكيد بر عراق)»، فصل‏نامه سياست، دوره 40، ش 2، ص 154 و 155.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 61

مرحله پنجم، كه بين سال‏هاى 2013 تا 2016 م. قرار دارد، دوره اعلام «خلافت اسلامى» است. در اين دوره، اسرائيل بسيار ضعيف مى‏شود و حتى مى‏توان نظم نوين جهانى را اعلام كرد.

در مرحله ششم، كه بعد از اعلام خلافت اسلامى قرار دارد، زمان رويارويى مطلق سپاه اسلام با غير آن در 2016 م. فرا مى‏رسد.

مرحله هفتم در 2020 م. و با پيروزى مسلمانان و تأسيس خلافت جهانى اسلام آغاز مى‏شود.[15]

قطع نظر از صحت و سقم اين مرحله‏سازى، مشخص است كه به مواردى از آن تاكنون جامه عمل پوشانده شده است. بنابراين، شناخت مبانى كلامى القاعده در اين زمينه مى‏تواند بيشتر راه‏گشا باشد.

بنيادهاى فكرى القاعده‏

القاعده و رهبران آن، كه همگى از مسلمانان اهل‏سنت‏اند و قرائتى افراطى و متعصبانه از اسلام دارند، در طول حيات خود با جريان‏هاى گوناگونى در مصر، عربستان، پاكستان و افغانستان ارتباط داشته‏اند، اما به طور خاص، هرچند اعضاى عادى اين گروه راديكال، گرايش‏هاى افراطى ضدشيعى با رگه‏هاى فكرى وهابى و تفكر افراطى سلفى دارند،[16] ولى رهبران القاعده، بيشتر تحت تأثير تفكر حاكم بر جريان‏هاى اخوانى مصر قرار دارند. بر اين اساس، بسيارى از رهبران و جريان‏هاى سلفى مصرى به عضويت رسمى القاعده درآمده‏اند، يا از القاعده حمايت كرده‏اند؛[17] هرچند برخى از آنها در ادامه‏

______________________________
(1). خادم الشريف، ايران 19/ 6/ 1384، به نقل از: محمد مصلحى، «كالبد شكافى تفكر وهابيت و القاعده»، سايت مركز اسناد انقلاب اسلامى:

http:// islamworld 0202. persian blog. ir/ post/ 655.

(2). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 473.

(3). براى اطلاع از افراد و گروه‏هاى مهم القاعده يا همكار آنها كه اكثرشان از اعضاى سازمان الجهاد يا جماعت اسلامى مصر هستند، نك: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 67- 71، 26- 56 و 89- 93.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 62

از القاعده فاصله گرفته‏اند و با نوشتن كتاب و مقاله، از عملكرد القاعده انتقاد كرده‏اند.[18]

در اين ميان، عبدالله عَزام فلسطينى‏تبار، نظريه‏پرداز اصلى القاعده، اساساً به جريان اخوان‏المسلمين مصر[19] وابسته بود و بيشتر با پيروى از افكار سيد قطب و ابن‏تيميه، به تعريف كفر و ايمان و جهاد و حكومت و مسائل كلامى ديگر مى‏پرداخت، اما او از نظر خط مشى سياسى با رفتار مسالمت‏آميز اخوانى‏هاى مصر موافق نبود، بلكه تحت تأثير جريان‏هاى افراطى مصر، جهاد و مبارزه را تنها راه دست‏يابى به حكومت اسلامى و نابودى كفار مى‏دانست. در همين راستا، او با همكارى افرادى در مصر و فلسطين براى سامان‏دهى جبهه مبارزه عليه اسرائيل فعاليت مى‏كرد، هرچند به دلايل گوناگون، از جمله اختلافات سياسى و فكرى موجود در ميان رهبران مبارز در فلسطين و مصر، به انجام اين كار موفق نشد. هم‏زمان، آغاز جهاد در افغانستان بهانه‏اى شد تا او بتواند به دور از اختلافات موجود در زادگاهش، از طريق افغانستان اهداف خود را پى‏گيرى كند.[20] او با نوشتن ده‏ها عنوان كتاب و مقاله و ارائه سخنرانى‏ها و بيانيه‏هاى گوناگون در وصف جهاد و ضرورت بيدارى اسلامى، شمار زيادى از اهل‏سنت، به خصوص نسل جوان، را تحت تأثير قرار داد. مجله «الجهاد» او، كه در پيشاور منتشر مى‏شد، و نيز كتاب‏هاى وى در معرفى جهاد افغانستان براى جهان عرب نقشى بسيار مؤثر داشت، تا جايى كه بيشتر رهبران معاصر سلفيه جهادى و القاعده نيز از افكار وى تأثير پذيرفته‏اند؛ از جمله، بن‏لادن، ايمن الظواهرى، ابوحفص، خطاب (فرمانده عرب‏تبار چچن)، ابوسياف (رهبر جماعت اسلامى چچن)، ابوسياف فليپينى، ابوهانى‏

______________________________
(1). نك: همان، ص 153- 154.

(2). عبدالله عزام از تمامى اخوانى‏ها به عنوان برادران خود ياد مى‏كند؛ عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 38.

(3). همان، ص 24 و 25.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 63

(از فرماندهان القاعده در سومالى كه نقش محورى در ترور احمدشاه مسعود داشته است)، ابوهاجر (از ياران نزديك عبدالله عزام كه در آمريكا زندانى است) و بسيارى ديگر، تماماً از كسانى بودند كه كم‏وبيش از خط فكرى عبدالله عزام پيروى مى‏كردند.[21]

شواهد نشان مى‏دهد كه آثار عزام براى بسيارى از جوانان در زمان تشكيل القاعده، مطلوبيت زيادى داشته است و به احتمال زياد، هم‏اكنون نيز همين آثار در دست بسيارى از افراد با ترجمه‏هاى مختلف موجود باشد، همچنان‏كه سايت رسمى به نام عبدالله عزام، كه هم‏اكنون از سوى برخى از جريان‏هاى القاعده اداره مى‏شود، تمام متن آثار او را در دسترس همگان گذاشته است. در اين نوشتار نيز از همان متن‏هاى موجود در سايت، براى تبيين ديدگاه‏هاى عبدالله عزام استفاده شده است.

ايمن الظواهرى (متولد 1951 م.)، يكى ديگر از نظريه‏پردازان اصلى القاعده است كه در برنامه‏ريزى‏هاى اساسى بن‏لادن و تحول فكرى القاعده نقش مهمى داشته است.[22] مانند عزام، بيشتر تحت تأثير افكار سيد قطب، به خصوص كتاب فى ظلال القرآن او، قرار داشت‏[23] و سيد قطب، مهم‏ترين مرجع علمى او به شمار مى‏آمد. به همين جهت، اعدام سيد قطب، ظواهرى را بسيار متأثر كرد و او در پى آن با همكارى دوستان مدرسه‏اى خود، سازمان «الجهاد» را براى مبارزه با حكومت مصر تأسيس كرد،[24] اما به سبب تحركات تندروانه برخى اعضاى «الجهاد» و اتهام آنها به ترور انورسادات (رئيس‏جمهور مصر)، بيش از هزار نفر از اعضاى الجهاد، از جمله ظواهرى، در

______________________________
(1). وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 58- 59.

(2). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 65.

(3). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 39؛ سيد قطب بر جنبه‏هاى عملى عقيده اسلامى تأكيد داشت و معتقد بود هر مؤمن براى انجام دادن وظايف دينى خود به عنوان خليفه الاهى در زمين، موظف است آنچه را باور دارد، در عمل تحقق ببخشد؛ سيد قطب، ويژگى‏هاى ايدئولوژى اسلامى، ترجمه سيد محمد خامنه‏اى، ص 20، به نقل از: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 31.

(4). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 12 و 13؛ براى اطلاع بيشتر از سازمان الجهاد و جماعت اسلامى مصر، نك: محمود اسماعيل، سلفى‏ها، ص 81- 87.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 64

1981 م. دستگير و محاكمه شدند.[25] پس از دو سال تفتيش و محاكمه، بسيارى از آنها، از جمله الظواهرى، آزاد و از مصر اخراج شدند.[26] پس از آن، با وجود اصل اولى جهاد و مبارزه در نظام فكرى ظواهرى، موانع موجود، او را مجبور كرد تا فعاليت‏هاى جهادى را متوقف كند و بيشتر از راه رسانه و چاپ كتاب‏ها و مقالات به نشر افكار خود بپردازد.[27] او پس از حضور در افغانستان، اين كشور را مناسب‏ترين مكان براى سامان‏دهى عمليات جهادى تشخيص داد.[28] ضمن آنكه حضور بن‏لادن و عبدالله عزام با اهداف جهادى و سياسى مشترك با ظواهرى، فرصت مناسبى براى تحقق رؤياهاى وى به شمار مى‏آمد.[29] وى در طول حضور در افغانستان، روابط نزديكى با بن‏لادن برقرار كرد و از نظر فكرى نيز هر كدام از ديگرى تأثير پذيرفته بودند.[30] برخى معتقدند هم‏پيمانى آن دو براى مبارزه عليه آمريكا و اسرائيل، پيش از آمدن به افغانستان در مصر صورت گرفته بود.[31] تأثيرپذيرى القاعده و بن‏لادن از الظواهرى و ساير رهبران فكرى جماعت اسلامى و سازمان الجهاد مصر تا آنجا اهميت داشته است كه برخى گفته‏اند: «بدون رهبرى فكرى سلفيان اخوانى مصرى، اساساً شكل‏گيرى جريانى به نام القاعده امكان‏پذير نبود».[32]

با وجود آنكه بن‏لادن بيشتر به علت تحصيلات آكادميك در رشته اقتصاد و تجارت، برنامه‏ريزى‏هاى جهادى و سرمايه‏هاى ميلياردى‏اش، بيش از ديگر رهبران مورد توجه‏

______________________________
(1). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 16، 23، 35 و 36؛ محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 41.

(2). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 55.

(3). همان، ص 16.

(4). همان، ص 95 و 96.

(5). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 67.

(6). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 47.

(7). همان، ص 129 و 130.

(8). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 89.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 65

جامعه جهانى بود،[33] اما از نظر فكرى و اعتقادى، اعضاى القاعده بيشتر تحت تأثير عبدالله عزام قرار دارند تا بن‏لادن. زيرا بن‏لادن نه اطلاعات مذهبى عزام را داشت و نه از بيان شيواى او بهره‏مند بود. همچنان‏كه هيچ اثر مكتوبى، جز شمارى از بيانيه‏ها و سخنرانى‏هاى عمومى از بن‏لادن به جا نمانده است. حتى چنان‏كه اشاره شد، شخص بن‏لادن نيز از افكار عبدالله عزام تأثير پذيرفته بود و عزام از بن‏لادن براى رسيدن اهداف خاص خود در افغانستان استفاده مى‏كرد، تا جايى كه گفته شده است بن‏لادن تحت تأثير عزام، به جاى مبارزه با كشورهاى عربى، جهاد خود را عليه شوروى و سپس غرب متمركز كرده بود.[34]

افزون بر تأثيرپذيرى بن‏لادن از عزام و ظواهرى، او از محمد قطب (برادر سيد قطب معروف)، استاد دانشگاه ملك عبدالعزيز جده، كه بيشتر افكار برادر خود را ترويج مى‏كرد، نيز تأثير پذيرفته بود. زيرا مدتى بن‏لادن در همين دانشگاه جزء شاگردان محمد قطب به شمار مى‏رفت.[35] بنابراين، تأثير بن‏لادن از افكار سيد قطب به صورت غيرمستقيم است.

از طرف ديگر، رابطه اعتقادى القاعده با وهابيت نيز انكارشدنى نيست. زيرا عبدالله عزام با تأكيد بر عقايد ظاهرگرايى سلفى، به آراى كلامى ابن‏تيميه و علماى وهابى عربستان احترام خاصى مى‏گذاشت. بر اين اساس، او ساختن گنبد و ساختمان بر قبرها،[36] زيارت قبور، توسل و غيره را شرك مى‏دانست و مردم افغانستان را به دليل پرداختن به اين‏گونه مسائل، پيوسته نكوهش مى‏كرد، تا جايى كه مردم افغانستان با

______________________________
(1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 132- 133، 376 و 475؛ محمد مصلحى، «كالبدشكافى تفكر وهابيت و القاعده»، سايت مركز اسناد انقلاب اسلامى:

http:// islam world 0202. pers ianblog. ir/ post/ 655/.

(2). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 129؛ وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 63.

(3). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 59.

(4). البته وى در موردى گفته است كه به اتفاق علماى مذاهب اربعه، ساختن بنا براى شهرت و زينت حرام است و بايد از بين برود و اگر براى استحكام باشد، مكروه است؛ عبدالله عزام، فى الجهاد آداب وأحكام، ص 26 و 27.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 66

بدبينى به وى و همراهانش، آنها را عامل ترويج وهابيت در افغانستان مى‏دانستند. عزام نيز با نگرانى از فضاى ضديت با عرب- افغان‏ها به اتهام وهابيت، افغان‏ها را مردم جاهل و ناآگاه از حقيقت وهابيت مى‏دانست و معتقد بود كه آنان، تحت تأثير تبليغات «بريلويان» و رسانه‏هاى غربى، به خصوص راديو «بى. بى. سى.»، از وهابيت متنفرند، تا جايى كه وهابيان را بدتر از كلب و خنزير، و يهود و نصارا را برتر از آنان مى‏دانند.[37] در عين حال، وى به تفصيل از كرامات جهاد و مجاهدان در افغانستان سخن مى‏گويد و كتاب آلاء الرحمن فى جهاد الأفغان را تماماً در اين زمينه تدوين كرده است و اعتراض كسانى كه نقل كرامات را نوعى بدعت و خرافات مى‏دانستند، ناشى از ناآگاهى آنها مى‏داند. زيرا معتقد است مشابه اين كرامات در سيره صحابه و در زمان پيامبر (ص) فراوان نقل شده است.[38]

بن‏لادن نيز، هرچند تا اندازه‏اى از افكار سيد قطب و اخوانى‏هاى مصر تأثير پذيرفته بود، اما رشد او در محيط وهابيت عربستان، حمايت گسترده وهابى‏ها از وى و پيوستن نيروهاى وهابى عربستان به صفوف سازمان او را نيز نمى‏توان ناديده گرفت. بنابراين، درست است كه در صورت نبودن تفكر جريان‏هاى مصرى، ممكن بود القاعده به اين شكل به وجود نيايد، اما از آن طرف، بدون حمايت‏هاى وهابيت و عربستان، بن‏لادن تنها با تكيه بر سرمايه‏ها و نيروهاى خود نمى‏توانست به موفقيت‏هاى گسترده دست يابد. تحت تأثير اين حمايت‏ها و حضور مستقيم نيروهاى وهابى در سازمان القاعده و تشابه فكرى برخى رهبران اخوانى با وهابيت، تأثيرپذيرى از وهابيت نيز حداقل در نيروهاى عادى القاعده قابل توجيه خواهد بود. چنان‏كه طبق گزارش‏ها، بيشتر مطالعات اعضاى القاعده نيز بر محور آثار ابن‏تيميه و سيد قطب، به طور هم‏زمان صورت‏

______________________________
(1). عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 6، 31، 34 و 70.

(2). عبدالله عزام، آلاء الرحمن فى جهاد الأفغان، ص 4 و 12.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 67

مى‏گيرد،[39] اما در مجموع، بايد ميان روابط سياسى و اعتقادى اين جريان‏ها با يكديگر و نوع نگرش آنها به افراد مختلف، تفاوت گذاشت؛ به اين معنا كه رهبران القاعده، بيشتر از افكار ابن‏تيميه متأثر بودند تا محمد بن عبدالوهاب، هرچند آشنايى نيروهاى عادى القاعده با تفكر ابن‏تيميه، تنها با تفسير وهابيت ميسر بود.

مبانى كلامى القاعده‏

احكام و فتاواى القاعده و گروه‏هاى افراطى مشابه آن در توجيه كشتن مخالفان از مسلمانان و غيرمسلمانان، بر محور اين امور متمركز است: «جهاد»، «جامعه جاهلى»، «جاهليت»، «حكم راندن بغير ما أنزل‏الله»، «حاكميت خدا»، «دارالحرب و دارالاسلام»، «وجوب خروج بر ضد حاكم جائر» و «خروج حاكم از حدود اسلام».[40] آنها به تأسى از سلفى‏هاى مصر، دموكراسى را كفر مى‏دانند و تنها به تشكيل حكومت دينى با تفسير خاص خودشان معتقدند.[41]

شرح و تفسيرهاى رهبران القاعده براى هر كدام از موضوعات فوق تحت تأثير تحولات جهان اسلام، فراز و نشيب‏هايى از نظر سعه و ضيق داشته است، اما در مجموع، «جهاد»، «حكومت»، «تكفير»، «ولايت و برائت»، «دارالاسلام و دارالكفر» و «ضرورت هجرت»، اصلى‏ترين مبانى كلامى القاعده است كه در اينجا از آنها بحث خواهد شد.

  1. توحيد حاكميت‏

مبدأ حاكميت، مهم‏ترين و محورى‏ترين تفكر القاعده است؛ به اين معنا كه حاكميت فقط از آن خداوند است و تنها مرجع معتبر در قوانين و دستورها، شريعت اسلامى است كه از كتاب و سنت به دست آمده باشد. اين تفكر، كه پيش از آن، رهبران اخوانى‏

______________________________
(1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 170 و 477.

(2). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 145.

(3). مصطفى زهران و ديگران، سلفى‏گرى در مصر، ترجمه صغرى روستايى، ص 98- 100 و 198- 208.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 68

مصر بر آن تأكيد مى‏كردند،[42] القاعده را شديداً تحت تأثير قرار داده بود. افرادى مانند عبدالله عزام، بر آزادى كامل مسلمانان از سلطه حكومت‏هاى طاغوت و فاسد تأكيد داشتند و اينكه همگان بايد فقط تسليم فرمان الاهى باشند و از شريعت اسلام پيروى كنند كه پيروى از آن نيز، تنها با تشكيل حكومت اسلامى محقق خواهد شد،[43] زيرا حق صدور هر گونه حكم و تشريع به خالق جهان منحصر است و هر قانونى برگرفته از مراجع ديگر، اگر در عرض قانون الاهى يا برتر از آن قرار گيرد، كفر و شرك به خداوند خالق به شمار مى‏آيد و هر كس با چنين نظامى همكارى كند نيز كافر است.[44] البته از نظر آنها، كفر هر شخص به مقتضاى مقام او متفاوت است؛ به اين معنا كه رئيس حكومت و رئيس قضا، قطعاً كافرند. اعضاى مجلس شورا، اگر حكم شرعى را مى‏دانند، ولى در عين حال، قوانين غيرشرعى تصويب مى‏كنند، چنين افرادى قطعاً مسلمان نيستند، اما اگر به احكام شرعى در آن مورد جاهل باشند، كافر نمى‏شوند، زيرا جهل در اصول و فروع، معذوريت مى‏آورد. بنابراين، كسى حق ندارد فرزند خود را براى آموختن چنين قوانينى بفرستد و كسى مجاز نيست كه در ادارات مربوط به اين حكومت، خدمت كند، يا حكم قاضى آن را بپذيرد.[45]

بنابراين، دليل اصلى تأكيد القاعده بر حاكميت شرعى، به مبناى توحيدى آنها باز مى‏گردد. آنها با استناد به آياتى از قرآن معتقدند حاكميت تنها از آن خداست و تلاش خود براى دست‏يابى به حكومت را نيز صرفاً بر مبناى اطاعت مطلق از اوامر الاهى توجيه مى‏كنند.[46] از نظر آنها، اعتقاد به توحيد به نظريه صرفاً كلامى يا عملكرد عبادى و

______________________________
(1). محمود اسماعيل، سلفى‏ها، ترجمه حسن خاكرند و حجت‏الله جودكى، ص 85 و 86.

(2). ابوعباده انصارى، مفهوم الحاكميه فى فكر الشهيد عبدالله عزام، ص 14- 16.

(3). سالم بهنساوى، نقد و بررسى انديشه تكفير، ترجمه سالم افسرى، ص 148 و 363- 383.

(4). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9- 10.

(5). سيد احمد رفعت و عمرو شوبكى، آينده جنبش‏هاى اسلامى پس از 11 سپتامبر، ترجمه ميثم شيروانى، ص 211.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 69

اخلاقى محدود نيست، بلكه تمام ابعاد زندگى سياسى- اجتماعى افراد نيز بايد بر مبناى توحيد شكل بگيرد،[47] زيرا حق صدور هر حكمى منحصر به خالق جهان است‏[48] و هر قانونى برگرفته از مراجع ديگر در عرض قانون الاهى به اجماع مسلمانان، باعث شرك و كفر[49] و خروج شخص از دايره اسلام مى‏شود.[50] زيرا چنين حكمى از مصاديق تحليل حرام و تحريم حلال الاهى است‏[51] كه از معيارهاى اصلى كفر شخص به شمار مى‏آيد.[52] از نظر آنها، تنها كسى مى‏تواند اداره جامعه را به دست بگيرد و قوانين آن را وضع كند كه از تأييد الاهى برخوردار باشد تا حكم او حكم الاهى تلقى شود. از اين جهت، هر حكومتى بدون انتصاب به مبدأ الاهى نامشروع است و قوانين و دستورهاى آن براى هيچ‏كس الزام‏آور نيست و بايد چنين حكومتى ساقط، و به جاى آن حكومت اسلامى تشكيل شود.[53]

الظواهرى با استناد به سخنان سيد قطب معتقد است نزاع اصلى اعتقادى ميان مسلمانان با ديگران بر محور توحيد و به تبع آن، نوع حكومت دور مى‏زند كه آيا نوع حكومت بايد بر اساس شريعت الاهى تشكيل شود يا بر مبناى درك بشرى، يا تلفيقى از آن دو.[54] به اعتقاد وى، حكومت اسلامى با التزام به شريعت اسلامى در قوانين و معاملات خود و ملزم كردن مردم به عمل به شريعت، مى‏تواند ضامن اجراى شريعت‏

______________________________
(1). قُلْ إِنَّ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَحْياى وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ‏ (انعام، آيه 162)؛ عبدالله عزام، التآمر العالمى، ص 37.

(2). إِنِ الْحُكمُ إِلَّا لِلَّه‏ (انعام، آيه 57 و يوسف آيات 40 و 67).

(3). فَلا وَ رَبِّك لا يؤْمِنُونَ حَتَّى يحَكمُوك فيما شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لا يجِدُوا فى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَ يسَلِّمُوا تَسْليماً (نساء، آيه 65).

(4). ابوعباده انصارى، مفهوم الحاكمية فى فكر الشهيد عبدالله عزام، صفحات گوناگون.

(5). اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يشْرِكونَ‏ (توبه، آيه 31).

(6). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9- 10.

(7). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 78 و 81.

(8). همان، ص 40.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 70

اسلامى باشد، در حالى كه حكومت كشورهاى اسلامى، به خصوص در مصر، با حكومت اسلامى مطلوب، تفاوت بنيادى دارد، زيرا نه تنها هيچ يك از احكام شرعى را در جامعه اجرا نمى‏كنند، بلكه پيوسته كارهاى حرام را نيز رواج مى‏دهند.[55]

  1. تشكيل حكومت به شيوه خلافت اسلامى‏

اصلى‏ترين معيار القاعده و سلفيه جهادى براى نوع حكومت اسلامى، خلافت صدر اسلام است. آنها با تفسيرى قشرى از اسلام و خلافت اسلامى، نوعى نظام ساده و ابتدايى را به شيوه خلافت صدر اسلام دنبال مى‏كنند. زيرا تنها در چنين زمانى بود كه حاكم اسلامى به عنوان خليفه پيامبر (ص) و در حقيقت، نماينده اصلى خداوند روى زمين حكومت مى‏كرد. شيوه انتخاب خليفه نيز بايد از طريق شوراى اهل حل و عقد صورت گيرد كه اعضاى آن، لزوماً از ميان علماى هم‏سو با القاعده برگزيده مى‏شود و هر گاه اين عده كسى را به عنوان خليفه پذيرفتند، او مشروعيت داشته و واجب‏الاطاعه است. بر همين اساس، آنها تحقق بخشيدن به خلافت اسلامى را واجب شرعى مى‏دانند كه هر كس به اندازه توان خود بايد براى آن بكوشد؛[56] و طبق وعده الاهى، هر گاه كسى بر مبناى تقوا و عقيده درست اسلامى در اين راه تلاش كند و شرك و بدعت را كنار بگذارد، قطعاً به خلافت در زمين دست خواهد يافت.[57]

تأكيد بر معيار خلافت صدر اسلام، با ابعاد گوناگون آن مورد نظر است؛ از جمله آنكه از حاكم اسلامى به خليفه و از حكومت بايد به خلافت تعبير شود؛ يعنى آنها دقيقاً درصدد احياى شكل ظاهرى خلافت نيز هستند. مهم‏ترين شاخصه‏ها و وظايف‏

______________________________
(1). همان، ص 82 و 83.

(2). لا يكلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها (بقره، آيه 286).

(3). وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْأَرْضِ كمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيمَكنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يعْبُدُونَنى لا يشْرِكونَ بى شَيئاً وَ مَنْ كفَرَ بَعْدَ ذلِك فَأُولئِك هُمُ الْفاسِقُونَ‏ (نور، آيه 55)؛ عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 12 و 14.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 71

حكومت اسلامى، كه از حاكم آن به «اميرالمؤمنين» تعبير مى‏شود، اين است كه از آموزه‏هاى دينى بر مبناى اصول مورد اجماع سلف محافظت كند، اختلافات مردم را با روش عادلانه برطرف كند، امنيت مرزهاى اسلام را با قوت و قدرت تأمين كند تا مردم با آرامش، زندگى، مسافرت و تجارت كنند و دشمنان اسلام نيز جرئت تجاوز به كشور اسلامى را نداشته باشند. همچنين، حاكم اسلامى بايد به منابع مالى اسلامى، مانند صدقات و غيره رسيدگى كند و با استفاده از افراد امين و با توجه به تجربيات بزرگان و نيز نظارت مستقيم بر اجراى كارها، كشور اسلامى را به نحو احسن اداره كند.[58]

  1. مشروعيت نداشتن دموكراسى‏

در انديشه سياسى القاعده، نظام‏هاى سياسى موجود، به كلى مطرود و غيرمشروع‏اند و روش رايج كنونى جهانى براى تعيين حاكم از جانب مردم و با دخالت آنها و حضور احزاب، به هيچ وجه براى رهبران آنها پذيرفتنى نيست. به اعتقاد آنها، دموكراسى به اين دليل كه مردم را مرجع اصلى دانسته است و حق قانون‏گذارى را به مردم و وكلاى آنها مى‏دهد و نيز بر آزادى عقيده و بيان استوار است و منادى تفكيك دين از سياست است، كاملًا با اسلام مغايرت دارد.[59] به همين جهت، حكومت بر مبناى دموكراسى با شرك و كفر به خداوند مساوى است. زيرا هدف از تشكيل حكومت، تصميم‏گيرى در تمام امور زندگى مردم و هدايت جامعه به سوى كمال و سعادت ابدى است و اين هدف بزرگ، تنها از سوى خداوند و راهنماى او قابل تحقق است، و مردم نيز موظف‏اند فقط از فرمان‏هاى الاهى اطاعت كنند. حال آنكه در حكومت مبتنى بر دموكراسى، حق حاكميت از خداوند سلب شده است و در عرض حاكميت الاهى، اختيار قانون‏گذارى و تعيين حاكم به عامه مردم سپرده شده است. از طرفى، حاكم نيز از طرف افراد عادى جامعه تعيين مى‏شود كه او نيز از ابعاد هدايت جامعه و كمال انسانى ناآگاه است و حاكميت‏

______________________________
(1). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 13.

(2). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 479 و 480.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 72

چنين فردى كه از تصميم‏گيرى براى هدايت جامعه عاجز است، جامعه را به گمراهى و تباهى مى‏كشاند.[60]

از نظر آنها، طبيعت و ماهيت حكومت اسلامى به طور كامل با ماهيت حكومت دموكراتيك فرق دارد و آميختگى ميان دموكراسى و شريعت الاهى محال است. زيرا دموكراسى با سكولاريزم غربى كافر مساوى است كه با شروط اسلامى براى حكومت تناسبى ندارد. ضمن آنكه در قالب دموكراسى، تفكر فلسفى غربى بر نظام سياسى مسلمانان حاكم مى‏شود و باعث كنار گذاشتن شريعت خداوند و جايگزين كردن نظام كفرآميز به جاى آن و تثبيت طرح جدايى دين از حكومت و سياست مى‏شود كه در نتيجه آن، مردم مجبورند به جاى پرستش خداوند و تسليم بودن در برابر قوانين الاهى، از سلايق فردى انسان، احزاب و گروه‏ها پيروى و آنها را پرستش كنند.[61]

  1. ضرورت جهاد و قيام مسلحانه براى تشكيل حكومت‏

جهاد، اساسى‏ترين راهكار رهبران سلفيه جهادى و القاعده براى دست‏يابى به اهداف مورد نظرشان، از جمله تشكيل حكومت اسلامى، و از اركان اصلى آن است.[62] بسيارى از رهبران القاعده، بر اساس رويكرد نص‏گرايى تفكر سلفى خود، جهاد را از مهم‏ترين فرايض الاهى و اصلى‏ترين وظيفه دينى خود مى‏دانند، چنان‏كه سخن‏گوى القاعده به نام «سليمان ابوغيث» مى‏گويد:

خداوند به ما فرمان جهاد داده و ما نيز در راه او جهاد كرديم. خداوند به ما فرمان داد به مستضعفين كمك و يارى برسانيم و ما نيز به مستضعفين يارى رسانديم. خداوند به ما فرمان داد كافرين را به وحشت اندازيم و ما نيز كفار را به وحشت انداختيم. خداوند سبحان به‏

______________________________
(1). شرق الأوسط، لندن، ش 9705، 24 ژوئن 2005 م (به نقل از: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 43 و 44 و عبدالله عليخانى، كتاب امنيت بين‏الملل، ص 281 و 282).

(2). مصطفى زهران و ديگران، سلفى‏گرى در مصر، ص 198- 208.

(3). عبدالله عزام، التآمر العالمى، ص 38 و 56.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 73

ما فرمان داده با امامان و پيشوايان كفر بجنگيم و معتقديم كه ما دين خداوند را يارى كرديم و معتقديم كه ما فرياد و نداى مستضعفين فلسطين، چچن و غيره را در تمام نقاط جهان اجابت كرديم و توانستيم رأس هرم كفر را كه به شبانه‏روز و به شكل آشكار خصومت و دشمنى خود را با اسلام بيان مى‏كند، هدف قرار دهيم.[63]

بن‏لادن با استناد به آيات قرآن درباره جهاد، بر مشروعيت جهاد تأكيد مى‏كرد و معتقد بود جهاد واجب عينى است و اگر كسى نتواند به مجاهدان بپيوندد، گناه كبيره‏اى را مرتكب شده است. او مهم‏ترين وظيفه مؤمن را پس از ايمان آوردن، دفع دشمن متجاوز مى‏دانست و اينكه تمام امت بايد امكانات، فرزندان و پول خود را به نبرد با كفار و بيرون راندن آنها از سرزمين‏هاى اسلامى اختصاص دهد.[64] أيمن الظواهرى نيز جهاد و مقاومت مسلحانه را يگانه راه ساقط كردن حكومت‏هاى نامشروع و جايگزينى آنها با حكومت اسلامى مى‏داند.[65]

مهم‏ترين نظريه‏پرداز القاعده در زمينه جهاد، عبدالله عزام است كه در آثار خود بيش از همه بر اهميت، ضرورت و شرايط جهاد تأكيد دارد. مهم‏ترين نظريه عبدالله عزام، گسترش فرهنگ جهاد و شهادت با هدف تشكيل حكومت اسلامى بود، تا جايى كه او را احياگر فرهنگ جهاد در عصر حاضر دانسته‏اند.[66] بر همين اساس، آنها معتقدند تنها راه تغيير نظام‏هاى فاسد و جاهلى و طاغوت و بازگشت به نظام سياسى اسلامى، جهاد است. لذا هر راه ديگرى را جهت برپايى نظام خلافت اسلامى رد مى‏كنند؛ مانند وارد شدن در پارلمان، آموزش و پرورش، قيام‏هاى مردمى مسالمت‏آميز، يا گسترش آرام تفكر اسلامى و غيره. به همين جهت، آنها با رويكرد مسالمت‏آميز اخوانى‏ها در مصر مخالفت‏

______________________________
(1). «نوروز، آخرين پيام ماهواره‏اى رهبران القاعده»، 138 (به نقل از: جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 477)

(2). عبدالله عليخانى، كتاب امنيت بين‏الملل، ص 293.

(3). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 78 و 81.

(4). التآمر العالمى، مقدمه ناشر.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 74

مى‏كردند. چنان‏كه ايمن الظواهرى با انتقاد از اخوان‏المسلمين گفته بود: «به جاى اينكه جوانان را براى جهاد به صف كند، آنان را به صف‏هاى انتخابات مى‏فرستد».[67]

همچنين القاعده، ضمن مخالفت با نظام روحانيت اسلامى، سلسله مراتب آن را كه آيين‏ها و روند مشخصى براى انتقال دينى داشتند، ناكارآمد و حتى گاهى زيان‏بار مى‏دانستند. مهم‏ترين انتقادهاى القاعده، به سكوت روحانيان در قبال مسائل سياسى و كوتاهى در انجام دادن مسئوليت‏هاى اجتماعى اسلام، همانند امر به معروف و نهى از منكر و رويكرد درون‏نگرى و صرف وقت در مسائل علمى محض آنان باز مى‏گردد. زيرا از نگاه القاعده، راهكارهاى دينى موجود در نظام روحانيت براى احياى دين، نمى‏تواند پاسخ‏گوى مشكلات و دغدغه‏هاى سياسى- اجتماعى مسلمانان باشد، بلكه بايد با قيام‏هاى مسلحانه، نظريه‏هاى اسلامى را عيناً در جامعه تحقق بخشيد. به همين جهت، بنيادگرايى از نوع القاعده آن، معمولًا خارج از نظام روحانيت و حتى به عنوان راهكار جايگزين، شكل گرفته است؛[68] هرچند تحت تأثير تحولات گوناگون جهان اسلام، در ادامه حداقل برخى روحانيان نيز به صف آنها پيوسته‏اند، همچنان‏كه شمار زيادى از نيروهاى آنها نيز از ميان طيف جوان كم‏تجربه‏اى تشكيل شده است كه در نظام روحانيت تحصيل كرده‏اند.

به طور كلى، القاعده جريان بنيادگراى تندرو است كه براى تغيير وضعيت موجود نامطلوب، معمولًا از راهبردهاى فورى بهره مى‏گيرند و براى رسيدن به اهداف خود، از به كار بردن هيچ خشونتى ابايى ندارند. زيرا به اعتقاد آنها، با وارد كردن ضربه‏هاى مؤثر و فورى، بهتر مى‏توان به اهداف مورد نظر در زمان كوتاه دست يافت. همچنان‏كه بيانيه‏ها، سخنرانى‏ها و آثار منتشرشده القاعده و سلفيه جهادى، تماماً حكايت از آن دارد

______________________________
(1). بنيادگرايى و سلفيه، ص 301.

(2). همان، ص 297 و 298.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 75

كه آنها بر اصل واكنشى بودن رويكرد خود تأكيد دارند و به هيچ وجه با روش‏هاى مسالمت‏آميز كنار نمى‏آيند.[69]

  1. دارالحرب و دارالاسلام‏

در تفكر القاعده و سلفيه جهادى، دارالاسلام سرزمينى است كه اداره سياسى آن به دست مسلمانان است و بر مبناى قوانين اسلام اداره مى‏شود، هرچند ممكن است بيشتر جمعيت آن را غيرمسلمانان تشكيل دهند.[70] رئيس دولت آن نيز از راه بيعت شرعى امت برگزيده شده است و هدف آن، تطبيق شريعت، حمايت از دين الاهى و ايجاد امنيت براى دين، جان، ناموس و اموال مردم است.[71] دارالحرب، سرزمينى است كه قوانين اسلام در آن اجرا نمى‏شود؛ يا سرزمينى است كه تعامل آن با كشورهاى ديگر، بر اساس احكام اسلام صورت نمى‏گيرد، هرچند بيشتر جمعيت آن را مسلمانان تشكيل دهند.

از نظر رهبران القاعده، معيار اصلى و دقيق در شناخت دارالاسلام و دارالحرب، قوانين آن است؛ اگر قوانين اسلام بر آن حاكم باشد، دارالاسلام است وگرنه دارالحرب به شمار مى‏آيد. هر سرزمين دارالاسلام، دارالعدل نيز به شمار مى‏آيد، زيرا قوانين اسلام، مساوى با عدالت است و هر دارالحرب، كافر، ظالم و فاسق‏[72] محسوب مى‏شود. عبدالله عزام، افغانستان زمان اشغال شوروى را ميان دارالحرب و دارالاسلام مى‏دانست. زيرا قوانين اسلامى در آن نه كاملًا تعطيل شده بود و نه در تمام موارد اجرا شد.[73]

به اعتقاد آنها، تمام مسلمانان در قبال دارالاسلام، مسئوليت‏ها و وظايفى دارند كه بايد انجام دهند؛ از جمله جهاد براى دفاع از دارالاسلام، بر مسلمانان ساكن آن‏

______________________________
(1). همان، ص 341، 297- 298، 303- 307 و 353.

(2). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9.

(3). همان، ص 14.

(4). وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الْكافِرُونَ‏ (مائده، آيه 44)؛ ... هُمُ الظَّالِمُونَ‏ (مائده، آيه 45)؛ وَ ... هُمُ الْفاسِقُونَ‏ (مائده، آيه 47).

(5). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9- 11.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 76

واجب عينى است و اگر توانايى آنها ضعيف باشد، بر مسلمانان كشورهاى همسايه آن نيز جهاد واجب عينى مى‏شود و همين‏طور با حفظ مراتب فاصله، وجوب عينى جهاد به مسلمانان كشورهاى ديگر نيز سرايت مى‏كند تا آنكه ممكن است در شرايط خاصى، بر تمام مسلمانان، جهاد براى دفاع از دارالاسلام واجب عينى شود، اما اگر دشمن بر دارالاسلام مسلط شده باشد، تمام مسلمانان آن عصر بايد براى بيرون راندن آن جهاد كنند و اگر موفق نشدند، وجوب عينى جهاد بر هر مسلمان نسل بعدى انتقال مى‏يابد و تا وقتى آن سرزمين آزاد نشود، اين وجوب ساقط نمى‏شود.

به همين جهت، عبدالله عزام معتقد است تمام مسلمانان وظيفه دارند اندلس، سمرقند، بخارا، فلسطين و غيره را از غيرمسلمانان بازپس گيرند؛ و از آنجايى كه به خاطر ضعف و سستى مسلمانان، هنوز اين قيام عمومى صورت نگرفته است، همگان گنهكارند.

يكى از وظايف مهم مسلمانان در برابر دارالاسلام، ضرورت مهاجرت به آن به عنوان واجب كفايى است؛ به اين معنا كه هر كس بايد در حد تخصص خود براى خدمت به دارالاسلام اعلام آمادگى كند و اگر رئيس حكومت و ديگر نهادها به حضور او نياز داشتند، بايد به آن سرزمين مهاجرت كند و در حوزه تخصص خود به آن كشور مشغول خدمت شود. علت ديگر ضرورت هجرت به دارالاسلام، دست‏يابى به زمينه مناسب براى انجام دادن تكاليف شرعى است و كسى كه نمى‏تواند در ميان مشركان به وظايف دينى خود عمل كند، بايد به جايى كه اين امكان برايش فراهم است، مهاجرت كند. زيرا از نظر فقهى، دارالحرب حتى صلاحيت اجراى احكام و حدود را ندارد و بر فرض اجرا، حكم حاكم غيراسلامى آن مشروعيت ندارد.[74]

______________________________
(1). همان، ص 10.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 77

  1. هجرت و جهاد

سلفيه جهادى با استناد به آياتى از قرآن كريم، هجرت، به خصوص هجرت براى جهاد را وظيفه همگانى، بزرگ‏ترين نعمت و عامل سعادت دنيا و آخرت مى‏دانند[75] و معتقدند جهاد بدون هجرت امكان‏پذير نيست و جهاد و مهاجرت در كنار هم تا قيامت ادامه دارد و به زمان خاصى محدود نيست. چنان‏كه پيامبر (ص) از كسانى كه هجرت نمى‏كنند و در كنار مشركان سكونت مى‏كنند، بدون آنكه بتوانند مناسك دينى خود را انجام دهند، بيزارى جسته است.[76]

از نگاه عبدالله عزام، موارد هجرت عبارت است از: هجرت و جهاد با هدف حفظ ناموس مسلمانان، زيرا حفظ ناموس هر فرد مسلمان بر همگان واجب است.[77] هجرت براى جهاد و مبارزه با كفار با تأكيد بر اينكه تا وقتى كفار دست از كشتار مسلمانان برنداشته‏اند و خورشيد اسلام از غرب طلوع نكرده است، جهاد ادامه مى‏يابد؛ هجرت از «دارالخوف» به «دارالأمن» و از «دارالكفر» به «دارالايمان»، مانند هجرت مسلمانان از مكه به مدينه و هجرت از دارالفسق به مكانى كه فسق و شرارت آن كمتر است؛ يعنى هر گاه فساد دينى در كشورى راه يافت، هر مسلمانى بايد به دنبال محل اقامت ديگرى باشد كه خير بيشترى دارد و در آنجا آسان‏تر مى‏تواند وظايف دينى خود را انجام دهد و تنها در مواردى بسيار ضرورى، از باب اكل ميته، مجاز است در كشور فاسد زندگى كند.[78]

______________________________
(1). انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكمْ وَ أَنْفُسِكمْ فى سَبيلِ اللَّهِ ذلِكمْ خَيرٌ لَكمْ إِنْ كنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏ (توبه، آيه 41)؛ فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّى لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكمْ مِنْ ذَكرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فى سَبيلى وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ‏ (آل‏عمران، آيه 195؛ و نك: بقره، آيه 218؛ انفال، آيات 72، 74 و 75؛ توبه، آيه 20؛ نحل، آيات 41 و 110 و حج، آيه 58). احاديث نبوى كه به آن استناد شده است، عبارت‏اند از: «إن الهجرة لا تنقطع ما دام الجهاد»، (صحيح الجامع، حديث 1987 و نك: صحيح مسلم، حديث 1720 و صحيح الجامع، حديث 2815).

(2). عبدالله عزام، إتحاف العباد بفضائل الجهاد، ص 8؛ همو، التآمر العالمى، ص 13.

(3). همان، ص 14.

(4). عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 46.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 78

وى با تأكيد بر ضرورت، اهميت و فضيلت هجرت براى جهاد از نظر اسلام، زمينه را براى مهاجرت شمار زيادى از جوانان عرب براى جهاد افغانستان فراهم كرد و اين كار باعث اعتراض خانواده‏ها به وى شد. اما عزام اعلام كرد كه او كسى را به اجبار از خانه‏اش بيرون نياورده است، بلكه او تنها وظيفه شرعى مسلمانان را بيان كرده است.[79]

  1. ولايت و برائت‏

«ولايت» و «برائت»، از معيارهاى مهم القاعده در تعامل يا تقابل با جهان و مسلمانان است. ولايت و برائت به اين معنا كه بايد تنها با اهل توحيد و كسانى كه هم‏فكر و هم‏سو با آنها هستند، دوستى داشته باشيم و از ديگران، اعم از كفار و كسانى كه به نوعى با كفار همكارى دارند و نيز مخالفان سياسى و مذهبى، تبرى بجوييم، هرچند آن كس از وابستگان نزديك شخص باشد.[80] تقسيم كشورها به دارالحرب و دارالاسلام از سوى آنها بر همين مبناست، زيرا دوستى با دارالاسلام و دشمنى با دارالحرب لازم است و هر مسلمانى موظف است با دارالاسلام دوستى و محبت داشته باشد و از آن دفاع كند و با دارالحرب دشمن باشد. زيرا دارالاسلام وطن معنوى تمامى مسلمانان است و به همين جهت، هر مسلمانى هرچند ساكن آن نباشد، به ولايت و محبت و دفاع از آن موظف است، اما برعكس، اگر زادگاه شخص دارالحرب باشد، آن سرزمين، كشور فرد مسلمان به شمار نمى‏آيد و به همين جهت، هيچ مسئوليتى در قبال آن ندارد.[81] جهاد و حكومت از نگاه آنها نيز بر همين مبناى تولا و تبرا توجيه مى‏شود. زيرا بر مبناى اصل محبت و دشمنى، جهاد با تمام دشمنان واجب است. از آن طرف، همكارى با دوستان‏

______________________________
(1). همان، ص 12.

(2). لا تَجِدُ قَوْماً يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيوْمِ الْآخِرِ يوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِك كتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِى اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِك حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏ (مجادله، آيه 22؛ و نك: ممتحنه، آيه 4؛ تحريم، آيه 10)؛ ابو عباده انصارى، مفهوم الحاكمية، ص 12.

(3). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 10.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 79

براى تشكيل حكومت اسلامى لازم است، ضمن آنكه تنها كسى به تشكيل خلافت اسلامى موفق مى‏شود كه به دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان اهتمام جدى داشته باشد.[82]

تكفير مسلمانان و معيارهاى اساسى آن‏

ايمان و كفر، يكى از معيارهاى اساسى القاعده براى تعيين نوع رويارويى با ديگران است. از نگاه آنها، واژه «كفر» معناى وسيعى دارد كه بسيارى از مسلمانان را نيز در بر مى‏گيرد. مصداق كافر، حداقل از نگاه برخى از آنها، به كسانى منحصر نيست كه اسلام را قبول ندارند، بلكه شامل تمام كسانى مى‏شود كه به نوعى با كفار همكارى مى‏كنند و مخالفان مذهبى و حتى مخالفان سياسى آنها نيز در گروه كفار قرار مى‏گيرند. زيرا از نگاه آنها، سلفى‏گرى دقيقاً همان روش و منش پيامبر (ص) صحابه و تابعين است و قطعاً دشمنى و مخالفت با آن، به معناى دشمنى با پيامبر (ص) صحابه و تابعين خواهد بود و اين امر براى خروج شخص از اسلام كافى است.[83] به همين جهت، امثال معمر قذافى، صدام و غيره را به خاطر مخالفت با سنت، كافر به معناى خارج از اسلام مى‏دانستند.[84] به اعتقاد آنها، ايمان و اسلام تنها در انجام دادن واجباتى مانند نماز و روزه و غيره خلاصه نمى‏شود، بلكه اگر كسى تمام اين اعمال را انجام دهد، ولى از حكم حاكمى كه مخالف حكم خدا و رسول اوست اطاعت كند، مرتد و كافر است كه بايد در دنيا و آخرت به جزاى اعمال خود برسد، زيرا حق صدور هر حكمى منحصر به خالق جهان است.[85] به گفته عبدالله عزام، مسلمان بودن تنها در ادعاى ظاهرى و به دنيا آمدن از پدر و مادر مسلمان كافى نيست، بلكه مسلمان بايد اسلام را بر تمام شئون زندگى‏اش حاكم‏

______________________________
(1). همو، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 12.

(2). همان، ص 31.

(3). عبدالله عزام، الجهاد والرباط، ص 6.

(4). إِنِ الْحُكمُ إِلَّا لِلَّه‏ (انعام، آيه 57، يوسف، آيات 40 و 67)؛ أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَ لَوْ لا كلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِى بَينَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمينَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ‏ (شورى، آيه 21).

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 80

كند[86] وگرنه كافر خواهد بود، آن هم نه كفر عملى، بلكه كفر اعتقادى كه كشتن او واجب مى‏شود.[87] بر همين اساس، وى به صراحت از كافر بودن بيشتر حاكمان عربى و نيز تمام نصيرى‏هاى سوريه‏[88] و بعثى‏هاى عراق و سوريه، به خصوص شخص صدام و حافظ اسد سخن مى‏گفت و در مورد شيعيان ايران معتقد بود كه تنها برخى از آنها كافرند و بقيه يا مسلمان يا فاسق‏اند.[89]

عبدالله عزام، معيارهاى اصلى تكفير مسلمانان را چنين بيان مى‏كند:

  1. مساوى دانستن بلاغت و حجيت سخنان برخى صحابه، مانند ابوبكر و عمر با قرآن كريم، زيرا چنين اعتقادى باعث حكم كردن به غير دستورهاى الاهى و شرك مى‏شود كه عذاب شديد اخروى را در پى خواهد داشت‏[90] و در دنيا نيز كشتن او واجب است. چنان‏كه در موردى، يكى از منافقان قضاوت رسول خدا (ص) و ابوبكر را نپذيرفته بود و وقتى براى صدور حكم پيش عمر آمد، عمر او را كشت. زيرا او با اين كار مى‏خواست حكم عمر را بر حكم رسول خدا (ص) مقدم كند كه بر اساس احاديث رسول خدا (ص)، خون چنين شخصى هدر و كشتن او واجب است.[91]
  2. انكار يكى از ضروريات مسلّم دين، به شرطى كه هر مسلمانى از ضرورى بودن آن آگاه باشد و اختلافى در آن وجود نداشته باشد؛ مانند وجوب نماز پنج‏گانه با ركعات معين و روزه در ماه رمضان و ساير احكام. بنابراين، اعتقاد به سه ركعتى بودن يكى از نمازهاى چهار ركعتى، مساوى قرار دادن ساير ماه‏ها با ماه رمضان در وجوب روزه،

______________________________
(1). قُلْ إِنَّ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَحْياى وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ‏ (انعام، آيه 162)؛ و عبدالله عزام، التآمر العالمى، ص 37.

(2). همو، العقيده وأثره فى بناء الجيل، ص 33.

(3). همو، التآمر العالمى، ص 111 و 112.

(4). همو، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 49 و 50، 58 و 75- 77؛ همو، الجهاد والرباط، ص 6 و 7.

(5). فَلْيحْذَرِ الَّذينَ يخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يصيبَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ‏ (نور، آيه 63)؛ عبدالله عزام به پيروى از احمد بن حنبل، «فتنه» را در آيه به معناى شرك دانسته است؛ عبدالله عزام، العقيده وأثره فى بناء الجيل، ص 26.

(6). همان، ص 28.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 81

برابر دانستن قطع دست و زندان در مجازات دزد، مطابق قوانين مصوب برخى كشورها مانند مصر و مسائل ديگرى از اين قبيل، تماماً باعث كفر و خارج شدن شخص از اسلام مى‏شود.

  1. حلال دانستن حرام الاهى و عكس آن؛ چنان‏كه قرآن، اهل كتاب را به دليل پيروى بى‏قيد و شرط از علمايشان مذمت كرده و مشرك دانسته است‏[92] و طبق حديث نبوى، مذمت آنها به اين جهت است كه آن علما حلال خدا را حرام و حرام الاهى را حلال مى‏كردند.[93] همچنين در قرآن كريم، هر گونه «حكم بغير ما أنزل الله»، كفر تلقى شده است.[94] زيرا مؤمن كسى است كه در تمام جهات، كاملًا تسليم دستورهاى الاهى باشد و هيچ تغييرى در آن به وجود نياورد[95] و هر گونه نافرمانى و مخالفت با احكام الاهى، باعث كفر شخص مى‏شود.[96] مبارزه با كفارى كه به حلال و حرام الاهى اعتنايى ندارند نيز به دستور صريح قرآن واجب است.[97]
  2. مسخره كردن يكى از آيات قرآن يا سنت و حتى بخشى از سنت. زيرا خداوند به صراحت از كافر و معذب بودن كسانى كه آيات قرآن را مسخره كنند، خبر داده است.[98]

______________________________
(1). اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يشْرِكونَ‏ (توبه، آيه 3).

(2). قال عدى بن حاتم: يا رسول الله ما عبدوهم، فقال صلى الله عليه وسلم: «بلى إنهم أحلوا لهم الحرام وحرموا عليهم الحلال فاتبعوهم فذلك عبادتهم إياهم»؛ تفسير ابن‏كثير، ج 2، ص 171؛ و عبدالله عزام، العقيده وأثره فى بناء الجيل، ص 25.

(3). وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الْكافِرُونَ‏ (مائده، آيه 44)؛ وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الظَّالِمُونَ‏ (مائده، آيه 45)؛ وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الْفاسِقُونَ‏ (مائده، آيه 47).

(4). فَلا وَ رَبِّك لا يؤْمِنُونَ حَتَّى يحَكمُوك فيما شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لا يجِدُوا فى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَ يسَلِّمُوا تَسْليماً (نساء، آيه 6).

(5). آيات پيشين سوره مائده: 44- 45.

(6). قاتِلُوا الَّذينَ لا يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيوْمِ الْآخِرِ وَ لا يحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكتابَ حَتَّى يعْطُوا الْجِزْيةَ عَنْ يدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ‏ (توبه، آيه 29).

(7). وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيقُولُنَّ إِنَّما كنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ. لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كفَرْتُمْ بَعْدَ إيمانِكمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمينَ‏ (توبه، آيات 65- 66).

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 82

  1. نپذيرفتن صلاحيت قرآن براى همه زمان‏ها و مكان‏ها، زيرا اين تصور برخلاف نص صريح قرآن كريم و عقيده مسلم مسلمانان است كه بر جامعيت علمى، زمانى و مكانى قرآن تأكيد دارد.
  2. خدمت در حكومت جائر.[99]

عزام، تأويل كفر را به كفر عملى در آيات مربوط به موضوعات فوق، نادرست مى‏داند و معتقد است هر يك از اين موارد، باعث كفر اعتقادى و خروج شخص مسلمان از اسلام مى‏شود. بر همين اساس، او به صراحت، بعثى‏ها، كمونيست‏ها، ملى‏گرايان، سوسياليست‏ها و افراد و گروه‏هاى ديگر مانند آنها را كافر اعتقادى مى‏داند. زيرا سه گروه اول، با مرتجع و انعطاف‏ناپذير دانستن اسلام، حاضر نيستند احكام آن را بپذيرند. همچنين هر چهار گروه با اشكال در جامعيت دين، مشاركت مردم را براى قانون‏گذارى لازم مى‏دانند؛ و نيز كشورهاى اسلامى با اجراى قوانين عرفى و غربى، عملًا مردم را به كفر و شرك دعوت مى‏كنند، در حالى كه مسلمان بايد در تمام امور، تسليم شريعت الاهى باشد نه قوانين عرفى.[100] وى در موردى، تكفير اهل قبله را بر علم و جهل آنها در مورد احكام اسلامى مبتنى دانسته است. زيرا او جهل را در اصول و فروع، باعث معذوريت مى‏داند. به همين جهت، مسلمانانى كه از قبور صحابه و اوليا كمك مى‏خواهند، اگر جاهل باشند، عزام به پيروى از ابن‏تيميه آنها را كافر نمى‏داند و كسانى كه با علم به بدعت بودن، از اهل قبور كمك بخواهند، كافر و از دايره اسلام خارج‏اند.[101]

پس از يازده سپتامبر، انديشه تكفيرى القاعده به دليل ماهيت ايدئولوژيك و مبارزه طلبانه‏اش، جذابيت فراوانى براى گروه‏هاى تندرو ايجاد كرد. با تقويت اين تفكر

______________________________
(1). عبدالله عزام، العقيدة و أثره فى بناء الجيل، ص 25 و 26.

(2). همان.

(3). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9 و 10.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 83

و رويكرد خصومت‏گرايانه القاعده و هم‏فكران آن به مكتب تشيع، شيعيان همواره هدفى ثابت براى حملات آنها بوده‏اند. هرچند برادران اهل‏سنت نيز هرگز از شرارت‏ها و جنايات آنها در امان نبوده‏اند. زيرا القاعده با تأكيد بر حقانيت خود، مسلمان بودن ديگران را نيز با معيار عقايد خود مى‏سنجند. بر اين اساس، مخالفان خود را به سه دسته كافران (يهوديان و مسيحيان)، مشركان (شيعيان) و منافقان (اهل‏سنت مخالف القاعده) تقسيم مى‏كنند. اين تا زمانى است كه اهل‏سنت با حكومت‏هاى جائر همكارى نكنند و تسليم فرمان آنها نباشند، وگرنه تمام آنها كافر و مرتد مى‏شوند كه بايد از راه جهاد با آنان مبارزه كرد.[102]

نتيجه‏گيرى‏

القاعده و رهبران آن، همگى از مسلمانان اهل‏سنت‏اند و قرائتى افراطى و متعصبانه از اسلام دارند كه تحت تأثير سيد قطب و ابن‏تيميه به تعريف كفر و ايمان و جهاد و حكومت و مسائل كلامى ديگر پرداخته‏اند. آنها از نظر خط مشى سياسى، با رفتار مسالمت‏آميز موافق نيستند، بلكه جهاد و مبارزه را تنها راه دست‏يابى به حكومت اسلامى و نابودى كفار مى‏دانند. عامل اصلى تندروى‏هاى آنها را مى‏توان در رويكرد نص‏گرايى افراطى آنان پى‏گيرى كرد كه ريشه در افكار سلفيه وهابى و برخى جريان‏هاى تندروى مصر دارد. برداشت نص‏گرايانه آنها از اسلام بر چند عنصر اصلى متمركز است: 1. تأكيد بر اساس ايمان و عقيده و توحيد كامل در تمام جوانب زندگى؛ 2. مخالفت با فلسفه و عقل‏گرايى؛ 3. مبارزه با عرفان و تصوف؛ 4. اجراى كلمه به كلمه دستورهاى قرآن كريم و سنت رسول خدا (ص) و بى‏توجهى به نتايج عملكرد.

______________________________
(1). همو، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 49 و 50، 58 و 75- 77؛ همو، الجهاد والرباط، ص 6 و 7؛ «مبانى ايدئولوژيك گروهك ريگى»، روزنامه كيهان، ش 19596، 12/ 12/ 88، ص 12.

 

آنها با تأكيد بر ضرورت اجراى اوامر قرآنى و اصرار بر مفاهيمى چون توحيد حاكميت، جهاد، كفر و ايمان، ولايت و برائت، دارالحرب و دارالاسلام، هجرت و غيره با تفسيرهاى خاصى كه دارند، به نتايج عملكرد خود كمتر دقت مى‏كنند، يا اصلًا به آن بها نمى‏دهند. اين امر باعث شده است اين گروه‏ها بدون توجه به هيچ نوع سازندگى و طرح جامع در اين زمينه، همواره در حال اعتراض باشند. رويكردهاى خشونت‏گراى القاعده، ضمن آنكه باعث تقويت و رشد افراطى‏گرى مى‏شود، چهره خشن و نامعقولى نيز از اسلام در جهان ارائه خواهد داد.

در اين ميان، جهاد مهم‏ترين ابزار القاعده براى تحقق مبانى كلامى پيشين به شمار مى‏آيد، در حالى كه تعريف القاعده از حكومت و راه‏هاى دست‏يابى به آن، كه در نهايت به جهاد بر مبناى تكفير و تفسيق ديگر مسلمانان مى‏انجامد، نه تنها به عنوان آموزه دينى، مقبول نيست، بلكه با سيره و گفتار پيشوايان دين و اصول اساسى اسلام نيز سازگارى ندارد. زيرا جهاد اسلامى، آن‏گونه كه در متون دينى تبيين شده است و سيره عملى پيشوايان دين نيز آن را تأييد مى‏كند، ابزارى براى حفظ كرامت انسانى و تأمين صلح و امنيت و فراهم كردن زمينه هم‏زيستى مسالمت‏آميز ميان مردم است، تا آنجا كه از نظر قوانين جنگى اسلام، حفظ حقوق دشمن حتى در ميدان جنگ لازم و ضرورى است و تنها تا وقتى جنگيدن با نيروهاى دشمن مجاز است كه آنها دست به شمشير برند و مقابله كنند، اما اگر صحنه را ترك كردند، در حال فرار كسى حق كشتن آنها را ندارد. همچنين هيچ كس مجاز نيست به افرادى كه مستقيماً در جنگ دخالت نداشته‏اند، تعرض كند. بنابراين، زنان، افراد سال‏خورده، كودكان، مريض‏ها و نيز اموال محل سكونت دشمنان در امان هستند. فقط افراد در حال جنگ كشته مى‏شوند و اموالى كه با خود به ميدان جنگ آورده‏اند، به غنيمت گرفته مى‏شود.

بر اين اساس، اخبار و حكايت‏هايى مربوط به فتوحات اسلامى، تاريخ مسلمانان را در بالاترين سطح نجابت و رفتار انسانى قرار داده است. گوستاو لوبون، مورخ و جامعه‏شناس فرانسوى، در كتاب خويش به نام تمدن اسلام و عرب اظهار داشته است:

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 85

«جهان هرگز مهربانانه‏تر از كشورگشايى مسلمانان به خود نخواهد ديد».[103] قرآن نيز به صراحت، هر گونه زياده‏روى و ظلم در ميدان جنگ را ممنوع كرده است: «و در راه خدا با كسانى كه با شما كارزار مى‏كنند، كارزار كنيد و از حد مگذريد كه خدا از حد گذرندگان را دوست ندارد».[104]

قرآن هنگامى كه در مقام توجيه جنگ برمى‏آيد، از سه موقعيت صحبت مى‏كند:

اول: جنگ براى دفاع از خود با هدف دفع ظلم و تجاوزگرى دشمن؛[105]

دوم: حمايت از مردم ناتوان به دفاع از خود در مقابل ظلم و ستم؛[106]

سوم: جنگ با هدف تأمين امنيت و حفاظت از آزادى دينى و حفظ اماكن مذهبى، صرف‏نظر از عقيده عبادت‏كنندگان: «اگر خداوند برخى از مردم را از بعضى ديگر باز نمى‏داشت، قطعاً ديرهاى راهبان و كليساهاى ترسايان و كنشت‏هاى جهودان و مساجد مسلمانان، كه در آنها خدا بسيار ياد مى‏شود، ويران مى‏گرديد».[107]

بنابراين، دستور اسلام براى آمادگى و تقويت بنيه‏هاى نظامى كشور،[108] براى جهان‏گشايى و استعمارگرى نيست، بلكه به منظور تقويت جنبه‏هاى دفاعى جامعه است تا زورگويان، جرئت سلب امنيت مردم را نداشته باشند. بر اين اساس، اسلام در خصوص كفارى كه در شرايط حاضر، خطرى از ناحيه آنها متوجه اسلام و مسلمانان نيست- هرچند در گذشته ممكن است آزار و اذيت‏هاى فراوانى از ناحيه آنها به مسلمانان‏

______________________________
(1). محمد مختار شنقيطى، «از جنگ مختار تا صلح مقدّس»، معرفت، س 16، ش 120، آذر 1386.

(2). وَ قَاتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يقَاتِلُونَكمْ وَلَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لَا يحِبِّ الْمُعْتَدِينَ‏ (بقره، آيه 190).

(3). أُذِنَ لِلَّذِينَ يقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ بِغَيرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يقُولُوا رَبُّنَا ... (حج، آيات 39 و 40).

(4). وَ مَا لَكمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنك وَلِيا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنك نَصِيرا (نساء، آيه 75).

(5). حج، آيه 40.

(6). انفال، آيه 60.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 86

رسيده باشد- نه تنها اجازه خشونت نمى‏دهد، بلكه مسلمانان را به بردبارى و مدارا با آنها تشويق مى‏كند.[109] بنابراين، «جهاد» آن‏گونه كه در تفكر القاعده مطرح است، كه هدف اصلى آن مسلمانان مخالف است، در اسلام حتى در مورد كفار مشروعيت ندارد.

مهم اين است كه با توجه به نظريه توحيدى، كه معتقد است خداى واحد، پديدآورنده ممكنات و تدبيركننده عالم و داراى سيطره بر كل موجودات است، روشن مى‏شود كه حق واقعى، تنها خداوند متعال است و تمام زمين، بلكه تمام وجود مختص به اوست. درست به همين دليل است كه پيامبران الاهى و اديان آسمانى به خود حق مى‏دادند بر كل جهان تسلط پيدا كنند و دين خدا را ترويج و با موانع برخورد كنند. چنان‏كه خداوند در چندين مورد، صريحاً وعده داده است كه به پيامبران و مؤمنان، سرورى جهان را عطا كرده است و در نهايت، زمين و سرورى آن را افراد شايسته به ارث خواهند برد.[110]

در خصوص سيادت جهانى اسلام، به طور خاص نيز آيات و روايات فراوانى وجود دارد؛ از جمله اين آيه مباركه كه مى‏فرمايد: هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏.[111] رعايت اين اصل به معناى اقدام بى‏رويه به جنگ و خشونت در مورد كفار نيست، چه رسد به مسلمانان ديگر، بلكه آنچه در مجموع، همه بر آن اتفاق دارند اين است كه اگر اهداف جهاد از راه‏هاى صلح‏آميز تحقق يابد، صلح بهتر از جنگ است، بلكه در اين حالت، توجيهى براى اعلان جنگ باقى نمى‏ماند. همچنين، بر اساس نصوص دينى نزد اهل‏سنت و شيعه و حتى اهل كتاب، بشارت‏هاى‏

______________________________
(1). ممتحنه، آيه 8 و آل عمران، آيه 186.

(2). هُوَ الَّذِى جَعَلَكمْ خَلَائِفَ فِى الْأَرْضِ‏ (فاطر، آيه 39)؛ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يورِثُهَا مَن يشَاء مِنْ عِبَادِهِ‏ (اعراف، آيه 128)؛ وَ لَقَدْ كتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكرِ أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُهَا عِبَادِى الصَّالِحُونَ. (انبياء، آيه 105)؛ نك: آل عمران، آيه 55؛ اعراف، آيات 128، 129 و 74 و قصص، آيه 5.

(3). توبه، آيه 33؛ درباره آيات ديگر در اين زمينه رجوع شود به بقره، آيه 143؛ آل‏عمران، آيه 139؛ توبه، آيه 40؛ حج، آيه 78؛ نور، آيه 55؛ يونس، آيه 14؛ احزاب، آيه 27، فتح، آيه 28؛ صف، آيه 9 و منافقون، آيه 8.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 87

الاهى در سپردن وراثت و فرمانروايى زمين به افراد شايسته و مؤمن، در آخرالزمان پس از ظهور آخرين منجى عالم بشريت محقق مى‏شود.

بنابراين، رويكرد جهادى القاعده براى تشكيل حكومت اسلامى و تبيين آنها از حكومت و جهاد و كفر و شرك در توجيه قتل و غارت‏هاى بى‏رحمانه‏شان كه با استناد به برخى آيات و روايات توجيه مى‏شود، در بسيارى موارد، مخالف آن چيزى است كه در متون دينى و سيره پيشوايان دين مطرح است. مشكل اصلى جريان القاعده و امثال آن در ظاهرگرايى مطلق آنهاست كه تنها به ظواهر برخى آيات و روايات تأكيد دارد و از جمع‏بندى آنها با شواهد و دلايل ديگر خوددارى مى‏كنند. چنين تفسيرى از آموزه‏هاى اسلامى، نه تنها راه‏گشا نيست، بلكه پيوسته رهزن و مشكل‏ساز خواهد بود؛ نتيجه نامطلوبى كه هم‏اكنون القاعده در دام آن گرفتار شده‏اند. به همين جهت، تبيين درست و عالمانه مبانى كلامى جهاد و حكومت و تشويق علماى منصف اهل‏سنت به نقد عقايد و رفتارهاى القاعده براى جلوگيرى از سوء استفاده‏هاى بيشتر آنان از آموزه‏هاى اسلامى، ضرورتى انكارناپذير است كه بايد به آنها توجه شود.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 88

پی نوشتها:

  1. قرآن كريم.
  2. اسماعيل، محمود، سلفى‏ها، ترجمه حسن خاكرند و حجت‏الله جودكى، چاپ اول: مؤسسه فرهنگى، هنرى و انتشارات بين‏المللى الهدى، تهران، [بى‏تا].
  3. آل نجف، عبدالكريم، «ماهيت ضدتروريستى جهاد»، ترجمه حسين ارجينى و حمزه على وحيدى‏منش، معرفت، ش 102، س 15، ش 3، خرداد 1385.
  4. «القاعده عراق و برگى از تاريخ جريان‏هاى خاورميانه»، چشم‏انداز ايران، ش 62، تير و مرداد 1389.
  5. انصارى، ابوعباده، مفهوم الحاكمية فى فكر الشهيد عبدالله عزام، مركز شهيد عزام الاعلامى، پاكستان، پيشاور [بى‏تا].
  6. بهنساوى، سالم، نقد و بررسى انديشه تكفير، ترجمه سالم افسرى، چاپ دوم: احسان، تهران 1392.
  7. جمعى از نويسندگان، بنياد گرايى و سلفيه: بازشناسى طيفى از جريان‏هاى دينى، به كوشش دكتر حسين هوشنگى و دكتر احمد پاكتچى، انتشارات دانشگاه امام صادق، 1390.
  8. جمعى از نويسندگان، كتاب آسيا (5) ويژه مسائل پاكستان، نظارت و تدوين: مؤسسه فرهنگى مطالعات و تحقيقات بين‏المللى ابرار معاصر، تهران 1389.
  9. رفعت، سيد احمد و عمرو شوبكى، آينده جنبش‏هاى اسلامى پس از 11 سپتامبر، ترجمه ميثم شيروانى، چاپ اول: دانشگاه امام صادق (ع)، تهران 1387.
  10. زحلى، وهبة، آثار الحرب فى الفقه الاسلامى، دارالفكر، دمشق 1412 ق.
  11. زهران، مصطفى و ديگران، سلفى‏گرى در مصر، دوره جديد، ترجمه صغرى روستايى، چاپ دوم: مؤسسه مطالعات انديشه‏سازان نور، تهران 1393.
  12. زيات، منتصر، أيمن الظواهرى كما عرفته، چاپ دوم: دار مصر المحروسه، مصر 2002 م.
  13. شنقيطى، محمد مختار، «از جنگ مختار تا صلح مقدس»، ترجمه سيد جلال امام، معرفت، س 16، ش 120، آذر 1386.
  14. طباطبايى، محمدحسين، الميزان فى تفسير القرآن، ج 2، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم 1417 ق.
  15. عباس‏زاده فتح‏آبادى، مهدى، «القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأكيد بر عراق)»، فصل‏نامه سياست، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسى، دوره 40، ش 2، تابستان 1389.
  16. عزام، عبدالله يوسف، إتحاف العباد بفضائل الجهاد، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور،] بى‏تا [.

17.-، آلاء الرحمن فى جهاد الأفغان، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 89

18.-، الإسلام و مستقبل البشريه، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

19.-، الأسئلة والأجوبة الجهادية، مكتب الخدمات، لجنة التحقيق، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

20.-، التآمر العالمى، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

21.-، الجهاد والرباط، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

22.-، الحق بالقافله، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

23.-، فى الجهاد آداب وأحكام، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

24.-، إعلان الجهاد، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور،] بى‏تا [.

25.-، العقيدة وأثرها فى بناء الجيل، مركز شهيد عزام الإعلامى، پاكستان، پيشاور، [بى‏تا [.

  1. عليخانى، عبدالله، كتاب امنيت بين‏الملل (4) (ويژه القاعده)، مؤسسه فرهنگى مطالعات و تحقيقات بين‏المللى ابرار معاصر، تهران 1388.
  2. عليزاده موسوى، سيد مهدى، افغانستان، ريشه‏يابى و بازخوانى تحولات معاصر، چاپ اول: كيش مهر، [بى‏جا] 1381.
  3. فدوى، عبدالقيوم، اسامه بن لادن و ماجراها، چاپ اول: مفاخر، كابل [بى‏تا [.
  4. فرهنگ ابجدى، نرم‏افزار كتاب‏خانه «حكمت اسلامى» نور.
  5. كتاب العين، نرم‏افزار كتاب‏خانه «حكمت اسلامى» نور.
  6. «مبانى ايدئولوژيك گروهك ريگى»، روزنامه كيهان، ش 19596، 12/ 12/ 1388.
  7. محمديان، محمد، بنيادهاى فكرى القاعده، چاپ اول: دانشگاه امام صادق (ع)، تهران 1390.
  8. مژده، وحيد، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، نشر نى، تهران 1382.
  9. ميرمحمدى، معصومه سادات، «مشروعيت جنگ‏هاى صليبى از ديدگاه روحانيان مسيحى و مقايسه آن با ماهيت جهاد مسلمانان در برابر صليبى‏ها»، معرفت اديان، س 2، ش 2، بهار 1390.
  10. azzambooks. 4 t. comazzam. htm.
  11. islamworld 0202. persia nblog. ir
  12. mash reghnews. ir
  13. moqatel. blogfa. com
  14. old. mehrnews. com
  15. rah- nama. ir

 

 

[1] ( 1)* سطح 4 جامعة المصطفى و كارشناسى ارشد دين‏شناسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى( قدس سره)

[2] ( 1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 30 و 31.

[3] ( 1). براى اطلاع بيشتر از مهم‏ترين شخصيت‏ها و گروه‏هاى سلفى و سير تحول فكرى سلفيه، نك: محمود اسماعيل، سلفى‏ها.

[4] ( 1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 479 و 480.

[5] ( 2). عبدالله عزام، متولد 1941 م. در قريه« سيله الحارثيه» فلسطين، در سن كوچكى به اردن مهاجرت كرد و تحصيلات ابتدايى را همان‏جا گذارند. ليسانس شرعيات خود را در 1966 م. از دانشگاه دمشق گرفت و هم‏زمان با تحصيل در سوريه به اخوان‏المسلمين مصر پيوست و در جنگ 1967 م. اعراب و اسرائيل شركت كرد. سپس براى ادامه تحصيل عازم مصر شد و ارشد خود را در 1969 م. و دكتراى اصول فقه را در 1973 م. از دانشگاه الأزهر گرفت. سپس به اردن بازگشت و در دانشگاه اردن در سال‏هاى 1969- 1970 م. تدريس مى‏كرد. پس از به وجود آمدن مشكلاتى در آنجا به علت حركت‏هاى انقلابى، مدتى از فعاليت‏هاى سياسى- اجتماعى كناره‏گيرى كرد. در 1981 م. چند ماهى در دانشگاه ملك عبدالعزيز عربستان مشغول تدريس بود و تنها كسى بود كه از آنجا براى تدريس به دانشگاه اسلامى دولتى اسلام‏آباد داوطلبانه اعزام شد. وى عامل اشتياق به اسلام‏آباد را نزديك شدن به جهاد افغانستان و كمك به آن مى‏دانست و از همان‏جا فعاليت در جهاد افغانستان را آغاز كرد. همچنان‏كه او از بنيان‏گذاران اصلى جنبش حماس در فلسطين نيز بود( عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 3، 28 و 63؛ وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 58 و 59).

[6] ( 3). بن‏لادن در 1957 م. در شهر رياض عربستان سعودى در خانواده يمنى‏الأصل به دنيا آمد. پدر اسامه از دوستان بزرگ ملك‏فيصل، شاه سابق عربستان، و صاحب شركت بزرگ ساختمانى بود. اسامه تحصيلات ابتدايى خود را در مدينه منوره و تحصيلات عالى خود را در رشته« اقتصاد و اداره» در دانشگاه ملك عبدالعزيز به پايان رسانيد و بعد مانند ديگر برادران خود به كار در شركت بن‏لادن پرداخت. سرمايه شخصى بن‏لادن در اين زمان، بالغ بر سيصد ميليون دلار مى‏شد( وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 62 و 63).

[7] ( 4). براى اطلاع از شرح حال ظواهرى نك: منتصر زيات، أيمن ظواهرى كما عرفته.

[8] ( 5). عبدالله عليخانى، كتاب امنيت بين‏الملل( 4)( ويژه القاعده)، ص 200 و 202.

[9] ( 1). وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 65 و 70.

[10] ( 2). زرقاوى اردنى‏تبار از رهبران ميدانى القاعده شاخه عراق بود كه در دهه هشتاد ميلادى به افغانستان رفت تا در كنار ساير جهادى‏هاى عرب در جهاد عليه ارتش سرخ شوروى سهم بگيرد و در همين زمان به القاعده پيوست و فرماندهى نيروهاى القاعده در عراق، رسماً به او سپرده شد. زرقاوى پس از پايان جنگ به اردن بازگشت و گروه« جماعت التوحيد» را در 1994 م. تأسيس كرد، اما پس از چهار سال تحمل زندان به جرم نقش داشتن در عمليات‏هاى تروريستى، دوباره عازم افغانستان شد. با شروع عمليات نظامى آمريكا در عراق، در كردستان مستقر شد و همان‏جا زمينه تأسيس شاخه عراقى« جماعت التوحيد والجهاد» را بنا نهاد. زرقاوى در 17/ 3/ 1385 ش./ 2006 م.، در عمليات مشترك نيروهاى عراقى و آمريكايى كشته شد، اما بلافاصله پس از آن، اسامه بن‏لادن در دهم تير 1385، ابوايوب مصرى را جانشين وى معرفى كرد( مهدى عباس‏زاده فتح‏آبادى،« القاعده پس از 11 سپتامبر( با تأكيد بر عراق)، ص 163، 164 و 166؛ روزنامه شرق، تهران، 2/ 3/ 85، به نقل از: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 71 و 152).

[11] ( 3). بر اساس سخنان يوسف عبدالله عزام، آمار عرب‏افغان‏ها بسيار زياد بود، اما به صورت جزئى، كسانى كه براى جهاد يك‏ماهه تا سه‏ماهه مى‏آمدند، شش تا هفت هزار نفر بودند؛ جنگجويان ثابت، هزار نفر و نيروهاى خدماتى حدود پانصد نفر. اين آمار در آخرين آثار عبدالله عزام آمده است كه پيش از كشته شدنش منتشر شده است( عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 2).

[12] ( 1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه: بازشناسى طيفى از جريان‏هاى دينى، ص 76؛ مهدى عباس‏زاده فتح‏آبادى،« القاعده پس از 11 سپتامبر»، ص 156؛ جمعى از نويسندگان، كتاب آسيا( 5) ويژه مسائل پاكستان، ص 39، 40، 189، 190، 245 و 249.

[13] ( 2). بروس رايدل،« بازگشت القاعده»، فارين افبرز، مى- ژوئن 2007، به نقل از: جواد جمالى، آينده اسلام‏گرايى در پاكستان، ص 7. براى اطلاع از مهم‏ترين افراد و گروه‏هاى وابسته به القاعده در جهان، نك: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 94- 102 و عبدالله عليخانى، امنيت بين‏الملل، ص 197- 199.

[14] ( 1). مهدى عباس‏زاده فتح‏آبادى،« القاعده پس از 11 سپتامبر( با تأكيد بر عراق)»، فصل‏نامه سياست، دوره 40، ش 2، ص 154 و 155.

[15] ( 1). خادم الشريف، ايران 19/ 6/ 1384، به نقل از: محمد مصلحى،« كالبد شكافى تفكر وهابيت و القاعده»، سايت مركز اسناد انقلاب اسلامى:

http:// islamworld 0202. persian blog. ir/ post/ 655.

[16] ( 2). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 473.

[17] ( 3). براى اطلاع از افراد و گروه‏هاى مهم القاعده يا همكار آنها كه اكثرشان از اعضاى سازمان الجهاد يا جماعت اسلامى مصر هستند، نك: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 67- 71، 26- 56 و 89- 93.

[18] ( 1). نك: همان، ص 153- 154.

[19] ( 2). عبدالله عزام از تمامى اخوانى‏ها به عنوان برادران خود ياد مى‏كند؛ عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 38.

[20] ( 3). همان، ص 24 و 25.

[21] ( 1). وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 58- 59.

[22] ( 2). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 65.

[23] ( 3). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 39؛ سيد قطب بر جنبه‏هاى عملى عقيده اسلامى تأكيد داشت و معتقد بود هر مؤمن براى انجام دادن وظايف دينى خود به عنوان خليفه الاهى در زمين، موظف است آنچه را باور دارد، در عمل تحقق ببخشد؛ سيد قطب، ويژگى‏هاى ايدئولوژى اسلامى، ترجمه سيد محمد خامنه‏اى، ص 20، به نقل از: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 31.

[24] ( 4). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 12 و 13؛ براى اطلاع بيشتر از سازمان الجهاد و جماعت اسلامى مصر، نك: محمود اسماعيل، سلفى‏ها، ص 81- 87.

[25] ( 1). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 16، 23، 35 و 36؛ محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 41.

[26] ( 2). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 55.

[27] ( 3). همان، ص 16.

[28] ( 4). همان، ص 95 و 96.

[29] ( 5). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 67.

[30] ( 6). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 47.

[31] ( 7). همان، ص 129 و 130.

[32] ( 8). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 89.

[33] ( 1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 132- 133، 376 و 475؛ محمد مصلحى،« كالبدشكافى تفكر وهابيت و القاعده»، سايت مركز اسناد انقلاب اسلامى:

http:// islam world 0202. pers ianblog. ir/ post/ 655/.

[34] ( 2). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 129؛ وحيد مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، ص 63.

[35] ( 3). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 59.

[36] ( 4). البته وى در موردى گفته است كه به اتفاق علماى مذاهب اربعه، ساختن بنا براى شهرت و زينت حرام است و بايد از بين برود و اگر براى استحكام باشد، مكروه است؛ عبدالله عزام، فى الجهاد آداب وأحكام، ص 26 و 27.

[37] ( 1). عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 6، 31، 34 و 70.

[38] ( 2). عبدالله عزام، آلاء الرحمن فى جهاد الأفغان، ص 4 و 12.

[39] ( 1). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 170 و 477.

[40] ( 2). محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 145.

[41] ( 3). مصطفى زهران و ديگران، سلفى‏گرى در مصر، ترجمه صغرى روستايى، ص 98- 100 و 198- 208.

[42] ( 1). محمود اسماعيل، سلفى‏ها، ترجمه حسن خاكرند و حجت‏الله جودكى، ص 85 و 86.

[43] ( 2). ابوعباده انصارى، مفهوم الحاكميه فى فكر الشهيد عبدالله عزام، ص 14- 16.

[44] ( 3). سالم بهنساوى، نقد و بررسى انديشه تكفير، ترجمه سالم افسرى، ص 148 و 363- 383.

[45] ( 4). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9- 10.

[46] ( 5). سيد احمد رفعت و عمرو شوبكى، آينده جنبش‏هاى اسلامى پس از 11 سپتامبر، ترجمه ميثم شيروانى، ص 211.

[47] ( 1).\i قُلْ إِنَّ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَحْياى وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ‏\E( انعام، آيه 162)؛ عبدالله عزام، التآمر العالمى، ص 37.

[48] ( 2).\i إِنِ الْحُكمُ إِلَّا لِلَّه‏\E( انعام، آيه 57 و يوسف آيات 40 و 67).

[49] ( 3).\i فَلا وَ رَبِّك لا يؤْمِنُونَ حَتَّى يحَكمُوك فيما شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لا يجِدُوا فى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَ يسَلِّمُوا تَسْليماً\E( نساء، آيه 65).

[50] ( 4). ابوعباده انصارى، مفهوم الحاكمية فى فكر الشهيد عبدالله عزام، صفحات گوناگون.

[51] ( 5).\i اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يشْرِكونَ‏\E( توبه، آيه 31).

[52] ( 6). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9- 10.

[53] ( 7). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 78 و 81.

[54] ( 8). همان، ص 40.

[55] ( 1). همان، ص 82 و 83.

[56] ( 2).\i لا يكلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها\E( بقره، آيه 286).

[57] ( 3).\i وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْأَرْضِ كمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيمَكنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يعْبُدُونَنى لا يشْرِكونَ بى شَيئاً وَ مَنْ كفَرَ بَعْدَ ذلِك فَأُولئِك هُمُ الْفاسِقُونَ‏\E( نور، آيه 55)؛ عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 12 و 14.

[58] ( 1). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 13.

[59] ( 2). جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 479 و 480.

[60] ( 1). شرق الأوسط، لندن، ش 9705، 24 ژوئن 2005 م( به نقل از: محمد محمديان، بنيادهاى فكرى القاعده، ص 43 و 44 و عبدالله عليخانى، كتاب امنيت بين‏الملل، ص 281 و 282).

[61] ( 2). مصطفى زهران و ديگران، سلفى‏گرى در مصر، ص 198- 208.

[62] ( 3). عبدالله عزام، التآمر العالمى، ص 38 و 56.

[63] ( 1).« نوروز، آخرين پيام ماهواره‏اى رهبران القاعده»، 138( به نقل از: جمعى از نويسندگان، بنيادگرايى و سلفيه، ص 477)

[64] ( 2). عبدالله عليخانى، كتاب امنيت بين‏الملل، ص 293.

[65] ( 3). منتصر زيات، أيمن الظواهرى كما عرفته، ص 78 و 81.

[66] ( 4). التآمر العالمى، مقدمه ناشر.

[67] ( 1). بنيادگرايى و سلفيه، ص 301.

[68] ( 2). همان، ص 297 و 298.

[69] ( 1). همان، ص 341، 297- 298، 303- 307 و 353.

[70] ( 2). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9.

[71] ( 3). همان، ص 14.

[72] ( 4).\i وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الْكافِرُونَ‏\E( مائده، آيه 44)؛\i ... هُمُ الظَّالِمُونَ‏\E( مائده، آيه 45)؛\i وَ ... هُمُ الْفاسِقُونَ‏\E( مائده، آيه 47).

[73] ( 5). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9- 11.

[74] ( 1). همان، ص 10.

[75] ( 1).\i انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكمْ وَ أَنْفُسِكمْ فى سَبيلِ اللَّهِ ذلِكمْ خَيرٌ لَكمْ إِنْ كنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏\E( توبه، آيه 41)؛\i فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّى لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكمْ مِنْ ذَكرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فى سَبيلى وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ‏\E( آل‏عمران، آيه 195؛ و نك: بقره، آيه 218؛ انفال، آيات 72، 74 و 75؛ توبه، آيه 20؛ نحل، آيات 41 و 110 و حج، آيه 58). احاديث نبوى كه به آن استناد شده است، عبارت‏اند از:« إن الهجرة لا تنقطع ما دام الجهاد»،( صحيح الجامع، حديث 1987 و نك: صحيح مسلم، حديث 1720 و صحيح الجامع، حديث 2815).

[76] ( 2). عبدالله عزام، إتحاف العباد بفضائل الجهاد، ص 8؛ همو، التآمر العالمى، ص 13.

[77] ( 3). همان، ص 14.

[78] ( 4). عبدالله عزام، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 46.

[79] ( 1). همان، ص 12.

[80] ( 2).\i لا تَجِدُ قَوْماً يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيوْمِ الْآخِرِ يوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِك كتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِى اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِك حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏\E( مجادله، آيه 22؛ و نك: ممتحنه، آيه 4؛ تحريم، آيه 10)؛ ابو عباده انصارى، مفهوم الحاكمية، ص 12.

[81] ( 3). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 10.

[82] ( 1). همو، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 12.

[83] ( 2). همان، ص 31.

[84] ( 3). عبدالله عزام، الجهاد والرباط، ص 6.

[85] ( 4).\i إِنِ الْحُكمُ إِلَّا لِلَّه‏\E( انعام، آيه 57، يوسف، آيات 40 و 67)؛\i أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَ لَوْ لا كلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِى بَينَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمينَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ‏\E( شورى، آيه 21).

[86] ( 1).\i قُلْ إِنَّ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَحْياى وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ‏\E( انعام، آيه 162)؛ و عبدالله عزام، التآمر العالمى، ص 37.

[87] ( 2). همو، العقيده وأثره فى بناء الجيل، ص 33.

[88] ( 3). همو، التآمر العالمى، ص 111 و 112.

[89] ( 4). همو، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 49 و 50، 58 و 75- 77؛ همو، الجهاد والرباط، ص 6 و 7.

[90] ( 5).\i فَلْيحْذَرِ الَّذينَ يخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يصيبَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ‏\E( نور، آيه 63)؛ عبدالله عزام به پيروى از احمد بن حنبل،« فتنه» را در آيه به معناى شرك دانسته است؛ عبدالله عزام، العقيده وأثره فى بناء الجيل، ص 26.

[91] ( 6). همان، ص 28.

[92] ( 1).\i اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يشْرِكونَ‏\E( توبه، آيه 3).

[93] ( 2). قال عدى بن حاتم: يا رسول الله ما عبدوهم، فقال صلى الله عليه وسلم:« بلى إنهم أحلوا لهم الحرام وحرموا عليهم الحلال فاتبعوهم فذلك عبادتهم إياهم»؛ تفسير ابن‏كثير، ج 2، ص 171؛ و عبدالله عزام، العقيده وأثره فى بناء الجيل، ص 25.

[94] ( 3).\i وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الْكافِرُونَ‏\E( مائده، آيه 44)؛\i وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الظَّالِمُونَ‏\E( مائده، آيه 45)؛\i وَ مَنْ لَمْ يحْكمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِك هُمُ الْفاسِقُونَ‏\E( مائده، آيه 47).

[95] ( 4).\i فَلا وَ رَبِّك لا يؤْمِنُونَ حَتَّى يحَكمُوك فيما شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لا يجِدُوا فى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَ يسَلِّمُوا تَسْليماً\E( نساء، آيه 6).

[96] ( 5). آيات پيشين سوره مائده: 44- 45.

[97] ( 6).\i قاتِلُوا الَّذينَ لا يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيوْمِ الْآخِرِ وَ لا يحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكتابَ حَتَّى يعْطُوا الْجِزْيةَ عَنْ يدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ‏\E( توبه، آيه 29).

[98] ( 7).\i وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيقُولُنَّ إِنَّما كنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ. لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كفَرْتُمْ بَعْدَ إيمانِكمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمينَ‏\E( توبه، آيات 65- 66).

[99] ( 1). عبدالله عزام، العقيدة و أثره فى بناء الجيل، ص 25 و 26.

[100] ( 2). همان.

[101] ( 3). عبدالله عزام، إعلان الجهاد، ص 9 و 10.

[102] ( 1). همو، الأسئلة والأجوبة الجهادية، ص 49 و 50، 58 و 75- 77؛ همو، الجهاد والرباط، ص 6 و 7؛« مبانى ايدئولوژيك گروهك ريگى»، روزنامه كيهان، ش 19596، 12/ 12/ 88، ص 12.

[103] ( 1). محمد مختار شنقيطى،« از جنگ مختار تا صلح مقدّس»، معرفت، س 16، ش 120، آذر 1386.

[104] ( 2).\i وَ قَاتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يقَاتِلُونَكمْ وَلَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لَا يحِبِّ الْمُعْتَدِينَ‏\E( بقره، آيه 190).

[105] ( 3).\i أُذِنَ لِلَّذِينَ يقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ بِغَيرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يقُولُوا رَبُّنَا ...\E( حج، آيات 39 و 40).

[106] ( 4).\i وَ مَا لَكمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنك وَلِيا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنك نَصِيرا\E( نساء، آيه 75).

[107] ( 5). حج، آيه 40.

[108] ( 6). انفال، آيه 60.

[109] ( 1). ممتحنه، آيه 8 و آل عمران، آيه 186.

[110] ( 2).\i هُوَ الَّذِى جَعَلَكمْ خَلَائِفَ فِى الْأَرْضِ‏\E( فاطر، آيه 39)؛\i إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يورِثُهَا مَن يشَاء مِنْ عِبَادِهِ‏\E( اعراف، آيه 128)؛\i وَ لَقَدْ كتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكرِ أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُهَا عِبَادِى الصَّالِحُونَ.\E( انبياء، آيه 105)؛ نك: آل عمران، آيه 55؛ اعراف، آيات 128، 129 و 74 و قصص، آيه 5.

[111] ( 3). توبه، آيه 33؛ درباره آيات ديگر در اين زمينه رجوع شود به بقره، آيه 143؛ آل‏عمران، آيه 139؛ توبه، آيه 40؛ حج، آيه 78؛ نور، آيه 55؛ يونس، آيه 14؛ احزاب، آيه 27، فتح، آيه 28؛ صف، آيه 9 و منافقون، آيه 8.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش